تصاویری تاریخی از بازدید رضاشاه و محمدرضا پهلوی، ولیعهد وقت، از تخت جمشید در سال ۱۳۱۶ خورشیدی؛ سفری در دورهای که کاوشها و فعالیتهای باستانشناسی در این محوطه تاریخی جریان داشت و حکومت پهلوی توج�� ویژهای به تاریخ ایران باستان و حفاظت و احیای میراث فرهنگی کشور نشان میداد.
«اگر درباره چیزی که برایشان مهم است این اندازه پرت و نادان هستند، انتظار اندیشه، گفتوگوی منطقی، و حتی رفتار مانند شهروند متمدن از آنها داشتن بیهوده است.» 👌🏼
«تاریخپریشی و بیسوادی این ابلهان دردآور است. پیش از نوشتن، دستکم تاریخ رویدادها را چککنید که چنین افتضاح به بار نیاید! اسپانیا قاره آمریکا را به سال ۱۴۹۲ میلادی (۹ سال پیش از به تخت نشستن اسماعیل نخست) کشف کرد. جنگ چالدران در سال ۱۵۱۴ رویداد، همزمان با پادشاهی هنری هشتم در انگلستان. محاصره نخست وین در سال ۱۵۲۹ رویداد، ۱۵ سال پس از چالدران. پس جنگ چالدران نمیتوانست سبب عقبنشینی عثمانیها از وین شود، چون سلیمان قانونی هنوز نوجوان بود ��ه تخت ننشسته بود!
رابطه انگلستان با خاندان هاپسبورگ (حاکمان اتریش و امپراتوران اسپانیا) که از پشتیبانان اصلی پاپ و مذهب کاتولیک بودند در زمان محاصره وین تیره بود، زیرا هنری پروسه جدایی از همسر نخست خود کاترین شاهزاده آراگون (اسپانیا) را آغاز کرده بود (رویدادی که به تغییر مذهب پادشاهی انگلستان از مذهب کاتولیک به پروتستان انجامید) و روابطش با پاپ لئو دهم شکرآب شده بود. انگلستان تا پادشاهی الیزابت اول (دختر هنری) و نزدیک به ۹۰ سال پس از به تخت نشستن اسماعیل، نیروی دریایی درخوری نداشت و با اختلاف در پی اسپانیا، فرانسه، امپراتوری مقدس روم (اروپای آلمانی زبان) و حتی دولتشهرهای نیرومندتر ایتالیایی چون ونیز، نیروی اروپایی درجه دوم شمرده میشد.
انگلستان تا دوره شاه عباس با ایران روابط سیاسی، بازرگانی، و نظامی نداشت—سال ۱۵۹۸ میلادی آغاز تماس جد�� میان ایران صفوی و انگلستان است. تغییر مذهب ایران از سنی به شیعه پیش از پادشاهی عباس اتفاق افتاد.
تمامی اطلاعات تاریخی نوشتههای این دو ابله —که در ریاست جمهوری هم رفتوآمد دارند— غلط هستند. نه اشتباهات کوچک؛ بلکه غلط فاحش. موضوع مهم: تاریختراشی چیزی است که ذهن این افراد را مشغول میکند. یعنی برای آن وقت گذاشته و به آن فکر کردهاند. اگر درباره چیزی که برایشان مهم است این اندازه پرت و نادان هستند، انتظار اندیشه، گفتوگوی منطقی، و حتی رفتار مانند شهروند متمدن از آنها داشتن بیهوده است.»
از @mrjahan49
@Ardaa525@MapsAfrican Nope, their official and court language was always Persian. It’s truly pathetic that you Turks can’t stand the reality even in the age of AI.
@AzariIrani2500 پیکر کوروش به خاک سپرده نشد، بلکه در تابوت زرین (بدون تماس با زمین) قرار گرفت: ایرانیان معتقد به حفظ پاکی خاک و آب و آتش و هوا بودند و رواج دخمه (برج خاموشی) و گوردخمه (آرامگاه سنگی درون کوه) هم به همین دلیل است.
دقیقا از همون روزی که این فایل صوتی بیرون اومد اکثر مردم با آگاهی تمام فهمیدن این آدم مفلوک و روانپریش به زبالهدان جامعه ایرانی تعلق داره و اگه زمانی برای خوندن شهر سعدی و حافظ با «موسیقی تلفیقی» براش کف و سوت زده بودن هیچ دلیلی بر بهرهمند بودنش از هنر و خرد نبوده و نیست.
