✅ منطق دشمن سازی و رقیب سازی در قدرت:
اسراییل چند دهه است دائم در جنگه، مثل یک عضله که تو باشگاه کار میکنه قوی میشه، نسبت به انواع جنگ سخت و نرم و اطلاعاتی، عضله ورزیدهای داره.
🔴 اساساً «دیالکتیکی تو را نکشد، قویترت میکند.»
با همین منطق، حتی وجود امثال توماج صالحی و کمونیستها، برای اپوزیسیون، نقش دمبل و ورزش روزانه پیدا کردند. ایالات متحده امریکا هم این رو درک میکنه و وجود VOA به عنوان یک بازوی رسانهای علیه اپوزیسیون، نقش دمبل و هالتر رو ایفا میکنه برای قدرتمندتر شدن اپوزیسیون.
اساساً بدون وجود رقیب، بدون وجود وزنه و دمبل و هالتر، عضلات ضعیف میمانند.
خود منم همینم. وجود مخالفان و دشمنان متعدد، وقتی منطق و استدلال و آبروی کافی ندارند، باعث تقویت خودم و نظریه و کتابم میشن.
همه به این دمبل و هالترها نیاز دارند، منتها به شرطی که «چنته خالی نباشه» یعنی پشتوانه فکری، نظامی و ایدئولوژیک منسجمی وجود د��شته باشه و «دشمن سازی و دشمن انگاری و رقیب سازی، از حد نگذره»
جمهوری اسلامی این ۲ شرط رو رعایت نکرد.
با همین منطق، مثلا هلدینگ گلرنگ چندین برند به ظاهر رقیب در یک نوع شوینده، خودش برای خودش از پول خودش میسازه. با همین منطق خیلی استراتژیها چیده میشه.
بنابراین، رقیب و دشمن داشتن بد نیست و بسیار هم برای هر پیروزی لازمه، منتها باید دو شرط ذکر شده همیشه رعایت شوند.
با همین رویکرد، کتاب رو نوشتم. کتابی که نوشتم، دست بسیار پری داره. تکیه بسیار مستحکمی بر نهادها و مفاهیم ریشه دار داره و از همه مهمتر اینکه بنیان اکسیوماتیک و سازگار داره.
وقتی این بنیان حتی روی هوشواره هم تنها راه حل قابل پیاده سازیه، اساساً همه رقبا و دشمنان و مخالفانش هم ناگزیر تسلیم این کتاب خواهند شد.
شش ماه پیش، در چنین شبی، تهران در تاریکی فرو رفت. سراسر ایران در تاریکی فرو رفت. اما حتی آن تاریکی نیز نتوانست میلیونها ایرانی را در خانههایشان نگه دارد.
۱۸ و ۱۹ دیماه تنها دو شب برای اعتراض نبود. شبهایی بودند که سکوت ایران شکست. میلیونها نفر به خیابانها آمدند، میدانها را پر کردند و بر بام خانههایشان ایستادند، اما رژیم با گلوله به آنان پاسخ داد. در آن چهلوهشت ساعت، دهها هزار تن از هممیهنانم جان خود را از دست دادند. از آن روز تا این لحظه نیز دهها هزار نفر دیگر بازداشت، شکنجه یا به مرگ محکوم شدهاند.
آنان مصمم و با شهامت به خیابان آمدند. من هر روز به آنان میاندیشم. در آن دو شب، هممیهنانی را از دست دادم که هرگز فرصت دیدارشان را نخواهم یافت. برای من عدد ۴۰ هزار هرگز یک آمار نیست. هر بار که آن را میشنوم پسری را میبینم که دیگر هرگز به آغوش مادرش بازنگشت. دختری را میبینم که همیشه جای او بر سر سفره خانوادهاش خالی خواهد ماند. هر یک از آنان را چون فرزند، برادر یا خواهر خود میدانم و سنگینی بار ��ام تکتک آنان را بر دوش خود احساس میکنم. اما هر هفته که با خانوادههای جانباختگان دیدار میکنم، اراده ملتم برای ادامه این راه استوارتر میشود. فرزندان آنان بیهوده جان ندادند. آنان برای آزادی جان دادند، و با سربلندی جان دادند.
