جمهوری اسلامی غیر از سرزمین ایران، روح مردم ایران رو ویران کرده، مردم رو از خودشون ناامید کرده، زیرساخت و اقتصاد و همهچی بازسازیش راحتتره.
اروپای شرقی سی و چند سال از فروپاشی شوروی گذشته، هنوز زخمش خوب نشده، شرق آلمان هنوز آلمان شرقیه، اعتماد اجتماعی تو کل شرق اروپا کف جدوله و هنوز بالا نیومده، آدمهایی که یاد گرفته بودن به هم اعتماد نکنن، به آینده باور نداشته باشن و تلاش رو بیفایده بدونن، دیوار افتاد، ولی اون چیزی که تو آدمها ساخته شده بود هنوز پابرجاست، با تغییر حتی یک نسل هم پاک نشده، لعنت ابدی به هر چی آخوند حرامزاده
روز جهانی شیر🦁 نماد شجاعت مشترک ایران و اسرائیل.
برای مردم ایران اسرائیل، شیر چیزی فراتر از یک حیوان باشکوه است. شیر بخشی از هویت، تاریخ و روح ماست. هزاران سال است که شیر در داستان قوم اسرائیل حضور دارد. از «شیر یهودا» که نماد قبیله یهودا و قدرت پادشاهی داوود بود، تا پرچمها و نمادهای تاریخی که شجاعت و پایداری این قوم را نشان میدادند. شیر در سنت یهودی، نه فقط یک حیوان، بلکه تجسم روحیهای شکستناپذیر است که حتی در سختترین روزها سر بلند میکند.این نماد ریشهای کهن در تمدنهای باستانی ایران هم دارد. از نقش برجستههای هخامنشی تا افسانههای کهن، شیر همواره نماد اقتدار، پهلوانی و نور بوده است. بعدها همین نماد در قالب «شیر و خورشید» به یکی از شناختهشدهترین نشانهای ملی ایران تبدیل شد.
و اینجاست که حلقه اتصال شکل میگیرد:
مردمان اصیل ایران و اسرائیل، با روحیهای قوی مانند شیر برمیخیزند.
هر دو ملت، در طول تاریخ بارها آزموده شدهاند، اما هر بار مانند شیر، سر برافراشتهاند. نه با ترس، نه با تسلیم، بلکه با همان غروری که فقط شیر میشناسد.
از اف۳۵ قشنگی داریم و بی۲ها خیلی زیبا هستند همه نیروی دریایی اینا رو نابود کردیم رسیده به قیمت دلار در ایران! دلار بشه یک میلیون تومان این جاکشها که تنگه رو باز نمیکنند؟! جمهوری اسلامی هر روزی که بمونه میتونه ادعای پیروزی کنه حتی با دلار چند میلیون تومنی!
🚨And you wonder why things continue to go south on Iran… it is because the analytical frame is totally off.
First the public was told (by press and analysts against intervention) that the 40-Day War killed off the restraint oriented leadership in Iran and instead promoted “hardliners and the IRGC.”
BUT this thinking misread or ignored (depending on how charitable you want to be) the fact that Khamenei Sr. — who had just ordered the killing of ~40 K Iranian protestors this January and for decades has promoted hardline and confrontational policies like nuclear hedging, missile expansion, unequivocal terror support as well as hardline people for 37 years — was also hardline. He also supported the IRGC’s rise.
Such reportage and analysis missed the fact that Khamenei, the hardline clergy, and the Guard Corps are partners in power in the Islamic Republic.
Then when major fighting ended this spring and Iran began to reshuffle deck chairs on the titanic, we were told to be wary of this “new” class at the helm. Specifically, analysts trotted out the anecdote that the new SNSC Chief Zolghadr was so hardline that even former IRGC-QF Chief Soleimani had issues with him!
This same class kept talking about a “younger” generation at the helm too. This again missed the fact the the most important personalities in Iran are cut from the same cloth, largely ideological 50-70 (-ish) year old Islamist males mostly not from Tehran whose formative experience was the 1980-1988 Iran-Iraq War.
Now we are to believe that the musical chairs in Tehran today are the result of the deep-state and old-guard reconsolidating control. Here’s the secret: they never gave it up. The changes you see in Iran are the result of the 12-Day War and 40-Day War having THINNED THE HERD of military and security elites in Iran. Vahidi and Rezaie were involved in Iran-Contra back in the day (the crisis most of Washington has forgotten about). Both of them are also wanted for the 1994 AMIA bombing in Argentina. Both are IRGC veterans.
Iran policy by tweet, truth social, or Axios leak will miss all of this.
https://t.co/kuhUoa3PPB
Iran's Rights in the Caspian Sea Are Not Negotiable.
