واژه still life انگلیسی که به فارسی ترجمه میشه طبیعت بیجان برای من داستانی داره که منو به سمت کشی��ن این نقاشی که به سفارش الهه بود، سوق داد .برای من این واژه یعنی همچنان زنده یا یه جوری هنوز زنده بودن و واژه زنده اش انقدر پررنگه که دلم میخوادزندگی بخش باشه .
رنگ روغن روی بوم
باز کردن پنجره در شبهای تابستان و در خنکی شب غرق شدن، لذت بزرگ فصل تنبل و گرم منه .
یاد تابستان های کودکی که شب ها برای دیدن ماه و ستاره ها در آسمان خودم را بیدار می
کردم تا خیره بشم و در رویای شیرین کهکشهان فرو برم .
انتظار کشیدن برای رسیدن شب و دیدن ماه زیبای دور از دسترس من
به چشمهایت نگاه میکردم پژمرده شده بودند و تو همچنان با باقیمانده غریزه ات داشتی سعی میکردی شاد باشی و با صدای بچگانه هشت ساله ات بهش گفتی که گریه نکن به جاش فکر کن که رفتی آسمونها بال درآوردی...
#پرواز
من امیدوار بودم در دنیایی که در حال تاریک شدنه یه کمی نور نگه دارم .
نقاشی های من در یک تاریکی دلخوش شدند به رقص نور .جایی که نور روی قسمتی از گل ها درخشانتره چه شکوه و ماندگاری به خودش میگیره .
نور درونم عشق به آدمی بود که پیدا نیست.
چطور خودم را بیابم؟
#تاریک