@SolomonDA_King@bahramgour موضوع اینجاست که ایران گزینهای نداره و خودش تصمیم نگرفته وارد این جنگ موجودیتی بشه. برای همین همیشه میتونه در نردبان تنش بالاتر از طرف مقابل بایسته. ترامپ به توافق اعتقادی نداره و فقط وقتی عقب میکشه که از شکست ایران ناامید بشه و بدونه سقوطی در کار نخواهد بود.
@SolomonDA_King@bahramgour با WTI میتونند این کار رو بکنند ولی با بازار اسیا و افریقا و تا حدی اروپا (Brent) نمیشه این کار رو برای مدت طولانی کرد. بخاطر همینه که کمکم قیمت داره میره بالا.
لجبازی و غرض ورزی باعث میشه به مرور زمان اعتبار خودتون رو از دست بدید.
همین دیشب بود که ویدئو مربوط به موشک فاتح که پالایشگاه حیفا رو در هم کوبیده بود بعد از بیشتر از یک سال منتشر شد؛ پس عجله هم نکنید!
برخلاف همیشه اتفاقاً این بار ادعای طرف ایرانی بیشتر به واقعیت نزدیکه.
«سوریه را از دست دادیم، لبنان را از دست دادیم، در عراق وضعمان خوب نیست و حالا یمن هم دارد از دست میرود؛ این نتیجهٔ سرشاخشدن با آمریکاست.»
این جمله در نگاه اول بسیار قانعکننده است؛ چون از نتیجه شروع میکند. چند عقبنشینی را کنار هم میگذارد و بعد علت را هم آماده تحویل میدهد: ایران با قدرتی بزرگتر از خودش درافتاد و شکست خورد. اما مسئله دقیقاً همینجاست. اگر بخواهیم جدی درباره امنیت ایران حرف بزنیم، نمیتوانیم فقط آخر فیلم را ببینیم و از روی آن درباره تمام داستان حکم صادر کنیم.
پرسش مهمتر این است: ایران اصلاً چرا ��ه لبنان و سوریه و عراق و یمن اهمیت میداد؟ چرا یک کشور باید منابعش را بیرون از مرزهایش هزینه کند؟ اگر پاسخ فقط «ایدئولوژی» یا «ماجراجویی» باشد، بخش بزرگی از منطق امنیتی ماجرا را ندیدهایم.
در ادبیات راهبردی مفهومی وجود دارد به نام «عمق استراتژیک». معنای سادهاش این است که دشمن نتواند بدون عبور از لایههای مختلف دفاع، مستقیم به خانهٔ شما برسد. برای کشوری مثل روسیه، این عمق زمانی با جغرافیا تأمین میشد؛ با صدها کیلومتر خاک. برای ایران چنین امکانی، بهویژه در برابر اسرائیل، وجود نداشت. ایران نه برتری هوایی اسرائیل را داشت، نه شبکه اطلاعاتی آن را، نه دسترسی آن را به پیشرفتهترین تسلیحات غربی و نه حمایت تقریباً تضمینشدهٔ ایالات متحده را.
بنابراین اگر ایران میخواست نوعی موازنه ایجاد کند، مجبور بود بازی را در همان زمینی انجام ندهد که حریف در ��ن برتری مطلق داشت. این دقیقاً منطق جنگ و بازدارندگی نامتقارن است: بازیگر ضعیفتر به جای تقلید از قدرت قویتر، نقاطی را پیدا میکند که بتواند هزینهٔ استفاده از برتری او را بالا ببرد.
از همینجا باید حزبالله، شبکههای عراقی، سوریه و بعدتر یمن را فهمید.
اینها فقط «دوستان ایران» یا «نیروهای نیابتی» نبودند؛ در محاسبهٔ امنیتی تهران، لایههایی بودند میان جنگ و خاک ایران. وجود حزبالله یعنی اگر اسرائیل به فکر جنگ گسترده با ایران باشد، باید همزمان شمال خود را هم در محاسبه وارد کند. حضور ایران در سوریه یعنی میدان تقابل فقط مرزهای غربی ایران نیست. ظرفیت نیروهای عراقی و یمنی نیز به همین شکل میتوانست دامنهٔ هزینههای یک جنگ را گسترش دهد.
منطق اصلی همین بود: اگر نمیتوانی دشمن را از ن��ر قدرت متعارف همسطح خود کنی، کاری کن که استفاده از قدرتش برایش گران تمام شود.
این یعنی بازدارندگی.
