🚨 Iraqis in Najaf waiting to receive Ali Khamenei’s body vowed revenge following his death.
The Islamic Republic has spent decades cultivating the world’s greatest terror threat - a network of Shi’a militias and ideological movements across the region, often referred to as the “Axis of Resistance” or the “Shi’a Crescent.”
They promote an apocalyptic worldview centered on the return of the Mahdi and have embraced militant anti-Western and anti-Israel ideologies.
Their vision stands in sharp contrast to pluralism, liberal democracy, and universal human rights. https://t.co/gm7yzU21IE…
هم میهنان عزیزم،
امسال چهل و هفتمین سال درگذشت شاهنشاه ایران در مصر است، و در تمامی این سال ها حضور پر شکوه و چشمگیر شما نشانه بارزی از ارج نهادن به خاطره آن پادشاه بزرگ و خاندان پهلوی است.
جمهوری مصر و روسای جمهور آن از همان ابتدا، تا به امروز، همیشه و با ابراز محبتی برادرانه نسبت به خانواده پهلوی، در کنار ما بوده اند، و من برای همیشه از این همه لطف و دوستی بی شائبه سپاسگزار و قدردان هستم.
امسال دولت مصر، به دلیل مسائل امنیتی و همینطور اوضاع آشفته و درهم منطقه ای، صلاح در آن دیده که این مراسم در سطح دیداری محدود و تنها برای خاندان پهلوی انجام پذیرد.
رعایت کامل چنین تصمیمی برای من، همه فامیل پهلوی، و همچنین همه ایرانیان راستین و میهن پرست بطور کامل لازم است، و توقع من از همه هم میهنانم احترام و ارج گذاری به این تصمیم ملت و دولت دوست و برادر ماست.
امسال، و در غیاب شما، من نه تنها از طرف خودم، بلکه به نمایندگی از سوی همه شما، به روان پاک شاهنشاه آریامهر درود خواهم فرستاد.
با سپاس از پشتیبانی روز افزون همه شما، و در انتظار پیروزی نور بر تاریکی،
فرح پهلوی
Mohammad Reza Khazini was among many kotlets cooked last night.
The islamic regime is currently downplaying the real death toll, which is far higher than it appears.
Combine this with Trump's statements today and we may finally be looking at an end to negotiation hell.
Six months after the January massacre, one truth is undeniable:
state-orchestrated massacre.
Before opening fire, the Islamic Republic cut the internet, disconnected phone networks, and isolated Iran from the world.
نامهای از زندان: پدر بهائی در نخستین سالروز تولد فرزندش از امید و خدمت به ایران میگوید
ژنو — ۱۶ تیر ۱۴۰۵ — پدری بهائی که در شیراز زندانی است، از درون زندان عادلآباد نامهای تأثرانگیز برای فرزند یکسالهاش نوشته است، نامهای که تصویری کمسابقه و دردناک از هزینههای انسانیِ سرکوب مستمر بهائیان در ایران را ترسیم میکند و در عین حال، بر پایبندی به��ئیان ایران به خدمت، پیشرفت و آبادانی وطنشان تأکید میکند.
پژمان زارع، بهائی ساکن شیراز، در تاریخ ۲۴ اسفندماه ۱۴۰۴ پس از هجوم مأموران امنیتی و تفتیش منزلش بازداشت شد. مأموران در جریان این اقدام، وسایل شخصی، دستگا��های الکترونیکی و کتابهای دینی او را نیز ضبط کردند.
منزل پدر او نیز مورد تفتیش قرار گرفت و روز بعد، مأموران به محل کار آقای زارع یورش برده و شریک کاری او را بازداشت کردند. خانوادهٔ او تا هفتهها تقریباً هیچ اطلاعی از محل نگهداری یا وضعیتش نداشتند. هرچند بعدتر از خانوادهٔ او خواسته شد وثیقه فراهم کنند و آنان نیز چنین کردند، اما او آزاد نشد و اتهامات بیشتری نیز به پروندهاش افزوده شد.
اکنون، آقای زارع از بند قرنطینۀ زندان عادلآباد شیراز، به مناسبت نخستین سالروز تولد فرزندش، رادوین، نامهای برای او نوشته است. او در این نامه مینویسد: «امروز نود و دومین روزی ��ست که ناعادلانه به دلیل اعتقاد به دیانت بهائی و تلاش برای پیشرفت کشورم، کشور مقدس ایران، در زندان به سر میبرم».
