آرشیو مطالعات جنسیت در توییتر فارسی میان رشتهای/نظریه انتقادی/ اینترسکشنالیتی/ کوئیر تئوری/ جایی برای به اشتراک گذاری آگاهی و همصدایی بیقدرتان/صفحه گروهی
جنبش #من_هم با جسارت قربانیان آزاری که سکوت خود را شکستند آغاز شد. اگرچه همچون روزهای آغازین سرتیتر خبرگزاریها نیست اما همچنان جسته و گریخته، روایتهایی از فضاهای فکری-فرهنگی متنوع، توسط آزاردیدههایی از اقشار متفاوت سر برآورده و شبکه آنها را گسترش میدهد.
👇
۱۷
نهایتا اینکه با خبر شدم یکی دیگر از مهمانان حاضر در آن دورهمی نیز از سمت این فرد مورد تعرض قرار گرفته که از همین جا از او و هرکه چنین تجربه ای با این فرد دارد میخواهم مرعوب اتیکت "زندانی سیاسی" که پوششی برای این دست اقدامات است نشوند و روایتگری را پیش بگیرند
#MeToo#روایت_آزار
ابتدای رشتو نوشتم چه دیدی و چه اعتمادی بین ما در جریان بوده
و باز نرینه ایرانی با لشگر چرا هاش بدون در نظر گرفتن شرایط روانی شروع به قربانی نکوهی میکنه
گوز گوزو های مجازی که همتون هم از دم متجاوزین فقط هنوز دستتون رو نشده
آگاه تکرار میشود به این افرا�� و جریانها با عنوانین پر طمطراق کنشگر، پژوهشگر و بعضا «فمینیست» فرصتی میدهد تا با نمایشهای مستمر و موضعگیریهای آبکی و بیانیههای بی اثر و مدیایی برای خود اعتبار و رزومه جمع کنند، از اقداماتی که عملا در راستای بازتولید فرهنگ تجاوز عمل کرده و میکنند.
روایتی با الگوهای تکراری! متاسفانه نتایج دستاوردهای جنبش افشاگری آزار، بیشتر از آنکه موجب بالا بردن آگاهی و امنتر شدن فضا بشود، تبدیل به نوعی برند شده که افراد با ر��تارهای نمایشی، موضعگیریهای صرفا تئوریک و کمخطر برای عرضه خود از آن استفاده میکنند👇🏽
#روایت_آزار
۱
شهریور ۱۴۰۰ که به تهران آمدم در منزل رفیقی ساکن شدم
بی آنکه ارتباطی به جز آنچه خواهر برادری میخواندم بین ما باشد
از اوایل سال ۱۴۰۱ یکی از دوستان مشترک که زمزمه هایی درباره ارتباط خاصش با صاحبخانه به گوش میرسید هم ساکن آن خانه شد و با هم سر مبلغی به عنوان اجاره خانه توافق کردیم
این مسیریاست که سازمانها، انجمنها، گروهها و افراد حقیقی/حقوقی با دزدیدن صدای آزاردیدهها و با منفعت طلبی و زد و بند و برای حفاظت از نزدیکان و آشنایان آزارگر و با هدف تثبیت تجاوز باز کردهاند. مادامی که این پدیده همچنان در فضاهای مختلف و بویژه حلقه افراد روشنفکر و به اصطلاح 👇🏽
یکی از فعالای زن عرب توی برلین، توی یه گروه بسته فیسبوکی بین خوداشون، روایت آزار یه مرد عرب که روزنامه نگار و مثلا فعال سیاسیه 🤡 رو با نام مختصر (مثلا الف-د) منتشر میکنه، مرتیکه آزارگر میره به جرم بدنامی از زنه شکایت میکنه!
فاضلاب بگیره سر تا پای این فعالین سیاسی رو!
@juristichms @Masoumimahmoud مرسی از اطلاع رسانیتون، واقعا باعث تاسفه! با تمام توان و قوا به جان زنهای با شهامتی افتادن که تلخترین و وحشیانهترین واقعیتهای پشت پرده رو عیان کردن. به جای تاخت�� به خودشون دوباره به این زنها تجاوز میکنن. به امید آزادی ایشون.
#معصومه_حاجیابوالحسن به دلیل مشارکت در جنبش #می_تو به ۱۵ ماه زندان و ۲۰ میلیون تومان جریمه محکوم شد. شاکی پرونده فردیست به نام بابک مولایی که در فعالیتهای اقتصادی با سپاه همکاری داشته. او از مدیران سابق شرک�� «فناوری آبهای عمیق» و «صدرا» بوده که به دلیل وابستگی به سپاه توسط
من خودم ۴ سال پیش یه پستی نوشتم توی اینستاگرام و تهش هشتگ زدم که «محجبهام ولی با حجاب اجباری مخالفم». خوب؟ ولی الان که برمیگردم عقب میبینم چه حرف احمقانهای بود (و هست). انگار که بگی «من خودم سفیدپوستم ولی با نژادپرستی مخالفم». یعنی یه تاکید ضمنی که ببینید من خودم پشتم به سیستم/
یک معلم مدرسه ۵۵ ساله، به نام «ج. د» در شهرستان فردوس، #مشهد به ۱۸ دختربچه دبستانی ۸ تا ۱۱ سال تجاوز جنسی کرده است. او به خانواده دختربچهها میگفته شما برای پدر و مادر من ختم قرآن بگیرید تا من برای دختربچههای شما کلاس تقویتی رایگان بگذارم. ۱
ساعاتی بعد از صدور حکم بدوی اعدام برای #کیوان_امام، با یکی از شاکیان پرونده گفتوگو کردم. بنا به درخواست او هویتش مخفی مانده و صدایش هم تغییر داده شده است.
کوت کنید بگید کسی که به «نه» توجه نمیکنه،با بهانه مستی و های بودن بارها و بارها «نه» شمارو زیر پا میذاره، فارق از سطح و لول آزاری که رسونده (خشونت امیز+ضرورتا اینترکورس و یا لمس و دستمالی)، از نظرتون متجاوزه یا معتقدید باید لولبندی کرد و طبق قانون فقط اینترکورس رو تجاوز حساب کرد؟
اشک و ترس و اضطراب از تبرئه شدن یا اعدام
انگار فقط تحمل ترومای تجاوز به جسممون کافی نبود که دائما داره به روحمون هم تجاوز میشه. که بترسیم از تنها موندن با آدما از پروسهی قانونی از اعدام از آزادی و و و و...
من باورم شده ماها هیچوقت آروم نمیگیریم
زنها در آمریکا و انگلیسِ اوایل قرن ۲۰ برای به دست آوردن حق رأی و تحصیل رایگان و برابریهای دیگه، شروع کردن خسارت زدن به اموال عموم: شکستن شیشه مغازهها، آتش زدن صندوق پستی خونهها.
چرا؟ که توجه همگانی جلب بشه. که همه بفهمن هزینهی نداشتن حق برابر رو فقط زنان نباید بدن.