محسن نامجو پس از طرح عمومی اتهام آزار جنسی، فروردین ۱۴۰۰:
با کمال تواضع عرض میکنم یک ساعت نفس کشیدن من برابر با ۶ ماه زندگی هر کدوم از شماهاست
شاید آن شب در مستی زیادهروی کردم. شریک زندگیام گفت بدشانسی تو این بود که با یه دیوونه چیز کردی
کی میگه نه یعنی نه؟ نه یعنی هزارتا چیز
قطعنامه منشور کوروش بدون حتی یک رای مخالف و اصلاحیه در یونسکو ثبت شد.
قطعنامه منشور کوروش بزرگ در یونسکو با ۱۹۴ رأی موافق، بدون حتی یک رأی مخالف و بدون هیچ اصلاحیهای به تصویب رسید؛ اتفاقی که برای یک سند بینالمللی امر متعارفی نیست.
@mmdsyn1127104@frying_oil در هر صورت، چه از هرودوت رسیده باشه (در زمان نگارش خداینامگها) و چه برعکس (از سنت شفاهی ایران به هرودوت)، شباهت اونقدر زیاده (نوه دختری و خواب پدربزرگ و چوپانان و…) که بعیده تصادف باشه و در هر دو حال نشان دهنده جایگاه کوروش در حافظه جمعی ایران به عنوان پادشاه آرمانیه.
@mmdsyn1127104@frying_oil درسته این کهنالگوی کودک رهاشده در همه موارد وجود داره، اما جزییات متفاوته و در مورد کیخسرو کاملا منطبق با هرودوت که میگه روایت کودکی کوروش رو از راویان ایرانی (احتمالا همون منابع گوسانها/خنیاگران) گرفته و در بین چ��ار روایت معتبرترین رو ثبت کرده (از سه روایت دیگه چیزی نمیگه).
@mmdsyn1127104@frying_oil مسعودی و طبری گفتن بهمن، ولی اجماع حاضر اینه که کوروش تاریخی در کیخسروی اساطیری ادغام شده (از بیرونی تا نولدکه تا شهبازی نظرشون این بوده). ماجرای خواب پدربزرگ مادری و بزرگ شدن کوروش توسط چوپانان و نهایتا غلبه بر پدربزرگ دقیقا با داستان کیخسرو مطابقت داره.
https://t.co/U3IuXdNq1u
@s_alirezasalehi در اهمیت جایگاه کوروش به عنوان پادشاه آرمانی در حافظه جمعی ایرانیان همین بس که مهمترین پادشاه شاهنامه (کیخسرو که یک چهارم کتاب بهش اختصاص داده شده) ترکیب خاطره کوروش تاریخی و اسطوره اوستایی کوی هوسروئه است، علیرغم عظمت و امتداد شاخه داریوش (و غایب در شاهنامه) در خاندان هخامنش.
@SaadatYusef عجیبه که همانی کیخسرو/کوروش و بهمن/اردشیر درازدست (که از ابوریحان تا نولدکه اشاره کردن) رو منکر میشه. در هردو هسته اساطیری از اوستا و پوسته تاریخی از خاطره شکوه هخامنشی در سنت شفاهی گوسانهاست که تا قبل از خداینامگها (که عامدانه اشکانیان رو حذف کردن) راویان تاریخ ایران بودند.
@SabriBokht@beytollaah عجیبه که همانی کیخسرو/کوروش و بهمن/اردشیر درازدست (که از ابوریحان تا نولدکه اشاره کردن) رو منکر میشه. در هردو هسته اساطیری از اوستا و پوسته تاریخی از خاطره شکوه هخامنشی در سنت شفاهی گوسانهاست که تا قبل از خداینامگها (که عامدانه اشکانیان رو حذف کردن) راویان تاریخ ایران بودند.
