دراثر وحدت عجیب ایجادشده بین هموطنان، در دشمن شکستگی بوجود آمده. با شکر عملی این نعمت، انسجام بیشتر و پولادینتر شده و دشمنان خوار و خفیفتر خواهندشد.
عملیات رسانهای دشمن بانشانهگیری ذهن و روان مردم�� قصد خدشه در وحدت و امنیت ملی دارد؛ مبادا باسهلانگاری ما این قصد شوم محقق شود.
آیا میدانید هیچ آبراه بینالمللی یا دریای آزاد در #تنگه_هرمز وجود ندارد و کل تنگههرمز بخشی از آبهای سرزمینی ایران و عمان است؟ آیا میدانید در مسیر ورود به #خلیج_فارس به خاطر موانع دریایی و عمق دریا تنگه دیگری وجود دارد که به آن اصطلاحا تنگه دوم هرمز یا گلوگاه دوم میگویند و کاملا در آبهای ایران قرار دارد؟ (این متن کمی طولانیست ولی ارزش خواندن دارد و در پایان به ارزش جزایر سهگانه ایران و چرایی ادعای امارات پی میبرید)
طبق کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS 1982)، وضعیت حقوقی تنگههرمز و مرزهای ایران پیچیدگیهای فنی خاصی دارد که میتوان آنرا در دو بخش #مرزهای_قانونی و #رژیم_گذار خلاصه کرد:
- محدوده مرزهای دریایی ایران
طبق قوانین بینالمللی و قانون مناطق دریایی ایران (مصوب ۱۳۷۲) آبهای سرزمینی (Territorial Sea) و مرز دریایی ایران تا ۱۲ مایل دریایی (حدود ۲۲ کیلومتر) از خط مبدأ ساحلی ا��ت.
عرض تنگه هرمز در باریکترین نقطه حدود ۲۱ مایل دریایی (۳۹ کیلومتر) است. این یعنی عرض تنگه کمتر از مجموع آبهای سرزمینی دو کشور ساحلی (ایران و عمان) است. در نتیجه، هیچ آب بینالمللی یا دریای آزاد در وسط تنگه هرمز وجود ندارد. تمام عرض تنگه هرمز، یا جزو آبهای سرزمینی ایران است یا عمان.
پس مسیرهای کشتیرانی کجاست؟
برای مدیریت ترافیک سنگین نفتکشها، طرحی به نام طرح تفکیک تردد (Traffic Separation Scheme - TSS) توسط سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) اجرا میشود. این طرح شامل دو مسیر اصلی (لاین) به عرض ۲ مایل و یک منطقه حائل (Buffer Zone) در بین آنهاست.
مسیر ورود به خلیج فارس در شمال قرار دارد و از داخل آبهای سرزمینی ایران عبور میکند. مسیر خروج از خلیج فارس در جنوب قرار دارد و از داخل آبهای سرزمینی عمان عبور میکند.
اما در ادامه مسیر، در داخل خلیج فارس و بلافاصله پس از تنگه هرمز، در منطقه بین جزیره ابوموسی و سواحل امارات (شارجه و دبی)، خلیج فارس بسیار کمعمق میشود. سمت امارات و سواحل جنوبی خلیج فارس دارای فلات قاره بسیار کشیده و کمعمقی هستند و عمق آب در بسیاری از نقاط نزدیک به امارات به کمتر از ۲۰ متر میرسد که برای نفتکشهای غولپیکر (با آبخور ۲۰ تا ۲۵ متر) مانند یک دیوار عمل میکند.
در عوض، عمیقترین بخش خلیجفارس دقیقاً در امتداد سواحل ایران و جنوب جزایر ایرانی قرار دارد. کشتیهای تجاری برای اجتناب از به گل نشستن، ناچارند از این کانال عمیق طبیعی که از بین جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک میگذرد، استفاده کنند. اینجا همان تنگه دوم هرمز است.