تاریخ ف��اکاری این زنان و مردان را از یاد نخواهد برد، و من نیز نخواهم گذاشت نام و راه آنان فراموش شود. همانگونه که مقاومتگران اروپای اشغالشده در برابر استبداد ایستادند و همانگونه که انقلابیون آمریکا برای آزادی جنگیدند، فرزندان ایران نیز ایستادگی کردند. اما شجاعت آنان، ویژگی دیگری داشت. آنان نه ارتشی داشتند، نه پشتیبانی هوایی، و نه هیچ پشتوانهای جز باور به آرمانی که برای آن برخاسته بودند. با اینهمه، ایستادند. ملتی یکپارچه تصمیم گرفت در کنار یکدیگر در برابر گلولهها بایستد، نه آنکه حتی یک روز دیگر در ترس زندگی کند. مردان و زنان ۱۸ و ۱۹ دیماه در تاریخ ایران بهعنوان نسلی جاودانه خواهند ماند که مرگِ آزاد و سرافراز را بر زندگیِ در زنجیر و زانوزده ترجیح داد.
من تنها این را به جامعه جهانی میگویم: اجازه ندهید آنچه در اتاقهای مذاکره در ژنو یا اسلامآباد رقم میخورد، حقیقت آنچه را در خیابانهای تهران، مشهد و کرمانشاه رخ داد، به فراموشی بسپارد. آنان برای آزادی جان دادند و با آزادی ایران، تنگه هرمز گشوده خواهد شد، تهدید هستهای پایان خواهد یافت و ما به صلح واقعی دست خواهیم یافت.
به هممیهنانم گفتهام آنچه شما در ۱۸ و ۱۹ دیماه آغاز کردید، مسیری بازگشتناپذیر است. ما با هم جایگاه شایسته کشورمان در جهان را بازپس خواهیم گرفت، عزت ملی خود را احیا خواهیم کرد و یاد قهرمانانمان را با ساختن ایرانی آزاد زنده نگه خواهیم داشت. اکنون زمان آن است که درنگ کنیم، دوباره نیرو بگیریم، و بار دیگر خود را وقف پیروزی کنیم.
ما یاد جانباختگان را با به پایان رساندن راهی که آغاز کردند گرامی میداریم. ایران آزاد دیگر یک امید نیست. یک قطعیت است.
و جهان باید بداند که هممیهنان دلیر من تنها برای آزادی خود نمیجنگند، آنان برای صلح و ثبات جهان نیز مبارزه میکنند.
For thousands of years, humanity asked whether religion could survive science.
The twenty-first century asks a far more difficult question:
Can any moral tradition survive artificial intelligence by becoming a consistent formal system?
The Theory of Liberty argues that this is now the ultimate civilizational test.
Humanity believes it is building artificial intelligence.
In reality, artificial intelligence is forcing humanity to explain itself.
Every civilization claimed to know justice.
Every civilization claimed to know freedom.
Every civilization claimed to know morality.
But now, for the first time, a machine asks humanity a simple question:
"Write your morality as a consistent formal system."
یک سیستم حکمرانی معیوب اقتصادی
با چند میلیارد دلار دارایی بلوکه شده همان کاری را میکند که با هزاران میلیارد دلار در سالهای قبل کرده است.
مشکل اقتصاد ایران چند ده میلیارد دلار کم و زیاد پول نقد نیست، مشکل در مغز و نرم افزار معیوب حکمرانی است.
این وضعیت سیستم بانکی به مانند بقیه اقتصاد، معلول یک معادله ساده است:
دخالت دولت، انحصار دولت، تمرکز گرایی، اقتصاد دستوری، عدم احترام به حق انتخاب مصرف کننده، تاکید و پیگیری توهمات خودکفایی، فیلترینگ گسترده.
