“اطاعت کافی نیست؛ تحقیرش کنید و رنجش دهید”
پیش از استقرار حکومت ِشبزدگان، وقتی خمینی هنوز نقاب از چهره نیفکنده و در حومهی پاریس، زیر درختان از آزادی و کرامت مردم پس از انقلاب میگفت،
دکتر مصطفی رحیمی در نامهای سرگشاده، دو ماه پیش از انقلاب در “آیندگان” نوشت:
«من به عنوان نويسنده وحقوقدان با جمهورى اسلامى مخالفم»
میدانست که چه نکبتی پیش روست، وقتی گفت “جمهورى اسلامى” مفهومى متناقض است!
«كه اگر كشور اسلامى باشد دیگر جمهورى نيست، زيرا مقررات ِحكومت از پیش تعيين شده است»
انقلاب که شد در گفتگو با “کیهان” از این گفت که از هیاهو نمیترسد و حرفش را پس نمیگیرد.
«موضع من همانست که در مقالهام تشریح کردم…
آزادی مقدم بر همه چیز است»
سراغش رفتند و ماهها زندانی شد.
اما همان شد که گفت؛ نه سر خم میکنم و نه جا میزنم!
بعدها در فرازی در شاهکارش “تراژدی قدرت در شاهنامه” از ساز و کار قدرت حکومت نوشت که؛
«اطاعت کافی نیست، که قدرت را در رنج دادن و تحقیر کردن میداند»
دو سا�� بعد از انتشار این کتاب، در گفتگویش با عباس معروفی و “گردون” از این گفت که؛
«بدترين مصيبت براى یک ملت اين است كه بپذیرند قدرتى براى تغيير ندارند»
و آنقدر گفت و نوشت که بالاخره گفتند از پشتبام پرت شد و کشته شد! /۱
هم هنوز واریز نکردن
الان دو ماهه هر ده روز مجبورم آزمایش بدم برم دکتر ولی هنوزم عفونتم خیلی شدیده .
آقایان مسئول یک بسته پوشک شده ۱/۲۵۰
سوند نلاتون ۱۸۰۰۰ کیسه یکبار مصرف ۵۰ هزار
اینم وضع منه معلول نخاعی با عفونت خیلی شدیده.
معلول شدید نخاعی و .....پویا جامه کوهی😔😔🤷♂️🧑🏽🦽🧑🏽🦽
با سلام و عرض ادب
از صدقه سری مسئولین بخصوص بهزیستی این وضع آزمایش منه
متاسفانه بعلت قیمت سرسام اور کیسه و سوند نلاتون و پوشک بجای یکبار استفاده و حداقل سه بار در طول روز
مجبورم از یک سوند حداقل یک هفته استفاده کنم
حالا اون مبلغ ناچیز ۱/۵۰۰ کمک هزینه خرید لوازم بهداشتی تیرماه و
Unfortunately, no one cares about us anymore. I say it frankly, we are hungry and we need food.
If you’re scrolling, PLEASE leave a dot . it's just a dot.
https://t.co/dZz4mSQXeK
امروز خبردار شدم که دکتر ایمان نوابی، از پزشکان بازداشتی جنبش ژینا، به علت ایست قلبی فوت کردن. دارم تلاش میکنم اطلاعات بیشتری از طریقه ی فوتشون به دست بیارم اما قلب و روحم مچاله شد. به معنی واقعی کلمه یه دکتر زبردست، انسان، با شرافت، و از خودگذشته رو از دست دادیم 🖤
ایشون در طول بازداشت و بعد از آزادی به قید وثیقه با سختیهای بسیاری مواجه شدن. تازه همین پارسال اجازه بازگشت به فضای مجازی رو پیدا کرده بودن. فشارها و شکنجه های روحی و جسمی زیادی رو تحمل کرده بودن. حیف و دریغ و افسوس از این فقدان.
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را / تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
«من هنوز زندهام»
سه روز قبل از آنکه با تزریق او را بکشند و پیکرش را به دیواری در خیابان میر تکیه دهند، چند نفر از “برادران” به کتابفروشیاش رفته و از او عکس گرفته بودند.
“آقای مترجم” موضوع را جدی نگرفت، چون مدتها بود که پس از آخرین بازجوییاش در وزارت اطلاعات، نامههای تهدیدآمیز میگرفت.
وقتی بازجوی حکومت ِحرامیان او پرسیده بود، چرا بیانیهی “ما نویسندهایم” را که در آن گفته بودند؛ سانسور، به هر بهانهای در صلاحیت هیچکس یا هیچ نهادی نیست، امضا کردهای، احمد میرعلائی پاسخ داده بود:
«وظ��فهام هست و باز هم میکنم!»