به همین دلیل، بحث مشهور «پول غزه و لبنان را خرج ایران میکردید» از نظر اقتصادی ممکن است در نگاه اول جذاب باشد، اما از نظر امنیتی نصف صورتمسئله را حذف میکند. بله، هر ریالی که بیرون از کشور ��رج میشود، هزینهٔ فرصت دارد و حکومت موظف است درباره آن پاسخگو باشد. اما اگر آن هزینه بخشی از سازوکار بازدارندگی باشد، نمیتوان فقط پرسید «با این پول چند بیمارستان میشد ساخت؟» باید یک سؤال دیگر هم پرسید: «اگر این بازدارندگی وجود نداشت، هزینهٔ امنیت جایگزین چه بود؟»
درست مثل بیمه. میتوانید سالها حق بیمه بدهید و هیچ حادثهای رخ ندهد و بعد نتیجه بگیرید که پولتان را دور ریختهاید. اما اگر روزی بیمه از کار بیفتد، نمیتوان از خرابی آن نتیجه گرفت که اصل بیمه از ابتدا بیهوده بوده است.
مشکل ایران امروز دقیقاً در همین نقطه است.
پس از هفتم اکتبر، اسرائیل بهتدریج نشان داد که حاضر است چیزی را بپذیرد که بخش مهمی از بازدارندگی ایران بر نپذیرفتن آن بنا شده بود: ریسک بیشتر، تلفات بیشتر و جنگ بزرگتر.
سالها یکی از فرضهای تهران و حتی حزبالله این بود که اسرائیل جامعهای بسیار حساس به تلفات است؛ از جنگ طولانی پرهیز میکند و اگر هزینه از حد معینی بالاتر بر��د، عقب مینشیند. این فرض کاملاً بیاساس هم نبود. بخش مهمی از رفتار اسرائیل در دهههای گذشته همین را نشان میداد.
اما هفتم اکتبر یک تغییر عمیق ایجاد کرد. در ذهن بخش مهمی از ساختار امنیتی اسرائیل، دیگر مسئله فقط مهار تهدید نبود؛ مسئله حذف آن بود، حتی با پذیرفتن هزینهای که قبلاً غیرقابلقبول تصور میشد.
اینجا همان جایی است که بازدارندگی نسبی ایران شروع به شکستن کرد.
بازدارندگی فقط به این بستگی ندارد که شما چقدر قدرت ضربهزدن دارید؛ به این هم بستگی دارد که طرف مقابل چقدر از ضربه خوردن میترسد. اگر حریف ناگهان حاضر شود هزینهای را که تا دیروز تحمل نمیکرد بپ��یرد، همان سلاح، همان حزبالله، همان موشک و همان تهدید، دیگر الزاماً اثر سابق را ندارد.👇۱
BREAKING: Iran's IRGC announces it carried out the single largest attack in the Strait of Hormuz of the war, striking 10 vessels in retaliation for tonight's US strikes on 5 Iranian oil tankers.
The IRGC says it struck 8 oil tankers attempting to pass through the Strait and the two US destroyers it named earlier tonight, "inflicting significant damage."
The US struck 3 tankers on Sept. 5 and Iran responded with 6, the US struck 5 tonight and Iran responded with 10. Two for one is now the pattern.
اردنیها هرچه داشتند رو دارند یک دفعه خالی میکنند با این وضعیت دیگه چیزی براشون نمی��ونه برای دفعات بعدی.
نمیدونم آمریکاییها بهشون چیزی گفتن یا خودشون قاط زدن... 🤔
@pouryatkaronto حتی اگر این کار رو هم نکنند همیشه پشت وطنتون باشید. پلهای بازگشت رو خراب نکنید. هیچ کجا وطن شما نمیشود همانطور که هیچ کسی جای مادر شما را نخواهد گرفت.
@h0d3r_fa@amirmohammadfat کجاست سند و مدرک این ادعا؟
اوباما با ویروس استاکسن�� به صنایع هستهای ماحمله کرد با وجود خطر بالقوه انسانی و زیست محیطی بزرگ.
در جواب مخالفان برجام گفت اگر راهی وجود داشت (حتی نظامی) برای نابودی هستهای ما درنگ نمیکردیم.
بعد چطور مارو موتور دنیای اسلام میدید؟
@Fakhteo اوباما سنگ بنای تحریمها رو گذاشت که باعث مرگ هزاران هموطنمون شد.
حتی بعد از امضای برجام در راه اجرای آن و محقق شدن منافعش برای ایران سنگاندازی کرد.
بله حمله نظامی نکرد چون به نفع امریکا نبود. حمله این سگ زرد نشان از خریت خودش است نه خوبی اوب��ما.
Is this from The Onion? Surely this can’t b serious.
Right?
We launch two wars against Iran within a year, violating every UN law imaginable, and when Iran takes the main leverage it has - control of the Strait of Hormuz — you want to condemn Iran for “destabilizing” actions but not a word to the powers that literally DID the destabilizing action of starting said wars?!?
Is this letter meant to placate President Trump and deceive the Canadian public into believing the fiction in this document?
Surely these gentlemen must realize that few in the world are fooled by such amateurish propaganda, and perversely, it screams to Iran that the only logical path fwd for them is to continue resisting, ignoring everything we say at official levels.
These men realize that.
Right??? 😩