با املاکی جماعت اگر سلام علیک کردید و دست دادید، بعدش باید انگشتانتان را بشمارید!
🔴 در تفاهمنامه امضا شده، هیچ اسمی از اسراییل برده نشده.
در بند یک نوشته شده که جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده امریکا، جنگ رو در تمام جبههها از جمله در لبنان، متوقف کنند.
در حالی که اصلا جنگی بین این دو دولت، در لبنان برقرار نبود که متوقف بشه. بلکه اسراییل بود که با حزب الله در جنوب لبنان میجنگید. بنابراین از جانب آمریکا نقض تعهدی رخ نمیده.
حالا دو حالت داره:
1️�� یا جمهوری اسلامی، حملات اسراییل به جنوب لبنان رو مشمول تفاهمنامه میدونه که همه چیز هوا میره
2️⃣ یا مشمول نمیدونه که حزب الله لبنان زیر بمباران باقی میمونه.
در این صورت:
1️⃣ یا باید جداگانه با اسراییل به یک تفاهمنامه برسند،
2️⃣ یا با اسراییل بجنگند.
حالت اول که تکلیفش روشنه.
1️⃣ برای حالت دوم هم اگه تنگه هرمز رو ببندند و به بقیه کشورها از جمله امریکا و کشورهای خلیج فارس در جواب به حملات اسراییل به جنوب لبنان، حمله کنند که در واقع تفاهمنامه به این خوبی رو هوا کردند و مشروعیت بینالمللی بیسابقهای برای ورود همه کشورهای دیگه به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز رو میدن.
2️⃣ اگر از جنوب لبنان چشم پوشی کنند، عملاً یعنی غیرمستقیم در این تفاهمنامه، مسئله گروههای نیابتی و هستهای رو همزمان پذیرفتهاند که واگذار کنند.
با تنها گذاشتن حزب الله در این سناریو، بحران ایدئولوژیک داخلی رخ میده بین دو سه دسته.
3️⃣ اگر با اسراییل فقط بجنگند که باز امریکا و تمام متحدانش تمرکز رو میذارن روی یه منطقه کوچک برای کمک پدافندی در دفع حملات موشکی.
یعنی جبهه محدودتر و ساده تر.
خواهیم دید چه خواهد شد. ۶۰ روز مذاکره میکنند تا نتیجه مشخص شود!
اما نتیجه از نظر من روشن است. تمام مسیرهای طراحی شده امریکا در این تفاهمنامه، به مقصدی میرسد که برای امریکا خوشایند است.
اونا یک درخت تصمیم گیری طراحی میکنند که تمام شاخههاش براشون از قبل روشنه.
مسیرها رو قدم به قدم پیش میرن.
با املاکی اگر سلام علیک کردید و دست دادید، بعدش باید انگشتانتان را بشمارید!
منم اگه جای ترامپ بودم، توی مسیری که چین و روسیه برام تدارک دیده بودن که بیفتم تو باتلاق نمیرفتم.
تا میتونستم نفت به بازار تزریق میکردم و ذخیره انبارهای نفت جهان رو پر میکردم.
همه جا وانمود میکردم که با اسراییل مشکل دارم و دارم به جمهوری اسلامی امتیاز میدم.
با ژست مذاکره و امتیازات محدود، باعث میشدم یه طیف در ایران قدرت بگیرند و دیگران رو حذف کنند و همون طیف با طیف مسلح کف خیابونی درگیر بشن.
صبر میکردم تا اثرات اقتصادی جنگ اثرش رو بذاره.
تا انتخابات آبان ۱۴۰۵ ��نگره شرایط رو نگه میداشتم.
بعد دبه میکردم، فشار سنگین میکردم تا اعتراضات مردمی بالا بگیره، بعد یک بار برای همیشه ضربتی کار ناتمام رو تموم میکردم.
من ترامپ نیستم ولی ترامپ رو خوب میشناسم.
