من خیلی هم به این دوسدختر دوسپسرا که یارشون کشته شده فک کردم. لابد خیلیهاشون نتونستن صداشو دربیارن و در خلوت و سکوت عزاداری کردن.
فکر کن در جوانی و تازهشکفتگی، عاشق کسی باشی و گلولهای سینهی یارت رو بشکافه ناگهان. آخ عزیزانم. آخ.
بههرحال این اوضاعی است که میبینید و تفسیر لازم ندارد. ما هم میسوزیم و میسازیم. قسمتمان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد. سگ بریند روی قسمت و همه چیز.
آقای هدایت