برای من هیچ فرقی بین مسافران هواپیمای اوکراینی، کشته شدگان زن، زندگی، آزادی، کشته شدگان دی ماه و کودکان میناب وجود ندارد.
همگی آنها به یک اندازه قلبم را آتش می زنند!
مبارزه با ساختارهای نابرابر اجتماعی نباید به قیمت سلب اراده و عقلانیت از خود زنان تمام شود. تنزل دادن زن به یک موجود همیشه قربانی، ضعیف و منفعل که هیچ کنترل و مسئولیتی در قبال انتخابهایش ندارد، رویکردی ارتجاعی است که دستاوردها و هویت زن مدرن را نابود میکند/
ما ضمن مواجههی سخت و نقد سوءاستفاده از قدرت توسط چهرههای اجتماعی، باید شجاعت یک سوزن زدن به خودمان هم داشته باشیم؛ مسئولیت ��نتخابها، اراده و عاملیت خود را در روابط بپذیریم و اجازه ندهیم نگاههای رادیکال، ما را به ورطهی خشم کور یا بازتولید کلیشهی کثافت "ضعیفه" بکشانند...
این اصرار بر نامبردن از پارتنر کسی که متهمش میکنن به آزار، برای چیه؟
بخشی از این روایتها نقض حریم شخصیه. چطور آدمهای امنی هستن منتشرکنندگان این روایتها که برای زنی که در سمت دیگر این ماجراست و مسئولیتی در این روابط متوجهش نبوده، پروندهسازی میکنن؟
میبخشید دوستان، مشکوکه.
رابطهای بکشند که در شرایط عادی واردش نمیشدند، این رفتار نوعی آزار روانی و سوءاستفاده از موقعیت (Abuse of Power) تلقی میشه، حتی اگر خود رابطه با رضایت ظاهری انجام شده باشد....
نکتهای که در مورد این پرسنالیتیها (به خصوص جامعهشناسها یا روانشناسها) وجود داره، تواناییشان در دستکاری ذهنیه. این جنابان، زبان بازی، کششهای اجتماعی و ضعفهای روانی مخاطب را خوب میشناسند.
اگر از دانش و جایگاهشون برای شکار روانی افراد استفاده کنند تا دیگران را به/
لزوماً متجاوز نیست.
تبدیل کردن هر نوع تجربه تلخ عاطفی یا سکس ناموفق به پرونده آزار جنسی، میتواند ارزش روایتهای قربانیان واقعی (کسانی که مورد خشونت، تهدید و اجبار مطلق قرار گرفتهاند) را پایین بیاورد.
رفتار اخلاقا غیراستاندارد/بیمارگونه و جرم یا تعرض جنسی را تفکیک کنیم.
نباید مرز بین یک رابطه عاطفی/جنسی بد و ناامیدکننده را با آزار جنسی خلط کرد.
اگر فردی بعد از رابطه، رفتار سرد، تحقیرآمیز، بیتفاوت یا خودخواهانه داشته باشد، او یک آدم بیاخلاق، خودشیفته یا پارتنر بد است، اما/
شیوه روایتگری در سه روایتی که علیه آقای جامعهشناس مطرح شده، بهگونهای بود که از همان ابتدا حکم قطعی را القا میکرد؛ در حالیکه دستکم در روایت سوم، هیچ مؤلفهای از تجاوز دیده نمیشود. الان این شائبه بهوجود آمده که هدف، بیش از دادخواهی، حذف و بیاعتبارسازی این شخص در فضای عمومی است.
این مسیر، نه به نفع زنان است نه حقیقت؛ فقط اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی را فرسوده میکند.
فیلم ۱۶ سالگی پگاه آهنگرانی رو پخش میکنید که داشت برای خاتمی رای جمع میکرد؟!
حداقل «القدس لنا» به سرش نمیبست و نقش انتحاری بازی نکرد،
سال ۹۸ بعد از قطعی اینترنت نگفت بیشتر مطالعه کردم
یکسال بعد فاجعه ۸۸ نقش اول سریال صدا و سیما رو بازی نکرد
آها چون خطیبی جاوید شاه گفته :))
#پژمان_جمشیدی، در آخرین جلسه به #زن_شاکی گفته: «آخرین زورت رو بزن.» همان ادبیات آشنای مردسالاری؛تحقیر، انکار، و نمایش قدرت در برابر زنی که تصمیم گرفته سکوت نکند.
مقصر و مسئول این فضای سیاسی خارج کشور هیچکس نیست، جز خود پهلوی!
از ابتدای ورودش از جورج تاون تا به امروز، بهجای تقویت جامعه، شکاف، نفرت، دوقطبیسازی و حذف را عمیقتر کرد، هر حرف و اکتش بازتولید تفرقه و انفعال بود (تجزیهطلب، مجاهد، ۵۷تی، چپی، کمونیست،مسلمان و بچه شیعه و اختلاف بین اتنیکها و ملیت ها از عمق تفکر فاشیسیم این فرقه با سرگروهی پهلوی رقم خورد) عملاً به بقای جمهوری اعدامی کمک کرد.
-واقعاً چطور این واضحات برای همگان دیده نمیشه؟ ایران برای همه است، کسی که هدف آزادی ایران و مردمانش رو داره هیچوقت این فاجعه رو رقم نمیزد،
درست زمانی که اعدام جانِ «۶۸۲» تنها در ۴ ماه گرفت.
باید تمام خیابان های کشورهای جهان تجمعات همدلانه و متکثر علیه اعدام ها بود، اما بازتولید ساواک و سیرک به نمایش گذاشتند، ایرانیان معترض در جامعه جهانی رو بیاعتبار کردند، اعتماد به فعالین رو خدشه دار کردند، زندانی سیاسی رو تخریب و توهین کردند و میدان رو برای پروپ��گاندا، ظلم و جنایات جمهوری اسلامی بازتر کردند.
ما کار نکنیم ،مهمونی نریم ،استوری نزاریم، چیزی نفروشیم که عادی سازی نشه
ولی نور پهلوی ۱۴ فروردین فردای روزی که ۱۸ نفر زیر بمباران سفارشی پدرش کشته شدند تولد بگیره