این نامه همزمان عذرخواهیِ یک پدر از فرزندش، کلامی برخاسته از وجدان و اظهار عشق به ایران است. آقای زارع به فرزندش میگوید که در نخستین سال زندگی او، نتوانسته مسئولیتهای خود را بهعنوان پدر آنگونه که باید به جا آورد و میافزاید: «نود و دو روز است که از حضور پدر محروم بودهای.» با این حال، او توضیح میدهد که این غیبت و دوری با تعهدی بزرگتر پیوند خورده است: «هدف همه ما ایرانیان پیشرفت و تعالی و رشد کشور عزیزمان است. آینده درخشانی در انتظار کشور ما است، ولی آینده ساختنی است، نه یافتنی.»
سیمین فهندژ، نمایندۀ جامعۀ جهانی بهائی در سازمان ملل متحد در ژنو، گفت: «این نامه اثری عمیق بر وجدان هر انسان منصف میگذارد. هیچ کودکی نباید نخستین سالروز تولد خود را در حالی جشن بگیرد که یکی از والدینش بهناحق زندانی است. هیچ خانوادهای نباید برای کسب آگاهی از وضعیت عزیزان خود، دسترسی به دارو و درمان، یا مطالبهٔ حقوق بنیادین انسانی ناچار به التماس و تظلم شود. نامۀ پژمان زارع یادآور این حقیقت است که بهائیان ایران در پی نزاع و مقابله نیستند، بلکه در پی مشارکتاند؛ خواهان تفرقه نیستند، بلکه خواهان وحدتاند؛ امتیاز ویژهای نمیخواهند، بلکه تنها فرصتی برای خدمت به پیشرفت وطنشان میطلبند.»
در این نامه، آقای زارع توضیح میدهد که بازجویان به سبب پایداریاش بر باورهای خود، او را «پدری سنگدل» خواندهاند. او در عین حال مینویسد که حتی در زندان نیز دیگر زندانیان، «استقامت و ایستادگی در راه اهداف متعالی و حق و حقیقت و تعالی کشور عزیزمان، ایران» را ارزشمند و شایسته ستایش میدانند.
خانم فهندژ گفت: «نامۀ پژمان زارع تفاوتی آشکار با اتهامات مطروحه و رفتاری دارد که مقامات حکومت ایران با او داش��هاند. با وجود بیعدالتی بیرحمانهای که او و بسیاری از بهائیان متحمل شدهاند، شاهد مردی در درون زندان هستیم که دربارهٔ فداکاری، خدمت و ساختن آیندهای روشنتر برای ایران مینویسد. تنها بهاصطلاح «جرم» او این است که تعهدش به پیشرفت و آبادانی ایران، با وجدان و اعتقاداتش پیوندی ناگسستنی دارد.»
پروندۀ آقای زارع تنها یکی از موارد فزایندۀ دستگیری، بازداشت و زندانی شدن بهائیان در سراسر ایران است.
در کرمان، شکیلا قاسمی، زن بهائی ۲۶ ساله، بیش از پنج ماه است که بدون طرح هیچگونه اتهام رسمی، تحت فشار شدید و در انزوا نگاه داشته شده است. او ابتدا در بازداشتگاه اطلاعات سپاه پاسداران در سلول انفرادی محبوس بود و سپس به زندان کرمان منتقل گردید؛ جایی که همچنان در انزوا نگه داشته شد. بنا بر گزارشها، در هفتههای اخیر، وی تحت فشارهای روانی فزایندهای قرار گرفته است؛ از جمله بارها تهدید شده که ظرف چند دقیقه حکم شلاق در مورد او اجرا خواهد شد؛ تهدیدهایی که به مدت چندین ساعت تکرار شده و موجب پریشانی شدید روحی و روانی او گردیده است.
خانم فهندژ اظهار داشت: «زن جوانی که باید اکنون در یک کلاس درس نشسته باشد، تنها بهدلیل باور دینیاش پشت میلههای زندان است. رنجهای جسمی و روانیای که او متحمل شده، بخشی از یک الگوی هدفمند برای درهم شکستن افراد و ایجاد ترس در میان همۀ اع��ای یک اقلیت دینی است؛ اقلیتی که اعضای آن همواره کوشیدهاند در جهت بهبود و پیشرفت کشورشان گام بردارند.»
امروز ۳۱ روز از بازداشت پارسا نجفی، جوان ۲۰ سالۀ بهائی، میگذرد؛ او پس از بازداشت توسط مأموران وزارت اطلاعات در اصفهان، بیستمین سالروز تولد خود را در پشت میلههای زندان سپری کرد.
