https://t.co/exKJlfmMUm is hosting Iran Reconstruction Conference Feb 22-23, 2025 - Silicon Valley. Make sure to attend it on February 22. https://t.co/vqyKUbeYdo
آروین در آخرین گفتوگو با خانوادهاش گفته بود:
«نگذارید من را فراموش کنند. ما برای آزادی میهن رفتیم، نگذارید مسیری که رفتیم خاموش شود.»
هر طناب داری که این رژیم بر گردن فرزندان ایران میاندازد، اعترافی است به وحشتش از ملت ایران. رژیمی که برای بقا به اعدام پناه میبرد، قدرتمند نیست، درمانده، هراسان و در حال دستوپا زدن برای بقای خود است. از خیزش دوباره ملت میترسد و به همین دلیل جوانان ایران را یکی پس از دیگری به قتل میرساند.
Ever since @TinaGhazimorad joined the Shah's communications team, everything has improved massively.
I'm very impressed. She is doing a fantastic job.
I wish she had joined so much earlier than she did, because she's already making such progress and a huge difference.
People inside Iran reached out to me and asked me to thank you for them so that you hopefully see it, Tina. Thank you for dedicating your whole career towards the liberation of Iran.
You are a pure example of a hero and a nationalist. We all salute you.
🙏🏻🇮🇷
آینه شفاف🪞⚠️
رویترز نرفته بود فقط گپ بزنه؛ رفته بود مو رو از ماست بکشه و دقیقاً دست گذاشت روی جایی که درد میکنه: «تناقض بین حرفهای دموکراتیک شاهزاده @PahlaviReza و رفتار عملی مشاورانشان!»
مشکل اصلی اصلاً خود شاهزاده نیست. ایشون به عنوان یک چهره سیاسی، ادبیاتش دموکراتیک، فراگیر و دنبال جمع کردن همه دور یک میزه؛ اما تیم دفترشان، دقیقاً برعکسِ این مسیر حرکت میکنن.
گیر کار کجاست؟
۱. بازیِ «یا با ما یا بر ما» مشاورا:
شاهزاده همیشه گفتند من «پل گذارم» و اومدم چتر بشم برای همه ایرانیا. اونوقت آقای مشاور و رفقاش تو توییتر خطکشی میکشن و رسماً میگن: «یا با شاهزادهای یا طرفدار جمهوری اسلامی!» خب برادر من، این حرف یعنی هرکی ۱۰۰ درصد با ما نسازه دشمنه!
نتیجهاش چی میشه؟ رویترز میاد همینو میزاره تو سینی جلوی شاهزاده که چطور ادعای کثرتگرایی داری وقتی مشاور ارشدت داره آدمها رو قیچی میکنه؟
۲. هزینهای که شاهزاده داره میده:
ایشون داره سرمایه خودش رو خرج دیپلماسی میکنه، اما به جای اینک�� تیمش بار رو از روی دوشش بردارن، خودش مجبور میشه تو مصاحبههای سخت بینالمللی بشینه و توجیه کنه که فلان مشاورش تو توییتر چی گفته یا چرا فلان حرف زده شده! تیم رسانهای و مشاورین، به جای اینکه سپر بلای رهبری انقلاب باشن، دارن براشون هزینه تراشی میکنن.
۳. تخصص نابه جا:
آقای مشاور شاید تو کار خودش (مثلاً تحلیل اقتصادی و تحریم) آدم وارد و متخصص باشه، اما دلیلی نداره آدمی که تخصصش چیز دیگهایه، بیاد تو خط مقدم گفتمان سیاسی و دیپلماتیک تز بده و فضاسازی کنه. این عدم تفکیک وظایف، کار دست کل مجموعه داده.
چهکار باید کرد؟🤔
الان وقت تعارف نیست. شاهزاده نیازمند یک خانهتکانی و جراحی اساسی در تیم مشاورینه:
۱. خانهتکانی شجاعانه:
مشاورانی که ادبیاتشون تفرقهافکنه، قطبیکننده است و ��لای جان همگرایی و اجماع عمومی شده، باید از خط مقدم رسانهای عقب کشیده بشن.