ترامپ در جنگ ۴۰ روزه به اهداف کاملش نرسید، میتونست برسه ولی با آسیبهای گستره به زیرساختهای ایران، تلفات غیرنظامی بسیار بیشتر، برادرکشی بیشتر داخلی توسط قشر م��لح و آشوب کنترل نشده مواجه میشد برای همین عاقلانه وقتی دید پلن A تناسب ریسک نداره، سوییچ کرد به پلن B. اینطوری با ریزش انقلابیون بیشتر و درگیری داخلی و سایر موارد، آسیبهای کمتری برای غیرنظامیان رخ خواهد داد.
طبیعیه برای نتانیاهو و اسراییل، آسیبهای گسترده جانی و اقتصادی در ایران، اهمیتی نسبت به هدفش نداره. از طرفی هدف نتانیاهو امنیت بلند مدت اسراییله و آسیبهای اقتصادی و هژمونیک آمریکا برای فرو رفتن در یک باتلاق نامعلوم هم اهمیتی نداره.
اما ترامپ بعد از ۸ تا گلولهای که نخورد و زنده موند احساس میکنه برگزیده خدا برای وظیفهاشه و تلاش میکنه جنبههای ��ینجوری رو (نسبت به سیاستمداران دیگه نه که یه آدم کاملا اخلاقیه) بیشتر رعایت کنه. اگرچه، در دفعه بعدی چون وقت بیشتری نداره روی همه چیز هم لازم شد ممکنه پا بذاره.
اما واضحا، این ترامپ بود که انتخاب دیگری کرد.
ایالات متحده امریکا، دنبال رژیم چنج در ایران به هر قیمتی نیست بر خلا�� اسراییل.
بلکه ایالات متحده امریکا یک نظم سه ستونی ایران-عربستان-اسراییل رو با وجود یک ایران کاملاً همسو و رو به رشد و توسعه، میخواد. یک راه حل دائمی برای چنین چیزی قطعاً با وجود حکومتی که سویه چپگرایانه و عرفان اسلامی حکومتی داره در تضاده.
فلذا رژیم چنج مدنظر آمریکا الزاماً از جنگ نمیگذره. بلکه از تغییر بنیادین ایدئولوژیک میگذره. ولی آمریکایی ها حتی این را هم ندارند و میدانند نمیتوانند مدل دموکراسی غربی رو به ایران و خاورمیانه قالب کنند.
اینجاست که راه حل همه، یک کالا است و آن هم فقط در مغازه من است. کالایی که هم قدرت مستقر در ایران، هم اپوزیسیون و هم آ��ریکا و هم تک تک مردم ایران، به آن برای یک توافق نیاز دارند و هیچ مغازهای به جز مغازه من آن کالای استراتژیک را ندارد.
آن چیزی که ایران رو از چنین مهلکههایی نجات میده، کتابیه که نوشتم و در پروفایلم پین کردم.
راه حل من از بنیان الهیاتی و فلسفی تا پشت باجه بانک و سیاست خارجی، یک نظام یکپارچه و منسجمه که با ظرافت کامل، ایران را به اصل خودش برمیگردونه و از تمام تضادهای دیالکتیکی بین المللی و ایدئولوژیک خارج میکنه و این فرصت رو فراهم میکنه که از لابلای تنگنای ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک و اقتصادی امروز، راه خروجی به آینده روشن باز بشه. دغدغه کتاب من این نیست که چه کسانی حکومت کنند، دغدغه کتاب من دفاع از حقوق مالکیت فردی و انتخاب حاکمان از دل نظم منبعث از حقوق مالکیت فردیه. حالا این فرد هرکسی که ایرانیان برگزینند و با او بیعت کنند و پیمان ببندند میتواند باشد، این دیگه به من ارتباطی ندارد.
اما آن چیزی که مهم است آن است که خروجی نظمی که از کتاب من برمیآید، دیوار غیر قابل نفوذی برای تعرض به حقوق مالکیت فردی ساخته خواهد شد.
