The flag on your chest is telling everything، instead of creating unity between Muslims.This woman’s creating hate such a vulgar woman that I have ever seen in my life
you only have one thing that Iran doesn’t is Epstein. World knows about your younger #sis and #Epstein.!
Every time POTUS “plays 4D chess,” a new item gets added to the negotiation table. Not long ago, Iran didn’t have a 60% stockpile & Hormuz was wide open. At this rate, don’t be surprised if the next round includes captured American soldiers too, alongside all the previous “wins.”
"Shameful." In an extraordinary interview, Pentagon whistleblower @WesJBryant sounds the alarm about what he calls a lack of concern for civilian casualties by the US in Iran. He was part of a Pentagon unit tasked with mitigating civilian harm, but it was gutted last year in government cuts. Worth watching in full.
بعد ترامپ که «عملیات نجات» تو ایران راه انداخته میگه «ژنتیک ایرانی ها مشکل داره»!!! ولی یه سری میرن هر هفته عربده میکشن ازش تشکر می کنن که بمب می ریزه تو کشورشون چون فکر کردن خیلی مردممون رو دوست داره!!!!
ترامپ:
ایرانیها افراد مریضی هستند... آنها نباید اینجا راه داده شوند... موجودات بدی هستند ... این در ژنتیک آنهاست که با ژنتیک ما تفاوت دارد.
هرگز فراموش نمیکنیم چه کسانی به این خوک زرد آویزان شدند برای بمباران ایران. نام شما به عنوان پست ترین وطنفروشان تاریخ ما ثبت خواهد شد.
Reza Pahlavi fell for a prank call from Russian comedians Vovan and Lexus, who pretended to be German officials - with one identifying himself as "Adolf" and dressed to resemble Adolf Hitler
#Zionist media: Iran's retaliation against Isreal failed, since there was no casualties!
This is how success/failure is defined in their doctrine and that's why any sustainable peace in the world without erradication of this #vicious and #barbaric ideology is unimaginable.
امیر از غرفه بدید و بشنید و بخندید. گفت: ای حکیم! از من چیزی بخواه. گفت: جامهٔ خود میخواهم، اگر انعام فرمایی.
امیدوار بوَد آدمى به خیرِ کسان
مرا به خیرِ تو امّید نیست، #شر_مرسان!
#سازمان_ملل#شورای_امنیت
شاعری پیشِ #امیرِ_دزدان رفت و ثَنایی بر او بگفت. فرمود تا جامه از او بَرکنَند و از ده به در کنند. مسکین برهنه به سرما همیرفت و سگان در قفایِ وی. خواست سنگی بردارد و سگان را دفع کند، زمین یخ گرفته بود؛ عاجز شد. گفت: این چه #حرامزاده_مردمانند؛ #سگ را گشادهاند و #سنگ را بسته!
آ. #جلیلی از ظرفیت صادرات فنی و مهندسی گفتید. جهت اسحتضار؛ در دو سال گذشته ارزش صادرات ف.م ایران ۱.۳ م دلار بوده در حالیکه در سال ۹۰ ما به رکورد ۴.۱ م دلار هم رسیده بودیم. دلیل؟ عدم پذیرش ضمانتنامه و عدم گشایش LC بعد از #تحریم دوم بانکی!
یک جهان فرصت بر باد رفته در سایه تحریم!
جناب #سعید_جلیلی مکرر #رشد_اقتصادی در دوره #روحانی را صفر اعلام کردند. من رشد اقتصادی را به دلیل همپوشانی بالا (۹۰٪) با درآمدهای نفتی شاخص دقیقی برای عملکرد دولتها نمیدانم ولی #دروغ را آفت حکمرانی میدانم. لذا، این شما و این آمار رشد اقتصادی به روایت بانک مرکزی و مرکز آمار:
دکتر #سعید_جلیلی این ادعا را در مناظره دیشب هم تکرار کردند: "بر اساس مطالعات دقیق ما نفت بین ۲ تا ۴ درصد پرتی دارد و این میشود سالی ۷ میلیارد دلار! "
سرانگشتی خیلی خوشبینانه، تولید ۳ میلیون/روز-
قیمت ۱۰۰ دلار:
3m×$100×365×0.03 = $3.2b
بله محاسبات دولت در سایه همینقدر دقیقند!
عدم مشارکت یعنی واگذاری ایران به بیگانگان. #سعید_جلیلی و #جبهه_پایداری بیگانهاند چون با #هنر و #فرهنگ بیگانهاند، چون با مفهوم #عزت و #کرامت بیگانهاند، و چون با #مدنیت بیگانهاند.