۲. تفکیک تخصص از دیپلماسی:
کسی که کار اقتصادی یا پژوهشی میکنه باید بره تو اتاق فکرش بشینه کارشو بکنه. چهرههای رسانهای تیم باید آدمهای آموزشدیده، دیپلمات، صبور و مسلط به ادبیات فراگیر ملی باشن، نه آدمهایی که با یه توئیت کل فضای سیاسی رو ملتهب کنن.
۳. آوردن تفکرهای متخصص و متنوع به شورای مشاوران:
تیم مشاوران نباید فقط از یک طیف فکری خاص باشه. باید چهرههای تکنوکرات، لیبرال، مستقل و کارشناسان متخصص وارد بشن تا هم مشاورههای واقعی بدن، هم تصویر «تکصدایی» دور شاهزاده شکسته بشه.
۴. پروتکل و خط قرمز رسانهای:
نباید هرکسی در تیم مشاوران هرچی دلش خواست تو فضای مجازی بنویسه و هزینه سیاسیش رو شاهزاده بده. باید یک چارچوب رسانهای محکم و حرفهای تعریف بشه که همه موظف به رعایتش باشن.
لُب کل��م:
«نقدِ تیم، تضعیف شاهزاده نیست؛ دقیقاً وظیفهٔ ملّی و تقویته!»
حرفهایسازی دیپلماسی، عقبراندن افراد قطبیکننده و آوردن کاربلدها، تنها راهیه که میتونه این سرمایه رو از آسیب رسانهها و شکست ائتلافها نجات بده✌️
((شما چی فکر میکنید؟))
#حالا_نوبت_ماست
#اکت_ما
@PahlaviComms
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میل��ونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
دوشنبه ۲۹ تیر ماه ۲۵۸۵، برابر با ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶
عصر این روز گروهی از خانواده های جاوید نامان تظاهرات در ایران، آسیب دیدگان چشمی، و همینطور تعدادی محدود، از کسانی بسیار که مورد ضرب و شکنجه رژیم حاکم بر ایران قرار گرفته اند، برای دیدار با علیاحض��ت شهبانوی ایران در پاریس گرد آمدند.
شهبانوی ایران در این دیدار بسیار احساسی و تاثیر گذار، یک یک افراد این گروه را پذیرا شدند و با دقت و تامل به گفتگو و درد دل های آنها گوش کردند، و آنها را به لزوم از دست ندادن امیدشان و اعتماد به آینده ایران تشویق نمودند.
شهبانوی ایران در انتهای این جلسه پر از احساس و هیجان، با تاکیدی دوباره بر اینکه سلاح فرد فرد ما امید و اعتقاد به ایران و ایرانی است، یادآور شدند که اطمینان راسخ دارند که با آزادی نزدیک ایران، نسل جوان و برومند ما وظیفه خطیر بازسازی میهنمان و سربلندی ایران و ایرانی را به بهترین نحو آن به انجام خواهد رساند.
با این گفته و در میان شور و هیجانی صمیمانه این همایش بی نظیر انجام پذیرفت.
به نام ایران،
امروز این افتخار را دارم که در کنار شاهزاده رضا پهلوی، مسئولیت مدیریت ارتباطات دفتر ایشان را بر عهده بگیرم.
برای من، این مسئولیت صرفاً یک جایگاه حرفهای نیست؛ بلکه ادامه و تکامل همان پیمانی است ک�� سالها به آن باور داشتهام.
ایران، تنها هدف ماست.
ما امروز در برابر خواست ملتی مسئولیم که در صدها شهر به خیابانها آمدند؛ ملتی که برای آزادی، دهها هزار ستاره جاویدنام را فدای میهن کرده است. خون پاک آن جاویدنامان و اراده استوار مردم، بزرگترین مأموریت ملی را بر دوش ما میگذارد.