The Islamic Republic, amid profound structural weakness and a deep crisis of legitimacy, is seeking to advance and implement the Convention on the Legal Status of the Caspian Sea (the Aktau Convention). This effort, undertaken without the mandate of the Iranian people and without a clear and comprehensive guarantee of Iran's historic rights, is deeply concerning and constitutes a serious threat to Iran's national interests.
Under the 1921 and 1940 treaties between Iran and the Soviet Union, the legal regime governing the Caspian Sea was founded on the parties' shared rights and the principles of mutual agreement and common interests.
Following the dissolution of the Soviet Union, the newly independent states reaffirmed, in the Alma-Ata Declaration (December 1991), their commitment to the treaties of the former Soviet Union and to fulfilling the international obligations arising from those agreements through the successor states.
Accordingly, any fundamental change to the legal status of this strategically vital body of water must be made with the agreement of all littoral states and with full respect for Iran's rights.
However, the Aktau Convention provides for the conclusion of bilateral and multilateral agreements among the littoral states concerning portions of the seabed and subsoil of the Caspian Sea, areas that were previously part of the shared waters of Iran and the Soviet Union.
This sets a dangerous precedent. By circumventing the principle of consensus among all littoral states, it effectively weakens Iran's historic position and diminishes the country's role in determining the future legal status of the Caspian Sea.
Since the signing of the Aktau Convention in 2018, I have repeatedly warned that "national interests cannot be safeguarded from a position of weakness." At the time, I also stressed that the criminal clique ruling the Islamic Republic sacrifices the interests of the Iranian nation and homeland for its own survival, and that its foreign policy repeatedly resorts to concessions and appeasement from a position of weakness.
My position on the current process remains unchanged. I consider the Islamic Republic's attempt to ratify this convention to be contrary to Iran's national interests.
No decision concerning Iran's resources, borders, or sovereign rights in this strategic body of water can possess legitimacy without the genuine participation and consent of the Iranian people. Iran's rights in the Caspian Sea are not negotiable, nor can they be relinquished. Any action that undermines these rights will be recorded in the historical memory of the Iranian nation, and those responsible will ultimately be held accountable by the people of Iran.
جمهوری اسلامی در شرایط ضعف شدید ساختاری و بحران مشروعیت، قصد پیشبرد و اجرای «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین» (کنوانسیون آکتائو) را دارد. این تلاش رژیم، بدون پشتوانه اراده ملت ایران و بدون تضمین روشن و کامل حقوق تاریخی کشور، اقدامی نگرانکننده و تهدیدی جدی علیه منافع ملی ایران است.
بر اساس معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی، رژیم حقوقی دریای کاسپین بر پایه حقوق مشترک طرفین و اصل توافق و منافع مشترک شکل گرفته بود.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشورهای تازهاستقلالیافته در «اعلامیه آلماتی» (دسامبر ۱۹۹۱) بر پایبندی به معا��دات شوروی سابق و تضمین اجرای تعهدات بینالمللی ناشی از قراردادها و پیمانهای آن توسط دولتهای جانشین تأکید کردند.
بر همین اساس، هرگونه تغییر اساسی در وضعیت حقوقی این پهنه آبی راهبردی باید با توافق مشترک همه کشورهای ساحلی و با رعایت کامل حقوق ایران انجام شود.
با این حال، کنوانسیون آکتائو امکان انعقاد توافقهای دوجانبه و چندجانبه میان کشورهای ساحلی درباره بخشهایی از بستر و زیربستر دریای کاسپین را پیشبینی کرده است؛ بخشهایی که قبلاً بخشی از پهنه آبی مشترک ایران و اتحاد جماهیر شوروی محسوب میشدند.
این بدعتی خطرناک است که با دور زدن اصل اجماع همه کشورهای ساحلی، عملاً جایگاه تاریخی ایران را تضعیف میکند و نقش کشور را در تعیین سرنوشت دریای کاسپین کاهش میدهد.
از زمان امضای کنوانسیون آکتائو در سال ۲۰۱۸، بارها هشدار دادهام که «پاسداری از منافع ملی از موضع ضعف ممکن نیست». همان زمان نیز تأکید کردم که فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، منافع ملت ایران و میهن را قربانی بقای خود میکند و در سیاست خارجی، از موضع ضعف به باجدهیهای پیدرپی تن میدهد.
موضع من درباره روند کنونی همان است. تلاش جمهوری اسلامی برای تصویب این کنوانسیون را اقدامی مغایر با منافع ملی ایران میدانم.