در این منطقه، فواصل به قدری کم است که آبهای بینالمللی به معنای واقعی وجود ندارند. فاصله ابوموسی تا ساحل امارات (شارجه) حدود ۶۰ کیلومتر (۳۲ مایل دریایی)است. طبق قوانین، هر جزیره (مثل ابوموسی) ۱۲ مایل دریایی (۲۲ کیلومتر) آب سرزمینی دور خود دارد. امارات هم ۱۲ مایل از ساحل خود دارد.
لاینهای کشتیرانی (TSS) دقیقاً در فضای باقیمانده بین این دو حریم قرار گرفتهاند. اما چون عمیقترین مسیر دقیقاً از شمال ابوموسی میگذرد، کشتیها عملاً وارد حریم ۱۲ مایلی این جزیره میشوند. تنب بزرگ و تنب کوچک عملاً مانند دو برج دیدهبانی بر کل مسیر مسلط هستند. فاصله بین تنب بزرگ و ابوموسی حدود ۴۵ کیلومتر است.
در جنوب ابوموسی، میادین نفتی (مثل میدان مبارک) و سکوهای استخراج وجود دارند که خودشان به عنوان موانع ناوبری عمل میکنند و کشتیها را مجبور میکنند بیشتر به سمت شمال و آبهای عمیقتر تحت کنترل ایران حرکت کنند. اینجا اگرچه از نظر جغرافیایی نامش تنگه نیست، اما از نظر نظامی به آن #گلوگاه_دوم میگویند چرا که کشتیها دقیقاً از وسط مثلث دفاعی ایران عبور میکنند و هر اتفاقی در این نقطه بیفتد، کشتیها راه فراری به سمت جنوب (امارات) ندارند چون آب برای آنها بیش از حد کمعمق است.
- رژیم حقوقی #عبور_ترانزیت
طبق کنوانسیون ۱۹۸۲، در تنگههای بینالمللی مثل هرمز، رژیم عبور ترانزیت حاکم است. بر اساس این کنوانسیون، کشتیهای کشورهای عضو میتوانند در شرایط صلح در صورت بیضرر بودنِ رفتوآمد، از آبهای سرزمینی یکدیگر عبور کنند. حتی ناوهای جنگی حق دارند بدون اجازه قبلی، به سرعت و بدون توقف از این مسیرها عبور کنند.
اما ایران این کنوانسیون را بطور کامل و در مجلس خود تایید و تصویب نکرده است و خود را ملزم به اجرای کامل آن نمیداند. از طرفی در امضای اولیه این کنوانسیون این بند را اضافه کرده که حق عبور کشتیها را فقط در مورد کشورهایی به رسمیت خواهد شناخت که این کنوانسیون را امضا کردهاند.
به همین جهت ایران خود را ملزم به اجرای عبور ترانزیت نمیداند و به جای آن از رژیم سختگیرانهتر #عبوربیضرر که ارجاع به کنوانسیون قبلی سازمان ملل مصوب ۱۹۵۸ ژنو میباشد استفاده میکند. بر اساس این کنوانسیون هرگونه متوقف کردن بیدلیل کشتیها ممنوع است اما کشور ساحلی حق دارد اگر عبور کشتی را مخل امنیت خود بداند، آن را متوقف کند.
پس آیا ایران میتواند قانوناً عبور کشتی ها را متوقف کند یا از آنها عوارض عبور (Toll) دریافت کند؟
پاسخ به این سوال همان نقطه تقابل حقوقی است که دهههاست بین ایران و جامعه بینالمللی (بهویژه با آمریکا و امارات) وجود دارد.
همانگونه که پیشتر گفتم طبق کنوانسیونهای بینالمللی ایران نمیتواند عبور کشتیهای تجاری یا جنگی را در تنگه هرمز متوقف کند. اما میتواند اگر تشخیص دهد عبور یک کشتی (مثلاً یک ناو آمریکایی یا تانکر تحت پرچم دشمن) برای امنیت، نظم یا آرامش کشور مضر است، جلوی عبور آن را بگیرد. در وضعیت جنگی امروز از نظر حقوقی ایران از بند دفاع مشروع (ماده ۵۱ منشور ملل متحد) استفاده میکند و ادعا میکند برای حفاظت از تمامیت ارضی خود، حق دارد مسیرهای منتهی به سواحلش را کنترل یا مسدود کند.
