میگه:«و اما سوگ مثل اکلیل است.هیچوقت کامل نمیرود.یک روز،بی هوا، یک دانهی ریزش را میبینی.روی گردنت، بالای پلکت، یا یک جایی از صورتت.کوچک است اما جوری برق میزند که مستقیم میرود توی چشمت.و ناگهان تمام تصویر محو میشود و فقط همان دانهی اکلیل دیده میشود.نه چون بزرگ است،چون میدرخشد.»
اگه یه روز فرزندی داشتم و میخواستم فقط یه نصیحت بهش بکنم اون این بود که :
در همه دوره ها و در همه روابطتت ، از آدم هایی که نمیخوان از دستت بدن اما دوستت ندارن ، دوری کن
@fafaeism من یه هم اتاقی داشتم که هر دفعه بهش میگفتیم میای بریم بیرون ما رو می پیچوند.یه بارم بهش گفتم ببین بقیه با هم اتاقی هاشون بیرون میرن نگفت باشه بریم گفت من که ندیدم!چند روز بعد من و دوتا از هم اتاقی هامو تو خیابون دید.دوست پسرش اومد گفت فلانی دلش از شما پره میرین بیرون بهش نمیگین😏
@saymewooo همیشه ��مینطوری زندگی کردم اما راستش الان حالم بهم میخوره که ادامه ی زندگیمم باید همین شکلی باشه..دلم میخواد یه چیز خوبی وجود داشت که میتونستم بهش فکر کنم، نه اینکه از فکر کردن فرار کنم…