آهنگ «شکنجهگر»ِ داریوش برای من فقط یک آهنگ نیست؛
تکهای از خاطرات زندگیمه
یادآور قدم زدنهایم از خوابگاه تا دانشگاه، با این صدا در گوشم؛
یادآور پیادهرویهای شبانه، میون برفهای همدانه؛
و یادآور صندلیِ انتهای اتوبوس، در مسیر بازگشت به شهرم ...
تو #سربازی آخرِ شب، یه عالمه حرف داری...
شاید یه بغض هم گلوت رو گرفته باشه.
خاطرههای تلخ گذشته، یکدفعه میریزن روی سرت، اما نمیتونی حرف بزنی.
شاید توی زندگی واقعی هم همینطوره؛ انگار هرچی بزرگتر شدیم، تنهاتر شدیم... و حالا، بیشتر از همیشه، حرفها توی دلمون میمونن ...
طرف آیفون ۱۷ پرومکس داشت، آخرین مدل!
ظرف ادرار رو دادم دستش و گفتم: «وقتی ادرار کردی، بریز توی این و بذار تو اتاق.»
چند ثانیه فکر کرد، بعد خیلی جدی پرسید:
«ببخشید... ادرار همون شاشه؟»