پارسا نجفی در روز ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ پس از یورش مأموران وزارت اطلاعات در اصفهان، به منزل خانوادگیاش بازداشت شد. وی همچنان بدون اعلام رسمی اتهام در بازداشت به سر میبرد. خانواده او که پس از پیگیریهای فراوان تنها موفق به دو ملاقات کوتاه با وی شدهاند، میگویند پارسا در دیدار دوم از نظر روحی و عاطفی در وضعیت دشواری قرار داشت و گفته که تحت فشار است تا مقابل دوربینهای تلویزیونی اعترافاتی ساختگی انجام دهد و به وی هشدار داده شده است که در صورت امتناع، با پیامدها و فشارهای شدیدتری روبهرو خواهد شد. همزمان، وکیل او اعلام کرده است که تاکنون اجازه دسترسی به پرونده یا ملاقات مؤثر با موکل خود را نیافته و مقامات زندان به او گفتهاند که پارسا «در شرایطی نیست که بتواند ملاقات داشته باشد»، بدون آنکه توضیحی درباره وضعیت وی ارائه کنند. خانواده و وکیل او نسبت به وضعیت جسمی و روحی وی، احتمال اخذ اعترافات اجباری و محدود شدن حق دسترسی او به وکیل منتخب خود ابراز نگرانی کردهاند.
در مشهد، وفا کاشفی، جوان ۳۲ سالۀ بهائی، با گذشت نزدیک به سه ماه از بازداشت مجددش، با وجود تأمین وثیقۀ درخواستی، همچنان در بند قرنطینۀ زندان وکیلآباد نگه داشته شده است. او در حالی در بازداشت به سر میبرد که هنوز هیچ اتهامی بهطور رسمی به وی تفهیم نشده است.
همچنین در مشهد، نوید ذرهبین ایرانی، عکاس و شهروند بهائی، نزدیک به شش ماه پس از بازداشت، بدون آنکه از اتهامهای واردشد�� علیه خود مطلع شده باشد، همچنان در زندان وکیلآباد به سر میبرد. او در دوران بازداشت تحت فشار روانی شدید قرار گرفته، از دسترسی به وکیل انتخابی خود محروم بوده و نه به خود او، نه خانوادهاش و نه وکیلش اجازهٔ دسترسی به پرونده داده نشده است. نوید در میان آشنایانش به مهارتهای اجتماعی قوی و تعامل مثبت با دیگران شناخته میشود. همین ویژگی، در کمال بیانصافی، به اقدامات انضباطی و انتقالهای مکرر او میان بخشهای مختلف زندان منجر شده است.
در تهران، آرتین غضنفری، روزنامهنگار تصویری و نویسنده، با گذشت نزدیک به شش ماه از زمان بازداشت، بدون تفهیم اتهام رسمی، همچنان در زندان تهران بزرگ (فشافویه) محبوس است. با وجود نگرانیها دربارهٔ وضعیت جسمی او و ابتلایش به چندین بیماری، درخواستها برای آزادی او با تودیع وثیقه تاکنون رد شده است.
این موارد بازتابدهندۀ الگوی گستردهتری است که در آن، بهائیان بازداشت میشوند، از روند دادرسی عادلانه محروم میگردند، از دسترسی به مراقبتهای پزشکی باز داشته میشوند، در سلول انفرادی نگهداری میشوند و از امکان مرخصی یا آزادی موقتی که در دوره��های بحران ملی به دیگر زندانیان تعلق میگیرد، کنار گذاشته میشوند. در یکی از موارد اخیر، هنگامی که خانوادۀ یکی از بازداشتشدگان بهائی درخواست مرخصی کرد، به آنان گفته شد که «هیچ زندانی بهائی آزاد نخواهد شد.»
خانم فهندژ گفت: «جمهوری اسلامی بارها کوشیده است بهائیان را در وطن خودشان بیگانه جلوه دهد. اما نامۀ پژمان زارع حقیقتی را بازتاب میدهد که در طول نسلها آشکار بوده است: بهائیان شیفتۀ ایراناند. آنان برای رفاه ایران رنج کشیدهاند، به کشور خویش خدمت کردهاند و همچنان برای آیندهای تلاش میکنند که در آن همۀ ایرانیان بتوانند با کرامت، عدالت و صلح زندگی کنند.»
آقای زارع در نامۀ خود مینویسد که هر ایرانی بهگونهای در ساختن آیندۀ کشور سهم دارد: «برخی با جان، برخی با مال، برخی با مسجونیت و برخی با خدمات و استقامت سازنده.» او به رادوین میگوید «اما تو فرزند عزیزم، از پیش هزینه این آینده را پرداخت کردی. نود و دو روز است که از حضور پدر محروم بودهای و نتوانستی از حضور و نقش پدر در رشد و تعالیات بهره ببری.»
جامعۀ جهانی بهائی از مقامات ایران میخواهد که پژمان زارع، شکیلا قاسمی و همۀ بهائیانی را که صرفاً به���دلیل باورهایشان زندانی شدهاند، فوراً و بدون قید و شرط آزاد کنند؛ به استفاده از سلول انفرادی، اعمال فشار، تهدید، شکنجه و اخذ اعترافات اجباری پایان دهند؛ و حق تماس بازداشتشدگان با خانواده و دسترسی فوری آنان به مراقبتهای پزشکی را تضمین کنند.
