هرچه سریعتر باید با خودم صلح کنم و تنهاییمو قابل تحملتر کنم. میدونم دیدم نسبت به این از اونجا میاد که هروقت افسردگی منو کشت تنها بودم پس هروقت تنهام افسردگی میاد منو میکشه. چه چیز مسخرهایه که اگر من از کلمه افسردگی کمتر استفاده کنم باید به این معنی باشه که من افسردگی ندارم؟
هرچه سریعتر باید با خودم صلح کنم و تنهاییمو قابل تحملتر کنم. میدونم دیدم نسبت به این از اونجا میاد که هروقت افسردگی منو کشت تنها بودم پس هروقت تنهام افسردگی میاد منو میکشه. چه چیز مسخرهایه که اگر من از کلمه افسردگی کمتر استفاده کنم باید به این معنی باشه که من افسردگی ندارم؟
چند وقت پیش در آرزوی free spirit بودن بودم و در این مورد حرف میزدیم با کسی و میدونی حقیقت اینه که چنین چیزی برای من حتی در صورت ساپورت همه جانبه قابل دستیابی نیست چون من واقعا احمقم. در واقع احمق بزرگ شدم، بهرحال الان احمقم.