یهو یادم اومد یه بار تو خوابم اسم دختری اومد « یاسمین » فرداش یه یاسمین اومد ساجستم که اون فالوش نداشت ولی پیج زمان دانشجوییش رو این یاسمین فالو داشت حالا نمیدونم کی بود بلاخره ولی خب ..
اینکه من درک کنم یکی سرش شلوغه ولی اون درک نکنه که سه روز پیش قرار بوده با من هماهنگ کنه و تکبهتک کارهای من به اون بستگی داره و تا اوکی نشه نمیشه قدم بعدی رو بردارم و اگه اوکینشه هزینه و وقت من به باد میره خیلی برام عجیبه.