@nimekhali تا آنجا که احساس شفقت میکنیم، احساس میکنیم در آن رنج شریک نیستیم. شفقت ما، هم بیگناهی ما را اعلام میکند و هم ناتوانی ما را
سوزان سانتاگ
تماشای رنج دیگران
@R1365asb این دقیقاً نشون میده چقدر از نظر ذهنی ظرفیتت پر بوده معمولاً آدم عصبانی میشه، پیگیری میکنه، داد میزنه ،تو حتی برای اون هم انرژی نداشتی. این یعنی سیستم عصبیت overload بوده
@vala_nmidonm من انتخاب نمیکنم،من فقط به ضرورتی پاسخ میدهم که مرا از پیش برگزیده است.ما خود را تصمیمگیرنده میپنداریم، اما اغلب، این شرایط است که پیش از ما تصمیم گرفته است. ما تنها وارث موقعیتی میشویم که نه انتخابش کردهایم و نه نوشتهایم. فقط ناگزیر به پاسخ دادن به آنیم.
@maryam88rs این پدیده در روانشناسی انکار مرگ نامیده میشه. ارنست بکر در کتاب انکار مرگ توضیح میده که انسان برای ادامه دادن به زندگی روزمره، ناچاره تا حدی از آگاهی مداوم از فناپذیری خودش فاصله بگیره. اما همین فاصله گرفتن، میتواند منشأ بسیاری از ناآرامیها باشد.
روی لبانش نوشته بود
پر از صبر سخنم
در دریدنش عجول باشید
و سطح ساکن اندوه را
در التهاب زبانش بر گلو کشانده بود.
امان از خنجری که برید
که خون به ترمه ی آغوشش نشسته است
و این عزیمت پنهان راز را در سینه ی مطول به چنگ می کشد
آری درد
هنوز کسی به بوسه های ضخیم طناب عادت نکرده است
و انحطاط نفس در این عبور منقبض
ما را دچار خواهد کرد.
این معجزه ی معطل مرگ
عنکبوتیست که تارش را به مژه ی ماه می دوزد
که عبور از حلقه های ممنوع خواب ممکن نیست.
به گل های خشکیده ی نبضش که می رسی
انگشت انگشت بذر لغزش میکارند