با اینکه دوست داشتم آلبوم #او_و_دوستانش بهتر از این باشه ولی این بیت:
نمونده باوری
به جز این آخری
همین آوازایی که
مادرم یادم داد
ندیدم غیر عشق
یه چیزی که بهش بگیرم دست
نرم با این باد
——————
دلم، دلم، دلم
من مقدمات یه ا��دامی رو فراهم کرده بودم و توی کل این ۱۱ روز به این فکر کردم که آیا انجامش صحیح هست یا نه؟ خطرش چقدره؟ از پسش برمیام یا نه؟ چون قبلش میدونستم برگردم همه چی سرجاشه
یا بهتره بگم گمان میکردم
الان با انجامش انگار از چیزی فرار کردم؟
دختر داییم بهم زنگ زده میگه یادت نره لیوانمو بذاری تو یه کیسه بیاری با خودت آبادان.
بهش نگفتم یادم رفت.
چون قراره خو��ش بیا�� پیشم تو لیوانش شیرکاکائو بخوره.
گفت تو حتی روز آخر بغلمم نکردی
گفتم چون نمیخواستم بغل خدافظی بدم میدونستم زود میبینمت باز
یکسال گذشت
قراره ۴ سال دیگه هم بگذره.
نمیدونستم انقدر طولانی میشه
کاش بغلت میکردم
میبوسیدمت
بوت میکردم
تو دلم میگفتم
همونجوری که تو صداشو میشنوی فقط
بمون
نرو