بیگانهاند چون با بند بندِ عناصر هویتساز ایرانی بیگانهاند.
برادر خواهشا به این شیوه متوسل نشوید، غیراخلاقی، منسوخ و ناکارآمد است. سالهاست به هم برچسب زدیم و نتیجه را در ۸ تیر دیدیم: همه باختیم!
قوه ادراک جامعه را دست کم نگیرید. آنها دنبال فکت هستند و عدد و رقم.
میفهمند، به خدا میفهمند!
تفاوتها اینجا رقم میخورد. یکی فاز پیامبری برداشته و تکلیف کرده ندایش را به دوردستها برسانند. ولی یکی میگوید: فریاد کنید! آمدهام گوشی باشم برای شنیدن.
اکنون وقت درنگ نیست!
به روستاها بروید و صدای ما را به آنها برسانید، به حاشیۀ شهرها بروید و حرف ما را به آنها بگویید! سراغ گروههایی بروید که سانسور میشوند، دیده نمیشوند، گویی کسی روی رأی و نظر و انتخاب آنها حساب باز نکرده است...
بروید و آنان را از این انتخاب، از این چشمانداز، از این دوراهی که پیش روی ملت ایران قرار گرفته است، آگاه کنید. چون من روی آنها حساب باز کردهام؛ روی همۀ آنها، «همۀ» مردم ایران!
برگشتهایم به ۵۶؟
حسین سناپور
نتایج کلی دور اول انتخابات ۴۰۳ را که میبینم، بیش تر از هر زمانِ دیگری فکر میکنم داریم برمیگردیم (یا اصلاً برگشتهایم) به سال ۵۶. این شاید خیلیها را خوشحال کند، اما برای من مایهی تأسف و ترس است. فکر میکنم تمام تجربههای این چهل و چند سال چه شد؟ این همه سیاستورزی پوچ شد و دوباره برگشتیم به تنظیمات ��ارخانه؟
چرا فکر میکنم برگشتهایم به سال ۵۶؟ آنچه حالا و شدیدتر از سالهای پیش میبینم غلبهی روحیهی انقلابیگری است، غلبهی ناامیدی از اصلاح یا تغییر تدریجی، غلبهی "هر کاری کردیم به صخرهی ستبر خوردیم"، غلبهی "فقط یک جایگزینی چارهی این فرسودن منابع و نابودی داراییهامان است" (دلایلش را اینجا توضیح نمیدهم که چرا با این انتخابات، بیش از هر زمان اینگونه دیدهام وضعیت سیاسیمان را). میتوانید شما با این فکر مخالف باشید و یا کاملاً موافق و خوشحال از اینکه چنین اتفاقی افتاده یا دارد میافتد. با آنها که خوشحالاند از این اتفاق حرفی ندارم، حرفم با آنهاست که مثل من نمیخواهند به ۵۶ برگردند و ـ صرفنظر از همهی تحولات مثبت و ناگزیر انقلاب ۵۷ـ مثل من فکر میکنند که زیانهای آن انقلاب جبرانناپذیر بوده و مصائب امروزمان هم ریشه در همان دارد و در همان تفکراتی که آن انقلاب را باعث شدند. آیا نمیبینیم که داریم دوباره در همان مسیر میرویم؟ آیا نمیبینیم که داریم با حرفهای انقلابیمان آن تجربه را دوباره تکرار میکنیم؟ یا واقعاً این همه سادهانگارانه فکر میکنیم با یک انقلاب دیگر میتوانیم برگردیم در همان مسیری که به خیالِ خیلیها ـ نه من ـ مسیرِ درستی بوده؟
به نظرم تحولخواهی، بهبودخواهی و اصلاحطلبی خیلی وقتها نقابی بوده که برای گولزدن خودمان یا دیگران به چهره زده بودهایم تا فقط بگوییم که ما انقلابی نبودیم و صخرهی ستبر چنینمان کرد یا چنینمان خواست. اهل انقلاب بودهایم و خواستارش، اما چون تا هنوز هم انقلاب خریدار چندانی ندارد، در پوشش اصلاحطلب و تحولخواه و غیره و غیره خواستار انقلاب شدهایم. هنوز هم جرئت نمیکنیم از انقلاب حرف بزنیم، چون میدانیم که چه بار منفییی دارد در اذهان عمومی، بعد از دیدن مصائب ۵۷؛ نه فقط در ذهن دیگران، که گاهی در ذهن خودمان هم. این است که نقاب زدهایم و با پوششی دیگر باز همان را میخواهیم.
