نامجو دوست داره خودشو مسخ هنر نشون بده. مثلا اینجا سعی داره ادای از خود بیخود شدن دربیاره گویی که روح قصد خروج از جسمش دارد ولیکن در ماتحتش گیر کرده.
یا مثلا به جهت تولید یه محتوای خیلی ماندگار تاریخی مثل ربنای شجریان اومد دعای مجیر رو خوند.
نتیجه ادا دراوردن فقط کیر شدنه.
یه کیف دستی برای همسرم از چرم مشهد هدیه گرفته بودم؛ چرمش به نظر طبیعی نمیاومد، بافتش خیلی سفت بود و طرح و رنگش هم زیادی یکدست بود. گفتیم شاید ما اشتباه میکنیم، ولی کمتر از چند ماه، از چند جا شروع کرد به پوستپوست شدن! بردیم شعبه، گفتن شامل گارانتی نمیشه! 😐😐
@mashhadleather
صبح از یازده تا یک مغازه بودم چهارتا گوشی فروختم
هر گوشی الان ۶ میلیون رفته روش
الان ۲۴ میلیون ضرر جایگزینی دارم
مالیات فروش هم دارم
اگرم اعتراض کنم اعدامم میکنن
این روال عادی هر مغازه داری توی این مملکته
“The board is set, the pieces are moving. We come to it at last, the great battle of our time.”
«بازی آماده است و مهرهها به حرکت درآمدهاند. سرانجام به آن رسیدهایم: نبرد بزرگِ روزگار ما.»
یاران حلقه، بازگشت پادشاه