✅ کتابی که نوشتم، مهمترین دارایی استراتژیک معاصر تمدن ایران است.
The real question is even deeper.
Wars do not begin because ordinary people desire them. They emerge when centralized power, geopolitical engineering, and competing state ambitions override individual rights and property rights.
Whether the future is a nuclear confrontation or another Cold War, both are symptoms—not the disease.
The disease is a world order built on expanding state power rather than protecting individual liberty and private property.
The solution is not to choose between competing power blocs, but to choose a different principle.
The United States should prioritize alliances with people, movements, and nations that genuinely defend individual liberty, private property rights, voluntary cooperation, and limited government—not political elites whose intellectual foundations have increasingly shifted toward collectivism, bureaucratic centralization, and socialist ideas.
America's greatest strategic asset has never been empire; it has been its historical commitment to individual freedom and property rights. Foreign policy should reflect those principles again.
Europe is not merely facing an economic or military crisis. It is facing a civilizational crisis caused by abandoning the moral and philosophical foundations that once sustained free societies. A civilization that weakens private property, individual responsibility, and transcendent moral principles gradually undermines itself from within.
The next great civilizational competition will not be decided by military power alone. It will be decided by which civilization can provide the most coherent foundation for freedom, human dignity, and ethical order.
My view is that the center of gravity is gradually shifting. The future will be shaped less by a declining Europe and increasingly by the Middle East—if the region rediscovers authentic religion as a protector of liberty and property rights rather than an instrument of state power.
Lasting peace cannot be achieved by choosing between competing empires or rival versions of a "New World Order." It can only emerge from societies built on individual liberty, secure property rights, voluntary cooperation, and governments that are strictly limited by those principles. Those who defend these values deserve strategic support—regardless of geography or political bloc
نظریه ولایت فقیه یه نظریه فلسفی-عرفانی و پوزیتیویستیه تا دینی
در واقع این نظریه به مراتب با فرگشت و انفجار بزرگ و نظریه تکامل قرابت بیشتری داره تا دین
به لحاظ منطقی خیلی عجیب و برعکس واقعیته که به خاطر نظریه ولایت فقیه، به دین فحش بدید!
به فلسفه و عرفان باید فحش بدید نه دین!
جنتخواه هشتصد صفحه نوشته که به این پرسش جواب بده که آیا میشود هم ایرانی بود، هم مذهبی بود و هم مدافع آزادی فردی؟
خوب یا بد نظریات دیگرش به کنار، در قسمت اول این مجموعه ویدئوی کانالم، سراغ معرفی و جان کلام این نظریه رفتم.
این پروژه نه تبلیغ کتاب است و نه تخریب آن؛ هدف، فهم دقیق استدلالها و نقد آنهاست.
https://t.co/KyyNCUrVKB
عمیق ترین کار فکری و تألیفی چند صد سال اخیر ایران رو در کتابم انجام دادم.
کتابی که نوشتم، دست کم یکی از ۵ کتاب مهم تاریخ ایرانه.
ریشههای ایرانِ جمهوری اسلامی رو از بنیانهای فکری بررسی کردم و کتابی نوشتم که برای قرنها، برای ایران و دین، خدمت تئوریک و عملی خواهد کرد.
عاقبت تفکرات «دیالکتیکی، عرفانی» تضادهای پیدرپی درونی و بلعیدن سیستم توسط خود سیستمه.
چیزی که در جمهوری اسلامی دیدیم، در تمام دولتهای مدرن خواهیم دید.
ا��ن کتاب خارقالعادس.
خوندن، فهمیدن و نشرش یعنی دفاع از آزادی و دفاع از ایران.
به خانواده، دوستان و آشنایان معرفی کنید.
اگر خوندن براشون سخته، نسخه صوتی رو بفرستین.
جنگیدن با ناقضان آزادی فقط با فهمیدن و بسط آزادی امکان پذیره.
https://t.co/C6A7eBVlBb