شاهزاده رضا پهلوی بارها تأکید کردهاند که این مبارزه، درباره یک فرد نیست؛ بلکه درباره اراده یک ملت برای رسیدن به آیندهای است که شایستگی آن را دارد: آیندهای بر پایه آزادی، حاکمیت قانون، کرامت، امنیت و امید.
خدمت در کنار ایشان در راه این آرمان بزرگ، افتخاری است بیپایان و پیمانی است سنگین که با تمام توان و تجربه خود برای تحقق آن تلاش خواهم کرد.
از همه همکاران گذشته و کسانی که در این سالها همراه و پشتیبان من بودهاند، صمیمانه سپاسگزارم. امیدوارم در کنار یکدیگر، با همدلی، مسئولیتپذیری و تمرکز بر مصلحت ملی، سهمی در پیروزی نهایی ملت ایران داشته باشم.
پاینده ایران
پیش به سوی آزادی و بازپسگیری میهن
In Sydney, Australian police kicked out a group of Muslims who had taken over and blocked a street to ‘pray’.
“Public streets are not mosques.”
That’s how you handle it! Nobody does this shit in Muslim countries. They only do it in the West to assert dominance.
Are you satisfied with the U.S.-Iran peace deal?
We will compare the results for you.
The first poll was open to everyone. For this poll, only participants located in North America will be eligible to vote.
🚨🗣️NUEVO: Zlatan Ibrahimović sobre la nueva regla del tarjeta roja por cubrirse la boca de la FIFA: como a Almirón le dieron una tarjeta roja por cubrirse la boca en el partido entre Paraguay y Turquía
“He visto el fútbol en su nivel más alto, el fútbol de verdad. No esta versión diluida que nos están sirviendo ahora. ¿Qué pasó con Almirón? ¿Una tarjeta roja directa por cubrirse la boca? Esto ya no es fútbol. Esto es un circo dirigido por burócratas con traje que nunca han sentido el fuego del campo.”
“¿Cubrirte la boca ahora es tarjeta roja? ¿Qué es esto, Gran Hermano en el campo? La FIFA quiere leer labios, castigar pensamientos antes de que siquiera se conviertan en palabras. Lo próximo será poner bozales a los jugadores como a perros. Los jugadores ni siquiera pueden hablar, ni siquiera respirar pasión sin que algún robot del VAR o árbitro decida que tus emociones son ilegales. Esto es distópico. El fútbol se está muriendo.”
“Esta regla nació porque algunos jugadores lloran cada semana. Un incidente en la Champions League y de repente el mundo entero debe cambiar. Pero da un codazo a un hombre, rómpale la pierna o escúpelo —a veces te dan una amarilla y una palmadita en la espalda. Fútbol de dos niveles. Protege a los protegidos, castiga al resto. He jugado en todas las ligas y lo he visto.”
Sobre la blandura del juego moderno:
“Maradona sería expulsado en el túnel. ¿Roy Keane? Se reiría del árbitro y se iría con una sonrisa mientras las gradas arden. Pepe habría coleccionado cinco rojas antes del medio tiempo. ¿Hoy? Los jugadores se están convirtiendo en actores, no en guerreros. Caen, lloran, se esconden detrás de las reglas. ¿Dónde está la masculinidad? ¿Dónde está el carácter? El fútbol no es ballet. Es guerra. Y lo están convirtiendo en una conversación educada con tarjetas rojas como puntuación.”
“Yo, Zlatan, he marcado goles que hicieron temblar estadios y he dicho cosas que hicieron temblar a los rivales —sin esconderme. Esta generación se está criando blanda. Si no puedes manejar palabras en el campo, ¿cómo manejarás la vida? La FIFA no está protegiendo el fútbol. Lo están enterrando. Y un día, los verdaderos aficionados se levantarán y dirán: basta. Traigan de vuelta el juego.”