آقای زارع نامۀ خود را با دعایی برای آیندۀ فرزندش به پایان میبرد: «رادوین عزیزم، در روز تولدت برایت آرزومندم که به ترقی و رشد و تعالی فکری و جسمی و روحانیات ادامه دهی و خادم حقیقی عالم انسانی شوی و زندگی سراسر سرور و شادی در پیش داشته باشی.»
Iranian Baha’i father writes birthday letter to one-year-old child from prison, affirming hope and service to Iran amid escalating arrests.
https://t.co/v6IfBC1FNf
#BahaiRights#Iran#HumanRights
Iranian Baha’i father writes birthday letter to one-year-old child from prison, affirming hope and service to Iran amid escalating arrests.
https://t.co/v6IfBC1FNf
#BahaiRights#Iran#HumanRights
Iranian Baha’i father writes birthday letter to one-year-old child from prison, affirming hope and service to Iran amid escalating arrests.
https://t.co/v6IfBC1FNf
#BahaiRights#Iran#HumanRights
Iranian Baha’i father writes birthday letter to one-year-old child from prison, affirming hope and service to Iran amid escalating arrests.
https://t.co/v6IfBC1FNf
#BahaiRights#Iran#HumanRights
هممیهنان عزیز،
جمهوری اسلامی میکوشد صدای واقعی مردم ایران را در میان هیاهوی مراسم حکومتی برای یک جنایتکار بالفطره و یکی از منفورترین حاکمان تاریخ ایران پنهان کند. رژیمی فرسوده، پوسیده و رو به زوال، با نمایشهای ساختگی، تبلیغات دروغین و هزینههای هنگفتی که از جیب مردم ایران غارت میشود، تلاش دارد تصویری جعلی از مشروعیت برای خود بسازد.
اما حقیقت ایران جای دیگری ایستاده است؛ در کنار نام و یاد فرزندان دلاوری که با آگاهی، رشادت و فداکاری، در یکی از حساسترین لحظات تاریخ این سرزمین، جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند.
بیش از ۴۰ هزار جاویدنام دیماه، با آگاهی از خطرهای پیش رو، قدم در این مسیر گذاشتند. آنان میدانستند شاید دیگر هرگز به خانه بازنگردند، اما در لحظهای که ایران به آنان نیاز داشت، ایستادند. آنان بر خلاف مزدوران ضحاک، برای وعدههای ناچیز و منافع شخصی به میدان نیامده بودند. آنها، شکوهمند، برای بازپسگیری ایران و هویت ملیمان برخاستند. آنان که از جنس زندگی، باور و نور بودند، در برابر تاریکی ایستادند تا نام ایران زنده بماند؛ و نامشان برای همیشه در تاریخ سرزمین ما ماندگار شد. آنان نشان دادند که عشق به میهن، از ترس مر�� نیرومندتر است.
امروز شش ماه از آن روزها گذشته است، اما برای خانوادههای شریف جاویدنامان، زمان همچنان در همان شبهای دشوار متوقف مانده است؛ خانوادههایی که عزیز و گاه تنها نانآور خود را از دست دادهاند؛ پدران و مادرانی که هر صبح با جای خالی فرزندشان چشم میگشایند؛ همسران، خواهران و برادرانی که در کنار رنج سوگ، فشار تهدید و سرکوب را نیز تحمل میکنند.
این خانوادهها تنها صاحبان یک داغ نیستند؛ آنها نگهبان و امانتدار یاد و فداکاری دلیرترین فرزندان ایران هستند. مسئولیت همه ماست که اجازه ندهیم این بار سنگین را به تنهایی بر دوش بکشند. وظیفه ملی و میهنی ماس�� که بیش از پیش پشتیبانشان باشیم؛ به دیدارشان برویم، صدای آنان را بازتاب دهیم، یاد عزیزانشان را زنده نگه داریم و در حد توان خود، نگذاریم فشارهای روحی، تهدیدها و دشواریهای مالی، آنان را به سکوت و فراموشی وادار کند.
تاریخ بارها نشان داده است که هیچ قدرتی نمیتواند اراده ملتی متحد را که برای رهایی و ساختن آیندهای بهتر برخاسته است، برای همیشه خاموش کند. راهی که با فداکاری فرزندان جاویدنام ایران روشن شده است، ادامه خواهد یافت؛ تا روزی که ایران به آزادی، دولت ملی و آیندهای شایسته ملت بزرگ ما دست یابد.
پاینده ایران
Own a piece of Dune: Part Three.
Official posters available now at https://t.co/TRVyeqFY4Y. 🛒
Witness the epic conclusion, only in theaters December 18, 2026.