پیشتر از دانشگاه اخراج شده بود و نشریهاش “زندهرود” توقیف.
ترجمهی آخرین رمانش “چهارباغهای اسکندریه” اثر سه جلدی لارنس دارل، که در فاصله ده سال سه بار ترجمهاش کرده بود تا دل ِسختگیرش راضی به انتشار شود، به دستور دولت در همان چاپخانه خمیر شد و روانه کارخانه مقواسازی.
خم به ابرو نیاورد و همچنان ایستاد.
در یکی از معدود مصاحبههایش به نشریهی “مترجم” میگوید به او پیام دادند اگر با ما همکاری کنی، اجازه چاپ خواهی گرفت.
«اهل این حرفها نبودم…خود را تسلی دادم که مهم نیست، تو توانستی شاخ این غول را بشکنی!
گیرم مخاطب نداشته باشی»
و تاکید میکند که اهل “خدعه و تشبث” نیست و نباید تن به سانسور داد زیرا نویسنده و مترجم «قیم خواننده نیستند��
هر چه کردند، خسته نشد!
زیرا معتقد بود «انسان تنها به حقیقت متعهد است»
تا رسید صبح سرد دوم آبان ۱۳۷۴، که آقای مترجم، خانه را با پاکتی پول امانت ترک کرد و قرار بود ظهر باز گردد.
شب شد و نیامد.
آخر شب، مأموری در خانهشان را زد و پرسید صاحب عکس را میشناسید، همسرش گفت این احمد من است!
مأمور گفت:
«بروید جنازهاش را از کنار دیوار در خیابان میر بر دارید»
به سیاههی نویسندگانی که ترجمه کرد، نگاه کنید تا نه فقط سلیقهی ناب او، که اهمیت انتخابش را در پروراندن تخیل ما در نقد استبداد و تعهد به زیبایی و هنر دریابید.
این احمد میرعلائی بود که برای اولینبار ما را با بورخس، کوندرا، گراهام گرین، اکتاویو پاز، ویلیام گولدینگ، خوان رولفو و برنارد مالامود آشنا کرد.
در ��ایی گفته بود؛ آرزو دارم آنقدر زنده بمانم تا مهمترین آثار شکسپیر را با زبانی یکدست ترجمه کنم.
آرزو به دل شد.
آرزو به دل شدیم!
شاید که هیچکس بهتر از او نمیدانست معنای آن حرف شکسپیر در “طو��ان” چیست وقتی که نوشت:
«جهنم خالی است، همه شیاطین همینجا هستند»
میرعلائی خودش شد مصداق تام شعر خورخه لوئیس بورخس “یک مَرد” وقتی که سرود:
«مردی فرسوده از زمان
مردی که چشم انتظار مرگ هم نیست…
که فلاکت وظیفه اوست و او با تواضع میپذیرد»/۱
Evidence of war crimes by the United States of America and Israel during airstrikes on Iran within just 40 days
▪️Killing of scientists
▪️Killing of women and children
▪️Attacks on schools and educational facilities
▪️Attacks on residential buildings
▪️Attacks on universities and scientific institutions
▪️Attacks on relief ambulances
▪️ Attacks on posts, branches, and warehouses of the Red Crescent
▪️Attacks on EMS stations
▪️Attacks on energy infrastructure
▪️Attacks on critical infrastructure (water, electricity, et)
▪️Attacks on petrochemical facilities
▪️Attacks on agricultural silos
▪️Attacks on sports venues and facilities
▪️Attacks on ports and shipping infrastructurs
▪️Attacks on commercial centers
▪️Attacks on IRIB technical facilities
▪️Attacks on media outlets
▪️Attacks on libraries
▪️Attacks on recreational facilities
▪️Attacks on hospitals and medical centers
▪️Attacks on Red Crescent aid workers and Healthcare workers
▪️Attacks on airports
▪️Attacks on transportation infrastructure (bridges and railway lines)
▪️Attacks on cargo and passenger aircraft
▪️Attacks on cultural heritage sites
▪️Attacks on religious sites (Hosseiniyeh Azam of Zanjan, a Jewish synagogue, and mosques)
BREAKING: Pope Leo condemns Trump’s warning that “a whole civilization will die tonight,” calling threats against Iran’s population “unacceptable” and urging people worldwide to press their political leaders to end the expanding regional war.