همینطور طبق قوانین بینالمللی و عرف کشتیرانی هیچ کشوری حق ندارد صرفاً بابت عبور از تنگه از کشتیها پول بگیرد. فقط بابت خدمات خاص (مثل راهنمایی کشتی یا Pilotage، لایروبی مسیر یا خدمات امداد و نجات) میتوان هزینه دریافت کرد. در حال حاضر نگرانی این است که ایران استدلال میکند هزینه امنیت و حفاظت محیط زیست این آبراه را میدهد، پس کشتیها باید حق عبور (Toll) بپردازند.
در طول جنگ، ایران سیستمهای نظارتی و شناسایی خود را در این مسیر آبی (تنگه هرمز و گلوگاه دوم) بسیار تقویت کرده است. اگر ایران در پایان این درگیریها موفق شود تنگه را باز کند اما با قواعد خودش و حقوق بینالملل را بر اساس قدرت میدانی خود بازنویسی کند و رژیم حقوقی #عبوربیضرر را د��ئمی کند، معادلات تجارت جهانی در این منطقه برای همیشه تغییر خواهد کرد.
اگر در پایان جنگ، جامعه بینالمللی این مرزها را (حتی به صورت ضمنی) بپذیرد، بخش بزرگی از تنگه هرمز که قبلاً آبهای بینالمللی یا آبهای سرزمینی مشترک تلقی میشد، رسماً به آبهای داخلی ایران تبدیل میشود. این باعث میشود جدای از دریافت عوارض عبور، ایران از تمام کشتیها بخواهد اظهارنامه الکترونیک یا تاییدیه قبلی برای ورود به تنگه دریافت کنند. این کار عملاً به معنای گمرک دریایی در ورودی خلیج فارس است که تاثیرات سیاسی و تجاری بسیاری در منطقه خواهد داشت، ضمن آنکه عبور ناوهای جنگی کشورهای غیرساحلی (مثل آمریکا، انگلیس و ناتو) را منوط به اجازه یا هماهنگی قبلی میکند.
بنابراین، باز کردن تنگه هرمز در شرایط فعلی، فقط یک عملیات نظامی برای رفع تهدید عبور کشتیها و بازکردن فیزیکی تنگه نیست؛ بلکه تثبیت مجدد حقوق بینالملل است. فارغ از هر حکومتی که در ایران پس از جنگ قدرت را در دست بگیرد، کشورهای منطقه و بخصوص غربی ها باید مطمئن شوند که پس از پایان دود و آتش، ایران نمیتواند ��ا استناد به واقعیتهای جدید روی زمین، قوانین دریانوردی را به نفع خود تغییر دهد. اگر این اتفاق بیفتد، دکترین نظامی سنتکام (CENTCOM) در خلیج فارس فرو میپاشد و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به کنترل های ایران وابسته میشوند و عملا ایران کنترل بیش از ۲۰ درصد نفت جهان و ۶۰ درصد گاز و مقدار زیادی فراورده های مورد نیاز جهان را در دست خواهد گرفت.
باید منتظر ماند و تا پایان این بازی را به تماشا نشست.
#راه_سوم
جان کریاکو، ژورنالیست و افسر سابق سیا میگوید از طریق نزدیکان ترامپ اطلاع دارد که بعد از تصویب قانون در مورد انتشار اسناد ترور جا�� اف کندی هنوز ۱۰ هزار سند وجود دارد که ��رگز منتشر نخواهند شد زیرا در تکتک آنها رد پای اسرائیل وجود دارد.