هیچ تصمیمی درباره منابع، مرزها و حقوق ایرا�� در این پهنه آبی، بدون رضایت و مشارکت واقعی ملت ایران، از مشروعیت برخوردار نخواهد بود. حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله یا چشمپوشی نیست. هرگونه اقدام در جهت تضییع این حقوق، در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت و تصمیمگیرندگان در برابر ملت ایران پاسخگو و بازخواست خواهند شد.
پاینده ایران
هممیهنانم،
امروز، سالروز امضای فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵، برای ما یادآور یکی از بزرگترین جنبشهای تاریخ معاصر ایران است، جنبشی که از دل اندیشه و تلاش دهها سالهی ایراندوستانی برخاست که از عقبماندگی و نابسامانی ایران در دوران قاجار رنج میبردند.
آرمان مشروطیت بر سه اصل بنیادین استوار بود:
حاکمی�� قانون،
حاکمیت ملی و اراده ملت،
و پیشرفت و ترقی ایران.
مشروطهخواهان بهخوبی دریافته بودند که بدون قانون، دادگستری مدرن و سامان اقتصادی، استقلال و پیشرفت کشور امکانپذیر نخواهد بود. شاید بتوان سخن ابوالحسنخان پیرنیا، نماینده تهران در جلسه ۱۵ شهریور ۱۲۸۶ نخستین مجلس شورای ملی، را چکیده و تجلی خواست آنان دانست:
«ایرانیان را دیگر جان به لب رسیده است؛ دو چیز لازم داریم، یکی مالیه و یکی عدلیه.»
کتاب «یک کلمه» اثر میرزا یوسفخان مستشارالدوله نیز همین حقیقت را یادآور میشد: راز پیشرفت کشور در یک کلمه خلاصه میشود، قانون.
اما این مبارزه با مقاومت مشروع��خواهانی روبهرو شد که حاکمیت شرع و فقها را بر قانون و حاکمیت ملی برتری میدادند. آن جریان فکری، دههها بعد در قالب جمهوری اسلامی و ولایت فقیه بر ایران حاکم شد. تأسفبار آنکه امروز نیز برخی جریانهای ��یاسی، هرچند با ظاهری متفاوت، همچنان با اصل حاکمیت ملت و پذیرش رأی مردم بهعنوان مرجع نهایی تعیین نظام سیاسی آینده ایران مخالفت میکنند.
اگرچه آشفتگیهای سالهای پایانی حکومت قاجار، و کارشکنی مخالفان مشروطه مانع از تحقق کامل آرمانهای این نهضت شد، اما بخش مهمی از آن آرمانها در دوره حکومت دو پادشاه پهلوی تحقق یافت و به اجرا درآمد، از جمله با تأسیس دادگستری مدرن، احداث راهآهن سراسری، نوسازی ارتش، تأمین امنیت کشور، بنیانگذاری بانک ملی، ساماندهی امور اقتصادی و مالی و ایجاد دیگر نهادهای بنیادین توسعه.
امروز پاسداشت انقلاب مشروطه یعنی تأکید بر حاکمی�� قانون، رأی و اراده ملت، جدایی کامل دین از حکومت، و بازگرداندن ایران به ریل ترقی و تمدن.
بر همین اساس، برنامه من برای هدایت ایران در دوران گذار بر برگزاری انتخابات آزاد، حاکمیت رأی ملت، تشکیل مجلس مؤسسان برای تعیین مسیر آینده کشور و فراهم آوردن زمینه ��کوفایی و رفاه برای همه ایرانیان تأکید دارد.
سالروز صدور فرمان مشروطیت گرامی باد و یاد همه تلاشگران راه آزادی، قانون و پیشرفت ایران جاودان.
Authorities of the Islamic Republic regime have reportedly imprisoned a senior female police officer for standing with protesters.
Colonel Shahrzad Zamiri was arrested after being accused of participating in Iran’s January 2026 national uprising and helping protesters.
No lawyer. No trial. Two months in solitary confinement. No contact with her family. Her personal assets have also reportedly been confiscated.
Her case shows that the Islamic Republic fears not only the Iranian people, but also those within its own institutions who refuse to take part in the regime’s repression.
امروز فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، در جنایتی دیگر، آروین خیرخواه، جوان دلیر ۲۰ ساله اهل شاهرود و از بازداشتشدگان انقلاب ملی شیر و خورشید را به دار آویخت.
آروین در آخرین گفتوگو با خانوادهاش گفته بود:
«نگذارید من را فراموش کنند. ما برای آزادی میهن رفتیم، نگذارید مسیری که رفتیم خاموش شود.»
