من به تمام آنانی که خود را مخالف طالبان میدانند، میگویم: اگر میخواهید در مقابل طالبان متحد شوید، سیاستها و موضعگیریهایی را اتخاذ نکنید که در نه��یت به تقویت طالبان منجر میشود.
در افغانستان، افغانیت، اسلامیت، ناموس و زن، خطوط سرخ هستند. اگر سیاست میکنید و میخواهید بدیلی برای طالبان بسازید، با شعارهایی مانند «افغان نیستم»، بیرق ملی را قبول ندارم، جغرافیه افغانستان را مورد سوال قرار میدهید، خراسانخواهی، فدرالیزم، ��رخواست عذرخواهی پشتونها از سیاستها و مواضع حکام و زعمای گذشته، یا جدایی اسلام از سیاست و نظام اجتماعی افغانستان، قطعاً نمیتوانید جایگاهی در میان بخش بزرگی از مردم افغانستان پیدا کنید؛ چه رسد به اینکه با چنین شعارهایی بتوانید در آینده به قدرت برسید.
تمام نخبهگان پشتون از سیاستهای انحصاری، استبدادی، حذفکننده و دیکتاتوری طالبان ناراضیاند. طالبان به هیچوجه نماینده پشتونها نیستند و نماینده یک نظام عدالتمحور و مردممحور نیز نمیتوانند باشند.
اما سیاستها و موضعگیریهای شما، آگاهانه یا ناآگاهانه، گاهی به تقویت حاکمان فعلی میانجامد. شاید برخی از نخبهگان پشتون این سخن را صریحاً به شما نگویند، اما این یک واقعیت عمومی و جمعی است.
شما اکتها و نازهای دوران جمهوریت را کنار بگذارید، از اعمال و سیاستهای ضدملی دست بردارید؛ همان روز زمینه برای شکلگیری یک بدیل جد�� فراهم میشود.
حتی کسانی که از سیاستهای بد طالبان به ستوه آمدهاند، ممکن است رهبری و بدیل شما را بپذیرند؛ مشروط بر اینکه سیاسی، واقعبینانه و ملی بیندیشید و عمل کنید.
قصههای گرم دوران جمهوریت را کنار بگذارید؛ امروز افغانستان به سیاستی نیاز دارد که مردم را متحد کند، نه اینکه دوباره جامعه را به صفبندیهای قومی، هویتی و سیاسی بکشاند.