کیستی که من این گونه به اعتماد نامِ خود را با تو میگویم کلیدِ خانهام را در دستت میگذارم نانِ شادیهایم را با تو قسمت میکنم به کنارت مینشینم و بر زانوی تو اینچنین آرام به خواب میروم؟
کیستی که من اینگونه به جد در دیارِ رؤیاهای خویش با تو درنگ میکنم؟
چقدر نسل ما دهه هشتادیا جالبه
اکثرمون رو نگاه کنی کم کم مستقل شدن دستشون تو جیب خودشونه باشگاه و هیکلای خوب به خودشون نود و نه درصدشون میرسن، تو ارتباطاتشون حواسشون بیشتر هست و اینکه واقعا با اینکه نمیدونیم تهش چی قراره بشه تمام تلاش خودمونو برای زندگی میکنیم.
جواب "دلم برات تنگ شده" هرچی باشه "منم" نیست.
نه که جواب خوبی نباشه ، جواب دروغه.. دلتنگی رو نمیشه حبس کرد ، کنترل کرد و منتظر موند تا کسی بگه ، بعد یادت بیفته که "منم"