یک روز میفهمی
خیلی از چیزهایی که دنبالش بودی، قرار نبوده
به تو تعلق داشته باشند؛
فقط آمده بودند
تا سلیقهیِ قلبت را عوض کنند،
فهمت را عمیقتر کنند، و تو را
برای نسخهیِ تازهتری از خودت
آماده کنند..
یکسری اتفاقا تو زندگی آدم میافته که بعدش، حتی اگه همهچی برگرده سر جاش، تو دیگه سر جای قبلیت نیستی.
بعضی اتفاقا مثل دریان؛ غرقت میکنن بعد جنازتو برمیگردونن به زندگی
یکی از معایب به موقع رها نکردن اینه که در نهایت باطن زشت و پلید آدمها رو میبینی. اون بخش تاریک و نامهربان آدمها٬ بهعنوان آخرین تصویر تا ابد توی ذهن باقی میمونه.
من زمان اوباما اومدم امریکا. مصاحبه سخت نبود، گرین رو با چند تا مقاله راحت گرفتم، خیلی هم راحت h1b میدادند. همه دوستان من هم که IT خونده بودند الان اپل و مایکروسافت کار میکنند.
زندگی برای نسل جدید هزاران برابر سخت تر از ماست ولی متاسفانه دوستان قدیمی من حاضر نیستند قبول کنند.