متولد ۵ مردادماه، روزنامهنگار و منتقد سینمایی سابق و حسابدار فعلی، نویسنده، علاقهمند به هنر و ادبیات و فوتبال و کتاب، طرفدار دیرپای تیمهای بارسلونا و برزیل
فرصت کوتاه بود و سفر جانکاه بود
اما یگانه بود و هیچ کم نداشت.
به جان منت پذیرم و حق گزارم!
(چنین گفت بامدادِ خسته.)
۰۵٫۰۵٫۰۵
برشی از فیلم زیبای شبهای روشن
نوشتم: ۵
گفتم: شعری برای تو
لبخند مُرد
اندوه خیمه بست.
بی باورم! عزیز!
هر عدد شعریست.
و (۵) شعر عددهاست، شکل قلب
(۵۵) بیتی ز تک غزل عاشقانهایست
سرشار از دریغ و تفاهم
نفرین به عشق، فسون جاودانهایست.
نصرت رحمانی
به بهانهی پنجمین روز از پنجمین ماهِ سال؛ سالروز تولد
دیدن در جوانی فرق دارد تا در سن زیادتر. دیدن در حال ایمان فرق دارد با عدم ایمان، برای اینکه حتما در آن بمانی یا دیدن برای اینکه از آن بگذری. دیدن در حال غرور، دیدن بحال انصاف...
تو باید بتوانی بدانی چنان بینایییی هست و به زور خلوت، بتوانی روزی دارای آن بینایی باشی.
نیما یوشیج
نان از سفره و کلمه از کتاب،
چراغ از خانه و شکوفه از انار،
آب از پیاله و پروانه از پسین،
ترانه از کودک و تبسم از لبانمان گرفتهاید،
با رویاهامان چه میکنید!
سیدعلی صالحی
#عا��ل_فردوسیپور
مقابلِ غسالخانهی کلمات
همه ...
همهی رفتگان
به تا ابد
داغدارِ ما بازماندگان خویشاند:
پس تو نیز
سیاهپوشِ پیادهگانی باش
که برای کنار کشیدن پردهها
تنها از ��انِ پنهان خود گذشتهاند.
گذشتند
تا آشکار عاشقانهترین ترانهی شاعران
شوند.
سیدعلی صالحی
میگویند
آنقدر میرقصد تا بمیرد:
پروانهی پاییزی ...
میگویند
آنقدر میخواند تا بمیرد:
پرندهی پریزادان ...
میگویند
آنقدر میمیرد تا زندگی کند:
انسانِ مسحورِ هزار سودا ...
تو ... هَم
تمرین کن،
تنهایی را در تنهاییِ مُقَدرِ خود
تمرین کن ...!
سیدعلی صالحی
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است
ای دریغ از تو ��گر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
فریدون مشیری
زمانی که عاشقی، زندهای
شاید بد، شاید خوب
اما زندهای
و خواهی مُرد اگر دست از عاشقی برداری
نابود خواهی شد اگر عاشقی نکرده باشی
اگر عشق تو را رنجاند
مراقب زخمهایت باش
باورشان داشته باش
چرا که زندهای
تو زندهای
به خاطر کسی که دوستش داری
به خاطر کسی که دوستت دارد
آل��ا مرینی
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولتآشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
سیف فرغانی