کسی که کشته شده رو نسبت به شرایط تحصیلی و شغلیش بهش نگاه نکنید و ارزشگذاری نکنید.
یک مهندس و رتبهی یک کنکور با یه کارگر بینام و تحصیل نکرده هیچ فرقی نداره. هر دو نباید کشته میشدن و جان هر دو برابره.
نسل جدید هیچوقت اون استرس قشنگو تجربه نکرد…
لحظه ای که keygen.exe رو باز میکردی، آهنگ ترنس ۸ بیتی پخش میشد، آنتی ویروس جیغ میزد، بعد با امید کامل next رو میزدی که بازی بالا بیاد :))
از ماکان نصیری در مدرسه میناب و از کوردیا مولانی در پرواز اوکراینی فقط یک کفش باقی ماند. اگر جان این دو طفل نازنین، تفاوتی برایتان دارد؛ ساختار اخلاقیات شما به استالین و هیتلر بیشتر شبیه است.
این نظامنامه اخلاقی منه. اگر ناراحتید به سلامت.
دوستان طرفدار هیچ سیاستمداری نباشید. یک چارچوب ارزشی و اخلاقی داشته باشید. افراد و نظرات رو در اون قرار بدید و نقد کنید. با طرفداری ناخواسته مغزتون اشتباهات اون فرد رو توجیه میکنه. یا به خاطر سرمایهگذاری عاطفی چشمتون رو روی خطای فرد میبندید.
Sharif University is Iran’s MIT. They’ve produced a huge number of engineers who’ve gone on to Silicon Valley and founded some of the most successful American tech companies.
Why are we bombing a university in a city of 10 million people?
نابود کردن صنایع مادر ایران مانند فولاد و پتروشیمی، بیشترین تأثیرش را روی فقیرترین مردم ایران میگذارد. دهها هزار کارگر به صورت مستقیم در این صنایع مشغول به کارند و صدها هزار کارگر در صنایع مکمل و پایین دستی آنها کار میکنند.
این قشر تنگدست به اوج فقر سقوط خواهند کرد.
همچنین صندوقهای بازنشستگی و تأمین اجتماعی که سهامداران این شرکتها هستند و میلیونها بازنشسته و مستمری بگیر را پوشش میدهند اینک از منابع این شرکتها محروم میشود و این میلیونها نفر تنها منبع درامدشان را از دست میدهند.
آنها که برای مهاجمین پلید هورا میکشیدند بیشک در این دهشتناکترین موج فقر و بیکاری کشور سهیمند. ننگتان باد!
#پاينده_ایران
آقای ترامپ میگوید: «ایران را به عصر حجر برمیگرداند، یعنی همان جایی که به آن تعلق دارد.» وطنفروشان خواهند گفت که جای نگرانی نیست، چون منظور ترامپ جمهوری اسلامی است، نه ایران.
چه روزگار تلخ و عجیبی شده.
ما خود خود جمهوری اسلامی هستیم.
همین که میگوییم به عصر حجر برویم بهتر از ماندن این رژیم است همان فرهنگ شهیدپرور و شور حسینی است که مرگ و خودکشی را بر زندگی و تلاش اولویت میدهد.
بارها گفتهام دلیل بقای جمهوری اسلامی این است که بخش بزرگی از اپوزیسیوناش کپی خودش است.
از کشته شدن بچههای مدرسهی میناب یک ماهویکروز گذشت. گیرم که اعتراف سنتکام و مقامهای نظامی امریکا در پذیرش اشتباهشان در حملهی موشکی به مدرسه را نشنیدهاید. اصلاً بیاییم فرض کنیم جمهوری اسلامی مدرسه را زده و مثل هواپیمای اوکراینی گردن نمیگیرد. بیشرفها چرا صدایتان درنمیآید؟ چون جمهوری اسلامی اسم و عکسشان را روی بیلبوردها زده، ندیدهشان میگیرید که مثلاً در هیچ چیزی با آخوند همصدا نشده باشید؟
چرا خفهخون مرگ گرفتهاید، بیهمهچیزهای بیوطنِ هرجایی. بچههای این کشور بودند که به خاک و خون کشیده شدند. اگر کف خیابان کشته میشدند، فغانتان گوش عالم را کر میکرد و دم به دم مرادتان «فرزند ایران و جانفدای میهن» میشدند؛ اما حالا چون در جنگی که عمو و بیبیهای رسواتان راه انداختهاند از بین رفتهاند لال شده و سر در خشتک خفقان فروبردهاید و در بهترین حالت مثل خجالتیهای بیشرمتان برای ادای احترام به یاد آنها منتظر تحقیق گروه حقیقتیاب ماندهاید.
نفرت و انزجارتان از جمهوری اسلامی به کنار و قابل درک، دستافشانی وپایکوبیتان در مرگ خامنهای و سرداران نظامی هم در همین فضا فهمیدنیاست، اما وقتی تأخیر در خاکسپاری خامنهای را به هزار شکل و بیان ریشخند میکنید و میخندید؛ یادتان باشد از بقایای پیکر او دستکم در سردخانهها محافظت میشود؛ اما بوی گند لاشهی وجدان نداشتهی شما، حتا لاشخورهایی که برایشان قر میدهید و در کونلوسی و خایهلیسی برایشان با هم مسابقه گذاشتهاید را به صرافت نزدیک شدن و دریدن تهماتدههای عفونت گرفتهتان نمیاندازد.
شرم بر شما.
کاوه گلستان:
«من میخواهم صحنههایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد و امنیت تو را خدشهدار کند و به خطر بیندازد. میتوانی نگاه نکنی، میتوانی خاموش کنی، میتوانی هویت خود را پنهان کنی، مثل قاتلها، امّا نمیتوانی جلوی حقیقت را بگیری، هیچکس نمیتواند».