درواقع روی صحبتم با آدمای امن زندگیم که باهاشون راجب شرایط روحیم صحبت کردم نیست! اتفاقا وقتی اونا یه پیشنهادی میدن خوشحال میشم(حتی اگر شرایط رو دوست نداشته باشم) چون ته دلم میگم دمش گرم به فکرم بود و اولین نفر به یادم افتاد. ولی توی هفت پش غریبه نهایت بپرسی شوهر کردم یا نه😑
واقعا خستم از اینکه هرکسی میرسه میگه وای تو خیلی هنرمندی خیلی چیزا بلدی خیلی خلاقی خیلی با استعدادی چرا بیکاری؟ مرسی لطف دارید ولی خب...😑 من ازتون نخواستم برام کار پیدا کنید حتی یک بار هم پیش اونایی که بهم پیشنهاد های کاری میدن چسناله نکردم که عای من بیکارم که رندوم یارو میاد
@_Dalia_ch میدونی گاها میگم شاید روش احوال پرسی آدما اینجوریه صرفا میخوان سر بحث رو باز کنن! اما وقتی شروع میکنن به اصرار کردن که نه تو باید اینکارو کنی و چرا فلان کارو نمیکنی دیگه به خودم شک میکنم که کجارو اشباه کردم که اینجوری شد
واقعا خستم از اینکه هرکسی میرسه میگه وای تو خیلی هنرمندی خیلی چیزا بلدی خیلی خلاقی خیلی با استعدادی چرا بیکاری؟ مرسی لطف دارید ولی خب...😑 من ازتون نخواستم برام کار پیدا کنید حتی یک بار هم پیش اونایی که بهم پیشنهاد های کاری میدن چسناله نکردم که عای من بیکارم که رندوم یارو میاد
از موارد جالب جمع خانوادگی اینه که هرکس تو حوزه متفاوت کار میکنه. شنیدن تجربه هاشون از کار و محیط کاری خیلی جالبه. مثل اینه رفتی تو کتابخونه انسانی و هرکدومشون یه کتاب با قصه متفاوت هستن.