@beytollaah@SabriBokht کیخسرو. که مخلوطی از اسطوره و خاطره کوروش تاریخی است، و البته مهمترین و آرمانیترین پادشاه شاهنامه که حتی نمیمیره:
https://t.co/cQyMDXJPrO
@SabriBokht@mmdsyn1127104 در اهمیت جایگاه کوروش به عنوان پادشاه آرمانی در حافظه جمعی ایرانیان همین بس که مهمترین پادشاه شاهنامه (کیخسرو که یک چهارم کتاب بهش اختصاص داده شده) ترکیب خاطره کوروش تاریخی و اسطوره اوستایی کوی هوسروئه است، علیرغم عظمت و امتداد شاخه داریوش (و غایب در شاهنامه) در خاندان هخ��منش.
@SabriBokht@mmdsyn1127104 در اهمیت جایگاه کوروش به عنوان پادشاه آرمانی در حافظه جمعی ایرانیان همین بس که مهمترین پادشاه شاهنامه (کیخسرو که یک چهارم کتاب بهش اختصاص داده شده) ترکیب خاطره کوروش تاریخی و اسطوره اوستایی کوی هوسروئه است، علیرغم عظمت و امتداد شاخه داریوش (و غایب در شاهنامه) در خاندان هخامنش.
@s_alirezasalehi در اهمیت جایگاه کوروش به عنوان پادشاه آرما��ی در حافظه جمعی ایرانیان همین بس که مهمترین پادشاه شاهنامه (کیخسرو که یک چهارم کتاب بهش اختصاص داده شده) ترکیب خاطره کوروش تاریخی و اسطوره اوستایی کوی هوسروئه است، علیرغم عظمت و امتداد شاخه داریوش (و غایب در شاهنامه) در خاندان هخامنش.
البته پس از کوروش ��زرگ نیز در خاندان هخامنشی کوروش داشتهایم: کوروش سوم (کوچک) فرزند داریوش دوم و پروشات که علیه برادر تاجدارش اردشیر دوم شورید و در آستانهٔ رسیدن به پیروزی کشته شد و همین سبب شد که نام کوروش دیگر به فهرست تاجداران بازنگردد؛ اما خب پاسخ درستتر اینست: شاخهٔ اصلی دودمان هخامنشی، دودهٔ آریارمنی-دارابی پارس است نه دودهٔ کوروشی-کامبیزی انشان.
فلذا طبیعتاً نامهای بزرگان همان دوده نیز در نسلهای بعدی خاندان تکرار میشود: داریوش و اردشیر.
اگر باز هم نفهمیدی بگذار جوری برایت توضیح بدهم که خرشیعهفهم شوی:
بهنامهای خلفای عباسی بغداد و قاهره بنگر؛ ۱۲ محمد (به یاد م��مد بن عبدالله و محمد بن علی بن عبدالله بن عباس – بهترتیب یکی نخستین شاه هاجریان و و دیگری سرسلسلهٔ دعات عباسی)، ۹ احمد (دوباره به یاد نخستین شاه هاجریان)، ۷ عبدالله (به یاد ابوالعباس عبدالله بن عباس، صحابی و پسرعم محمد، حبرالامة، ترجمانالقرآن، امامالمفسرین، از بنیانگذاران فقه اسلامی و بزرگ دودمان عباسی) و فقط یک علی. :))
چرا؟ چون در شاخهٔ اصلی بنیهاشم، علی یک شخصیت حاشیهایست با اینکه رابطهٔ شخصی میان ابوالحسن و ابوالعباس رابطهٔ استاد-شاگردی بوده.
البته با یک تفاوت مهم: نام کوروش در تاریخ بهعنوان اولین الگوی تاریخی برای مفهوم «فیلسوفشاه» افلاطونی ���اگرچه افلاطون خودش کوروش را چنین ننامید– و تنها مسیحای نایهودی مثبوت است و ملل دیگر او را بهعنوان یک الگوی آرمانی برای حکمرانی خردمندانه و روادارانه میشناسند و میان پسرعموهای دارابی خود نیز همواره محترم و بزرگ داشته شده، اما علی اسوهایست که خلفای پس از او میکوشیدند تحت هیچ شرایطی کاری نکنند که او هم کرده باشد؛ چرا که او بهعنوان نمادی از حکمرانی بد و ویرانگر شناخته میشد علیرغم همهٔ فضائل، مناقب و سوابقش در اسلام. اموی و هاشمیاش هم فرقی نمیکرد و بهطور مثال منصور دوانیقی در خوارداشت مشی سیاسی علی و ریختن خون آلعلی خاصه بنیحسن بر صغیر و کبیر امویان پیشی گرفت.