واقعاً چتونه؟
یه عده صبح تا شب «مرگ بر جمهوری اسلامی» میگن، ولی هنوز چاوشی و رضا صادقی خوانندهی محبوبشونه و فوری میگن: «بابا سیاست رو قاطی هنر نکن!»
رستوران فلان آخوندزاده رو میرن و میگن: «داداش، کبابش محشره، کیفیتش فرق داره!»
برای بیرانوند و تیم ملا غش و ضعف میکنن، بعد میگن: «فوتبال که سیاسی نیست!»
بیوتیبلاگرها و اینفلوئنسرهای خونشور و نونبهنرخروز خور رو فالو میکنن، براشون لایک و ویو میفرستن، بعد میگن: «حالا چیزی نگفته که»
این دیگه تناقض نیست؛ خودفریبیه.
نمیشه هم از جمهوری اسلامی متنفر بود، هم محصولات فرهنگی، چهرهها، بیزینسها و نمادهای همون سیستم رو پرستید. نمیشه هم فحش رژیم رو داد، هم برای هرکسی که بهش وصل بوده یا ازش نون خورده کف زد.
اگر واقعاً مخالف جمهوری اسلامی هستی، باید یه ردپایی از این مخالفت توی سبک زندگیت هم دیده بشه. وگرنه «مرگ بر جمهوری اسلامی» فقط یه شعار مصرفیه؛ چیزی که میگی تا حس خوبی نسبت به خودت داشته باشی، نه چیزی که بهش پایبند باشی.
راستی کسی دیگه از دموکراسی نمیگه؟ پروژه فقط واسه اون موقعی بود که حس میکردن مردم دارن پیروز میشن؟ الان قالیباف داره با آمریکاییها دست میده دیگه نگران دموکراسی نیستن؟!
@rapunzelitaaa فمنیستی که بخواد به شاهزاده جفتک بندازه امثال سمانه سوادی و … اونا واسه ما هیچکار نکردن و فقط از این طریق خاستن معروف شن
اگه توام جز اونایی که هیچی دیگه …
@sepblog69 ماهها بلاتکلیفی
چون خودم ۸ ماه بلاتکلیفم
بهش میگم بیا تکلیفمو روشن کن
نه خودش نه خانوادش هیچی نمیگن
روز و شبم شده گریه
لامصب بیا ایران بگو دیگه نمیخوامت منو که با نامردی از خونم اون سر دنیا بیرون کردی
تو این ۸ ماه انواع مریضیارو گرفتم ولی دریغ از یک خبر گرفتن