وقتی از یه نفر توقع ندارم و میبینم حواسش بهم هست و یا چیزی برام گرفته صد برابر خوشحال میشم فارغ از ارزش مادی اون کار
امروز برای خودم یهو گل خریدم فهمیدم کلا از خودم توقعی ندارم که به خودم محبت کنم چون نه تنها خوشحال شدم با دوتا شاخه گل، بلکه حتی سوپرایزم شدم
وقتی طوفان تمام شد
یادت نمی آید چگونه از آن گذشتی
چطور جان به در بردی
حتی در حقیقت مطمئن نیستی
واقعا طوفان تمام شده باشد
اما یک چیز مسلم است
وقتی از طوفان بیرون آمدی
دیگر همان آدمی نیستی
که قدم به درون طوفان گذاشت
“ کافکا در کرانه “
چت جی پی تی یهو میاد از یه بحث نامربوط تو رو میبره به ژرفای پرونت خودتو به خودت نسون میده بعدم ولت میکنه همونجا با خودت غرق شی امروز فهمیدم هیچ رفتاری از من خوداگاه نیست و در عین حال ریشه های بسیاررر عمیقی دارن درونم( سر کلاس ریاضی دو به جای گوش دادن به حرف استاد تو خودم غرق شدم)