هرکی یه کوچولو با بچهها سروکار داشته مید��نه دختربچهها به طور کلی بادرکتر، منظمتر و اجتماعیتر از پسربچههان. کافیه سر یه بازی، تفاوت رفتارشون رو با پسربچههای جیغجیغو، طلبکار و جندهتوجه بفهمین. این نفرت مردم از دختربچه و موشکافی رفتاراشون چیزی نیست جز کیرپرستی و زنستیزی.
بعد از وایرال شدن اون دختر بچهای که میگه مامانم خریده، فهمیدم چقدر بچه ستیزید، میدونین در مورد گروهی از انسانها صحبت میکنین که رشد و تکاملشون کامل نشده و تو مرزهای ایران به دنیا او��دن؟؟
این که هرکی بخواد با هر لباسی بیرون بیاد خب حقشه و اوکیه
ولی کاش اینو همه قبول کنن قرار نیست موهای همه کراتین شده باشه
اگه موهات لخت و صاف نباشه رو از شلختگی میدونن
کاش اینم عادی شههههه
در سیستم درمانی که بیمار هم اهمیت داشته باشه بله، باید بیمار رو عملا قانع کنین با استدلال و منطق قابل فهم برای بیمار و خانوادهاش. اگه درک روشنی از روش درمان نداشته باشه بدیهیه که همه چیزو میندازه گردن سیستم درمان، و نه بیماری.
@Negaariin معمولاً هر اتاق اطفال تو بیمارستان دولتی چهارتا تخت داره، معمولاً شیرخواران اتاق جدایی ندارن و با کودکان بزرگتر تو یک اتاق بستری میشن، معمولاً بخشهای اطفال اتاق شیردهی ندارن، مادری بخواد به شیرخوار گریونش در حضور پدر بقیهی شیرخوارها شیر بده معذب نمیشه؟
اونایی که دو روز پیش خوشحال بودن، الانم خوشحالن؟ آخوند بره یا بمونه از ایران یه ویرونه میمونه، اگه جووناش زنده بمونن شاید تا پنجاه سال دیگه درست بشه یا نشه.
توجیه همه این بود که این برنامه بازتابی از جامعهی ایرانه، بله یک جامعه با رفتار و گفتار مریضگونه. بالغنماهای نابالغ. این برنامه خواه ناخواه میشه الگو، و این هیچ کمکی به جامعه نمیکنه.
همه دیدین چقدر این برنامه سمیه، رفتارها و سناریوها غیر حرفهایه و پر از ایراد، باز انقد وایرال شد و معروف شدن، حالا ببینین ته ابتذال کجاست. اگه همون اول به امید تغییر تحریم میکردین چهار تا آدم با روان سالم و قابلیت کنترل خشم میاوردن تا جامعه یه چیزی یاد بگیره.
همه دیدین چقدر این برنامه سمیه، رفتارها و سناریوها غیر حرفهایه و پر از ایراد، باز انقد وایرال شد و معروف شدن، حالا ببینین ته ابتذال کجاست. اگه همون اول به امید تغییر تحریم میکردین چهار تا آدم با روان سالم و قابلیت کنترل خشم میاوردن تا جامعه یه چیزی یاد بگیره.
یه داستانی بود یه روغنفروش یه کوزه روغن داشته، تو خیالش اونو میفروشه و با سودش دو تا کو��ه روغن دیگه میخره، بعد همینجوری تو خیالش کوزهروغناشو زیاد میکنه تا وقتی خوابش میبره و تو خواب همون یه دونه کوزه شو میزنه میشکنه؛ منم این روزا دارم تو خیالم کوزه جمع میکنم و میترسم از شکستنش
چه زندگی غم انگیزی داشتم که اگه بمیرم کسی نیس که ویس«خنده و گریه و دوستت دارم» که هیچ وقت نداشتم رو پخش کنه، یا مثلا کلیپ آهنگ خوندنم، یا عکسم با کیک تولد مورد علاقهام. واسه من مرگ غمانگیز نیس، زندگیم غم انگیز تره.
#مهسا_امینی