آیا واقعاً به تنظیمات کارخانه برگشتهایم؟ آیا ریشههای تاریخی دارد در ذهن ما این آسان فرضکردنِ جابهجایی حکومتها؟ در این دو سه قرن بیش از اندازه تغییر حکومت دیدهایم و عادت کردهایم به آن؟ شاید آسانتر به نظرمان آمده تغییردادن حکومت به جای تغییردادن رفتارش؟ من که مطمئنم همینطور است. اما نتیجهاش را در این دو سه قرن ندیدهایم؟ معلوم است که حالا و با ابزارها و آگاهیهای بیش از پیش، بسیار آسانتر است تغییردادن حکومت. من که اینطور فکر میکنم. اما نتیجهاش چه؟ هیچوقت و هیچکدام به نتایج دلخواه منتج شدهاند؟
آیا همان اصلاحطلبانی که زمانی تندتر از همه اصلاحطلب بودند، دوباره برنگشتهاند به تنظیمات کارخانه؟ آیا تهِ وجودشان انقلابی نبودهاند باوجود اصلاحطلبشدن در دوره یا دورههایی؟ آیا آنها که در یک جایی و برخورد با صخرهی ستبر حالت قهر به خودشان گرفتند و شرط گذاشتند برای صخرهی ستبر که باید فلان و چنان (مثلاً نرم) شود، وگرنه تغییر راه و روش میدهند، در تهِ ذهنشان انقلابی نبودهاند؟ آیا ناامیدشدن از مسیرِ اصلاحطلبی و قهر و شرطگذاشتن برای صخرهی ستبرِ شرطناپذیرْ نشانهی انقلابیبودن نیست؟
نشانهی اینکه خوب نمیدانستهاند که اصلاحطلبی یا بهبودخواهی یا تحولطلبی نمیتواند سازگار و همسنخ قهر و رفتن به راهی جز بهبودخواهی تدریجی باشد؟ آیا توهم نیست شرطگذاشتن برای آنچه صخرهی ستبرش نامیدهاند؟
خلاصه کنم: بسیاری از کسانی که میگفتهاند انقلابی نیستند و اصلاحطلب یا تحولخواه یا بهبودخواه هستند، درواقع همان انقلابی هستند (یا در اعماق ذهنشان بودهاند، بیآنکه خود بدانند) و حالا بیش از هر زمان دیگری به خواستِ ریشهیی ذهنشان دارند عمل میکنند. همین است که بعضیشان حتا وقتی حزب یا جبههشان اعلام میکند رأی میدهد، آنها به راه خودشان میروند. همین است که صخرهی ستبر ��م که راهی اگر نه، روزنهیی نشان میدهد، بر همان شرط و قرار و حرفِ محکمشان میایستند و بر اساس شرایط روز تحلیل و نظر نمیدهند (چون آن را دیگر ستبر نمیدانند، یا تازه پذیرفتهاند قدرت مردمان اصل است که حالا زیادتر از هر زمان دیگری است).
پس انگار بسیاریمان به تنظیمات کارخانه برگشتهایم و تمام آرزومان برگشتن به ۵۶ و ۵۷ است، چه خودمان بدانیم چه ندانیم، چه اذعان کنیم چه نکنیم.
۹ تیر ۱۴۰۳
https://t.co/S294DzVx1I
جناب! آنها ��الهاست که نه تنها حرف شما را شنیدهاند بلکه نتیجه آن اوهام را هم در زندگی خود با تمام وجودشان لمس کردهاند. یکبار قرار نیست شما فریاد آنها را بشنوید؟
وُقِرَ سَمعٌ لَم يَفقَهِ (يَسمَعِ) الواعِيَةَ
كر باد آن گوشى كه فرياد را نفهمد (نشنود) - امیر مومنان علی (ع)
اکنون وقت درنگ نیست!
به روستاها بروید و صدای ما را به آنها برسانید، به حاشیۀ شهرها بروید و حرف ما را به آنها بگویید! سراغ گروههایی بروید که سانسور میشوند، دیده نمیشوند، گویی کسی روی رأی و نظر و انتخاب آنها حساب باز نکرده است...
بروید و آنان را از این انتخاب، از این چشمانداز، از این دوراهی که پیش روی ملت ایران قرار گرفته است، آگاه کنید. چون من روی آنها حساب باز کردهام؛ روی همۀ آنها، «همۀ» مردم ایران!