یه روزی نوبت ما هم میرسه.میرسه اون روزی که خونه خودم رو داشته باشم با وسایل زندگی خودم.شوهرم برای ماشین خودش هرچقدر دوست داشته باشه خرج کنه و کلی ابزار تو گاراژ خونمون باشه.باشگاه بریم و تغذیه سالم و پیاده روی روزانه داشته باشیم.هروقت دلمون خواست سفر بریم و نگران پول نباشیم
این ویدیو بدون شک بهترین تراپی و زیباترین ویدیوییه که شما تو طول سال 1405 میتونید داخل فضای مجازی ببینید؛ وضعیت گزارشگر صداسیما تو 2 دقیقه پایانی بازی اتریش و الجزایر :)))))))))
@ShapouriYas از عقب موندن خودم ناراحتم. احساس میکنم به جای وقت گذاشتن برای دیگران، باید روی خودم سرمایه گذاری میکردم. و اینکه از بی توجهی و ناسپاسی بعدش هم میترسم
دو سال و نیم پیش یه زوجی میان اینجا. به واسطه اینکه از یک شهر بودیم و چندتا آشنای مشترک داشتیم، از قبل اومدنشون کمک کردم بهشون تا اینکه اومدن و با هم ارتباط داشتیم. من با خانم دوست شدم تقریبا و از اونجایی که زیادی به همه کمک میکنم، به این بچه ها هم با هر وسیله ای ک��ک رسوندم./۱
@may_i_sam کمتر مشرو�� میخورم، بیشتر میخوابم، دیرتر وزنم میاد پایین و سریعتر میره بالا، آدم هایی که تایپم نیستن رو زودتر میشناسم و معاشرت رو کم میکنم باهاشون. بیشتر قدر خانواده رو میدونم.
@_LifeIsRubbish من لاغر ۴۸ کیلویی بودم با قد ۱۷۰، کلی نظر و توصیه و شوخی و مسخره کردن گیرم اومد. الان که چاق شدم و همه چربی ها تو شکمم جمع شده بازم نظرات مختلف میاد طرفم. خیلی ها هم که بدون فکر کردن میگن بارداری؟ ملت در هرصورت دهنشون بازه
@aleef_mimm این کاری که پیدا شد و براش درخواست ویزای کاری کرد، باعث شد بتونه بمونه توی سوئد و درسش رو بخونه. وگرنه شوهرش ک�� اصلا به فکر نبود و با اتمام ویزای اون، حتما برمیگشتن ایران. براش خوشحالم ولی میخوام خودم هم قبول شم برم جلو. هیچکس برای فرد ديگه ای مخصوصا تو مهاجرت اینقدر مایه نمیذاره
@aleef_mimm ببین از سرکار خودم اومدم رفتم پیشش، بهش گفتم چرا د��بال کار نمیگردی؟ همون��ا لینکدینش رو راه انداختم. روزمه اش رو اصلاح کردم و دو سه تا کار رو هم همونجا از تبلتش براش اپلای کردم. گفتم دیگه بقیه رو خودت اپلای کن. مصاحبه که گرفت اومد پیشم براش شبیه سازی مصاحبه انجام دادم.
به نظرتون اگه کمک های ما نبود، میتونست پاس بشه؟
من که میگم نه. الان ایران بودن و ویزاشون چندین ماه پیش تموم شده بود.
به نظرتون این کارها اگه از طرف یک شرکت مهاجرتی انجام میشد، چقدر هزینه داشت براشون؟
حق بدین که کونم بسوزه. حق بدین که حسادت کنم ولی میخوام مصممتر بشم برای پاس کردن
جستجوی کار و اپلای
کمک در آمادگی مصاحبه
کمک در باز کردن حساب بانکی و گرفتن بانک آیدی ظرف یک روز
و پول قرض دادن و پول قرض دادن تا شوهره یک وقت مجبور نشه بره سرکار از درسش بیفته.
سه ماه بعد هردوشون امتحان تئوری رو پاس کردن، دختره هم الان عملی رو پاس کرده.
من حق دارم حسودی کنم؟
شرط میبینم حیلی از اینا که اینجوری میرن رو منبر، یک روز هم منطقه محروم کار نکردن و مریضهای بدوی و اگرسیو مناطق روستایی ایران رو ندیدن. اورد ناشتا هم میدن واسه بقیه همکارا. از صبح برو سرکار، همونو برو شیفت، فرداش هم هشت ساعت کار. ببینم برات اعصاب میمونه یا نه.
��بخشید اگر ناراحتتون میکنم ولی:
۱- بیمار میتونه در هر ساعتی از شبانهروز، برای هر شکایتی که براش متوجهه، به اورژانس مراجعه کنه.
۲- وظیفه تریاژه که «وضعیت تهدیدکننده حیات» رو شناسایی کنه، نه بیمار.
۳- پزشک اگر وضعیت رو اورژانسی تشخیص نداد، میتونه از درمان خودداری کنه.
@amunima من طبقه اول بودم و پمپ آب رو هم با همسایه ها مشارکت کردم. با اینکه واقعا خودم مشکلی نداشتم. آدم باید به فکر بقیه هم باشه. و اینکه آینده نگری هم بد نیست
@MahvashJebeli سرکارم و گریه ام دراومد مهوش. قلبت آروم باشه و رویا بخنده همیشه برات حتی از توی آسمونها. حتی تصورش هم منو از پا درمیاره. تو خیلی قوی هستی