جان اف کندی تکنولوژی سلاح هستهای را به اسرائیل نمیداد و فعالانه سعی داشت مانع دستیابی اسرائیل به آن شود و اسرائیل از این موضوع بسیار خشمگین بود که در نهایت در نوامبر سال ۱۹۶۳ او را ترور میکنند.
تحلیلی از۴ هفته جنگ تحمیلی ایالات متحده و اسرائیل علیه ملت ایران؛ بدون شک ایران در یکی از مهمترین برهههای تاریخ خود قرار دارد و البته همانطور که در ادامه توضیح داده خواهد شد، این جنگ اگرچه در همان ساعات اولیه ماهیت منطقهای یافت، اما ابعاد آن بسرعت جهانی گردید و به جرات میتوان گفت که نه فقط نظم منطقه خاورمیانه، بلکه بسیاری از معادلات مهم بین المللی دراین جنگ دستخوش تغییرات مهمی خواهد گردید.
در این نوشتار مفصل، که نوشتن آن دهها ساعت به طول خواهد انجامید، ت��اش خواهد شد ابعاد سیاسی، نظامی و اقتصادی یکی از مهمترین جنگهای تاریخ معاصر تبیین شده و چشم اندازها و سناریوهای محتمل بر مبنای داده های کمی و کیفی برای مخاطب ترسیم شود.
در این نوشتار نشان خواهیم داد که ترامپ چگونه با فشار بیسابقه لابی اسرائیل و تحریک جاه طلبی وی توسط جناح برتری طلب حزب (Primacist) و با به حاشیه رفتن دو جریان انزواگرا و اولویت گرا پس از عملیات ویژه در ونزوئلا، در سوء محاسبهای عظیم جرقه جنگی را روشن کرد که عاقبت آن نه فقط آینده سیاسی وی و جریان ماگا و حزب جمهوریخواه، بلکه سرنوشت ایران و سه حوزه ژئوپولتیک خاورمیانه، یوروآتلانتیک و ایندوپاسیفیک را تحت ��اثیر قرار خواهد داد. در این نوشتار نشان میدهیم روند جنگ حاکی از سوء محاسبه ترامپ در حوزههای زیر است:
۱. سوء برداشت از وضعیت گسلهای اجتماعی ایران و وضعیت استقرار سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران
۲. خطای محاسباتی از توان و اراده تهران در تصعید افقی جنگ و شعله ور کردن جنگ منطقهای
۳. کم برآوردی کم و کیف توان آفندی و موشکی ایران
۴. کم برآوردی توان نیروی دریایی خصوصا بال موشکی آن
۵. کم برآوردی از اراده تهران جهت مسدود کردن تنگه هرمز
۶. کم برآوردی از توان نیروی زمینی در مهار گروههای معارض تجزیه طلب و مهار التهاب در کردستان عراق و سایر مناطق حساس
۷. کم برآوردی از توان بازسازی شده حزب الله و شعله ور شدن مجدد جبهه شمالی اسرائیل
۸. کم برآوردی از واکنش بازارهای مالی به جنگ زیرساختی در خاورمیانه و بسته شدن تنگه هرمز
۹. عدم درک از سازمان رزم نیروهای مسلح ایران و تاب آوری آنها در ��رابر حذف و ترور فرماندهان
در ادامه تلاش خواهد شد ابعاد مختلف این جنگ پیچیده شکافته شده و چشم اندازی از آینده آن ارائه شود.
نگارش مطالب بسیار زمان میبرد. پیشاپیش از صبر و حوصله شما سپاسگزارم./۱
“Ministro de Defensa ruso:
Sí, lo que decimos es cierto: Irán posee un sistema de misiles ofensivos que Estados Unidos no tiene. Existen misiles de alta tecnología que aún no se han utilizado. Irán cuenta con un arsenal de misiles capaces de destruir todo Oriente Medio, no solo Israel. Hacemos un llamamiento a Estados Unidos e Israel para que cesen inmediatamente la guerra y declaren un fracaso la operación militar contra Irán. De lo contrario, las pérdidas y los daños serán una sorpresa.”
Lo informó @Aesalerte