فرزند ایران و کشته شده در راه میهن
#جاویدنام#وحید_گراییلی
با گرفتن تعهد بعد از چند روز پیکرش رو تحویل خانواده دادن و بهشون اجازهی گرفتن هیچ مراسمی ندادن. خانواده فقط تونستن سر مزارش در حیاط آرامگاه سوگواری کنن، لباس دامادیش رو بر مزارش بذارن و برقصن.
یه زمانی بود تو بازیهای این شکلی کسی پنالتی خراب میکرد از ناراحتی نمیتونست از جاش بلند شه.
تاه بعد از اینکه اونطوری معجزهوار تیم برگشته به بازی پنالتی رو وووووژژپپ میزنه آسمون بعد خیلی ریلکس میاد با ولتماده هایفایو میده.
@CatsEyesForest اگر دری هم به تخته بخوره و چیزی در در مورد زنان و برای زنان تحقیق شه، زن سفید غربی هدف اون مطالعهس. زن غیر سفید غیر غربی بودن گا روی گا.
اینم پایان کثیفترین تیم تاریخ که توش از بسیجی و سپاهی بود تا دزد و متجاوز. یک مشت اراذل و اوباش.
گفتم که واقعا خود تیم و حتی پروپاگاندای رژیم برام مهم نبود.
ولی ضایع شدن ناهموطنان دوزاری که تو استادیوم با پرچم خرچنگ کون چرخ میدادند چرا.
خوردی؟ نوش جونت. ساندیس بزن بره پایین.
قبل جام گفتم، دوباره میگم:
اون دور قبل بود که برام مهم بود این خونشورهای حوالهای حذف بشن. از ۴ سال پیش تا الان سیر وقایع به سمتی رفته که اصول�� محلی از اعراب ندارند. ببرند، ببازند، مساوی کنند، اصولا موضوعیتش رو برای من از دست داده. در مقابل آنچه بر ما رفته چیز خیلی بیاهمیتیه.
طویلهی تیم ملی محور مقاومت: یک بازیکن تیم ملی ایران در ترکیه سعی کرده یه دختر ۱۴ ساله انگلیسی رو آزار حنسی بده.
این بازیکن تیم ملی ایران متهم شده است که در کنار استخر هتل، به یک دختر ۱۴ ساله بریتانیایی نزدیک شده و پس از گرفتن سلفی و مطلع شدن از سن او، با «جذاب» خواندن این نوجوان
از آن گلوی مجروح،
پژواکِ سرخِ نامش
تیر خلاص حینِ تیمار ِ ناتمامش
از او که کشته برگشت از آن یل پیاده
آورد دیگری را بر گرده��اش نهاده
از گیسوی پریشان در چنگ دیو و ددها
از آن نگاه پرسان در پاسخ لگدها
از رستخیز این خاک در دفتر اساطیر
اسلوب باز��ان آن آرش کمانگیر
از آزمون سوزان بر پیکر سیاوش
از آن حریق بازار آن دامگاه آتش
از بیرقی که برداشت، از نغمهای که سرداد
از او که نیمه جان بود در کیسه های اجساد..
چندین سهیل آنجاست؟ چندین هزار رخسار؟
تا یک به یک ببیند .. خم شد قدش از آوار ..
شاید بریده باشی!
از این بریده تر شو
بر این عفونتِ صبر،
اعجاز نیشتر شو
آگاه و عهده دار ِ درد معاصر خود
رفت و صدای او ماند «… که نه به خاطر خود..»
فردا به رغم کتمان بر داغِ سینهی او
ای آینه!
تو داری
زخمی قرینهی او
این سرزمین به جز زخم
پیغامبر ندارد..
او خود به مادرش گفت «دیگر پسر ندارد..»
…
گفت من هنوز شبا کابوس لیزر سبز میبینم؛ هنوز تصویر مرد چهل و خوردهای سالهی کناریم که یه بیسکوییت ساقهطلایی توی کیسه دستش بود و گفت این هر شب بعد از ۱۲ ساعت کار شام منه جلوی چشامه. لیزر سبز افتاد روی مَرد. چند ثانیه بعد با آخرین وعدهی شامش غرق خون بود.
#علیه_فراموشی
میگن امروز اینترنتای ایران وصل شده اونایی که وای فای داشتن
مامانم هم وای فای داشت ولی همه کاراش با احمد بود😭💔
الان احمد نیست و مامانم حتی نمیدونه باید کجارو بزنه که متوجه شه اینترنت داره یا نه
#احمد_خسروانی