اگه به آدما اجازه بدين توي زندگيتون دخالت كنن،راجع به رنگ لباس زيرتونم نظر ميدن،كنترل ادرار و مدفوعتونم به دست ميگيرن،در همين حد پيشروي ميكنن،شك ندارم.
در حال فکر کردن به ترک محل کارمم ولی نمیدونم این أکتینگ اوت حساب میشه یا وقتشه واقعا؛ که یهو با پیام همکارم که نوشته فردا پنکک خوشمزه درست کردم میارم با قهوه بخوریم نیشم باز میشه و به این فکر میکنم این الگو چه قدر اشناست. شبیه دلایل قانع کردن خودم برای موندن توی بعضی روابط.
حداقل زیر بمبارون این کثافتا کمتر فرصت میکردن اعدام کنن چون درگیر حفظ جون خودشون بودن. پس کیرم دهن هرکی گفت جنگ بده، کشته میده. با جمهوری اسلامی ما توی جنگ دائمی هستیم حداقل توی اون جنگ چند نفر از خودشون هم به درک واصل میشدن.
خواب دیدم که یه غول گنده همیشه همراهمه
هرجا میرم هست و انگار ازم محافظت میکنه، اخر سر برگشتم بهش گفتم ببین من پیش این ادمایی که دوسشون دارم حالم خوبه نیاز نیست مراقبم باشی. بعد اون دیو کوچیک و کوچیک تر شد.
از اونجایی که فعلا تراپیم رو قطع کردم صلاح دونستم با شما در میون بذارم😌
کسی چمیدونه 🤷🏽♀️
شاید منم به همین زودیا سرمو گذاشتم روی شونه ی أمن دلخواهم و از اینکه چه قدر خسته ام گفتم بدون اینکه به این کصشرای ذهنیم توجه کنم که میگه مهشاد خودت باید از پسش بر بیای.
موزیک گذاشته بودم و رفته بودم توی حس و به همه ی نشدنای زندگیم فکر میکردم که موزیک بعدی پلی شد. حدس بزنید چی بود؟
آهنگ تریاک/آهنگ سیخ و سنگ. اگه این نشونه نیس پس چیه؟
حالا شاید براتون سوال شه که چرا اهنگ سیخ و سنگ باید تو پلی لیستم باشه که به خودم مربوطه😌
دوستم داره میاد تا منو از خودم نجات بده در حالیکه گفته بودم حوصله ندارم نمیخواد بیای.
خونه کثیفه. ولی حال ندارم تمیز کنم. دوستام خودشون تمیز میکنن. تازه شامم برام میارن. تا ابد میتونم چسی دوستام رو بیام😌
وارد شدم بچه هام گفتن واای چه قدر خوشگل شدی، اما بعد از چند دقیقه یکیشون صدام زد اصغرآقا، یکی دیگشون گفت کچل خان:/
فکر کنم نظر واقعیشون این نبود که خوشگل شدم
توو رودرواسی یه چیزی گفتن.
امروز موقع حرکات شکم انقددر بهم فشار اومد که به مربیم گفتم ولم کن من نمیخوام شکمم خط بیفته، من شکم دوناتی خودمو دوس دارم. خلاصه که قرار بر حفظ شکم دوناتیم شد.