هر طناب داری که این رژیم بر گردن فرزندان ایران میاندازد، اعترافی است به وحشتش از ملت ایران. رژیمی که برای بقا به اعدام پناه میبرد، قدرتمند نیست، درمانده، هراسان و در حال دستوپا زدن برای بقای خود است. از خیزش دوباره ملت میترسد و به همین دلیل جوانان ایران را یکی پس از دیگری به قتل میرساند.
آمران و عاملان این جنایت باید بدانند: روز حساب فرا خواهد رسید. نه طناب دار، نه زندان و نه سرکوب، شما را از مجازات نجات نخواهد داد. تکتک کسانی که در قتل آروین نقش داشتند، در برابر ملت ایران و دادگاه عدالت پاسخگو خواهند شد.
به خانواده داغدار آروین، دوستان و نزدیکانش، مردم شریف شاهرود و ملت بزرگ ایران میگویم: خون آروین و همه فرزندان این سرزمین که به دست این رژیم تبهکار به قتل رسیدهاند، هرگز فراموش نخواهد شد و دادخواهی آنان تا روز اجرای عدالت ادامه خواهد داشت.
اکنون جان شماری دیگر از بازداشتشدگان پرونده شاهرود، از جمله جواد عجم، مرتضی زمانی، مهدی رنجر، فرشید رحمانی، علیرضا ساغری و پویا ساغری نیز در خطر است.
در برابر ماشین اعدام سکوت نکنیم. صدای آنان باشیم، پیش از آنکه دیر شود.
زیرساخت رو میزنه و شما هم هیچ گوه خاصی نمیتونین بخورید و فقط مردم ایران هستند که گرفتار بیبرقی و بیآبی میشن! اینم مثل زمستان سخت اروپا و قیمت نفت ۲۵۰ دلاری کسشر از آب درمیاد!
یه مشت کسخل متوهم
بر اساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، شروین باقری، از معترضان پرونده اصفهان، در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارد. به خانواده او گفته شده برای آخرین ملاقات به زندان مراجعه کنند . شروین باقری نیز در حال انتقال به سلول انفرادی است.
روز سهشنبه اقدام جمهوری اسلامی در اجرای حکم اعدام ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری، دو تن از معترضان دیماه، در خیابانهای اصفهان، با واکنشهای گسترده شهروندان و کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شد. بسیاری این اقدام حکومت را «وحشیانه» و «جنایتی علیه بشریت» خواندند و از آن ابراز انزجار کردند.
یک منبع آگاه به ایراناینترنشنال خبر داد قائم حسینی، امیرحسین ملکی و علی دشتی، سه تن از معترضان انقلاب ملی در اصفهان، در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارند. در پی تشدید موج سرکوبها در ایران، کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از جامعه جهانی خواست صدای زندانیان محکوم به اعدام باشد.
https://t.co/y7st0naQtI
جمهوری اسلامی میدونه زیرساخت فعلی جوابگوی نیاز مردم نخواهد بود، دنبال افزایش تنش با آمریکاست که کل بگایی برق و بنزین چند ماه آینده رو بندازه گردن آمریکا و اسرائیل و جنگ! الان آرزوشه که آمریکا دو تا زیرساخت بزنه
Abolfazl Sepahi and Amir Hossein Safari, two innocent protesters arrested in January, were executed in Isfahan.
Every day, the Islamic Republic executes innocent young protesters to spread fear and terror, aiming to stop future protests.
Senator Lindsey Graham earned the affection of millions of Iranians by standing with them in their fight for freedom.
Today, I will attend his funeral in Washington to bid farewell on behalf of my compatriots.
Read my tribute in the @WashingtonPost:
https://t.co/VERdynceJH
The Islamic Republic is continuing its war on the people of Iran. But Iranians are fighting back.
Yesterday in Esfahan, citizens noticed the regime was preparing for a barbaric public execution. Reports circulated that the regime was set to hang three protesters from the January 8/9 uprising.
At dawn, hundreds of brave Iranians gathered in the square to protest this medieval brutality and public murder. They jeered and shouted at the executioners. Sadly as the call to prayer played, two young men were hung from cranes.
Security forces chased the protesters, firing on them with live ammunition, trying to kill more and more Iranians.
The murder of protesters and other political prisoners are often done in prisons. But the regime, fearing the Iranian people will rise against them, is conducting them in public in an attempt to intimidate them into silence.
Untold other brave protesters are currently facing a similar fate. Their lives hang in the balance.
This is two Irans: the vile and evil Islamic Republic against the brave and heroic people of Iran.
Iranians will not back down. They will fight. But they should not have to fight alone. The world must back these brave men and women.
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را ��ه سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران