من صبح تا شب دو جای کاملا مختلف کار میکنم.
شبم که میرسم خونه باید مغزم رو جمع و جور کنم که کارهای فردام رو بچینم.
حالا این وسط مسطا هر جا جاخال پیدا کنم کنارش افسردگی رو هم ادامه میدم.
یعنی بعضی وقتها رو توالت نشستم میبینم افسردهام.
نمیخواید افسرده باشید الکی بهونه نیارید.
Fjord اضافه نداره اما زیاده!
من سینمای موجز رو ترجیح میدم و اگر احساس آدمهای فیلم رو نفهمم، هر چقدر هم که فیلم واضح حرف بزنه برای من شکل نمیگیره.
اساسا فرق اثر هنری با مقاله همینه، مقا��ه درباره چیزیه، هنر چگونگی تجربه آن چیز.
تو فضای مجازی، مردها اغلب به خاطر ایگو یا هر چیز دیگهای کمتر از شکستها، خیانتها یا بدرفتاریهایی که تجربه کردن حرف میزنند. این باعث شده وقتی شما تجربیات رو تو این فضا میخونی حس کنی اشتباه همیشه از سمت مردها بوده، در حالی که اینطور نیست. انسانها با هر جنسیتی اشتباه میکنند.
اینو به عنوان دیس به این کیوت نمیگم ولی مهمه:
این نگاه جامعه به شدت خطرناک و بده. زن و مرد هر دو یه سوگ رو تجربه میکنن ولی یه فرق بزرگ هست
اگه مردها افسرده ب��ن و از کار بیوفتن برگردن خونهی پدری جامعه همدلی به شدت کمتری باهاشون داره چون سیستم ارزشی ما ارزش مردانگی رو تو اینکه+
@aqayeka First man
Whiplash
دو تا فیلم دیگه شزله
برای این پرسیدم چون من از بین فیلمهاش فقط لالالند رو دوست ندارم.
نه که بد باشه، من دوست ندارم.
بقیه فیلمهاش رو دوست دارم.
اون شب کمی مست بودم که این زیبا تک به تک از همه خواست براش نقاشی بکشن. مدتها بود بچه ندیده بودم و نگران بودم نکنه براش جالب نباشم. تو قدم اول دوستی، اسباببازیای که پنهان کرده بود رو نشونم داد و واضحا از نقاشی من بیشتر از بقیه خوشش اومد. الان که فهمیدم رنگش کرده شبم رنگ گرفت.
دندونپزشکی که میرم دخترش بعد از مدرسه میاد پیشش. دفعهی قبل که بعد از مدتها رفتم من رو شناخت. این بار براش یه عروسک خریدم. خیلی ذوق کرد.
تو اتاق انتظار بیمارها که بودم، این کاغذ رو با دو تا شکلات گذاشت کنارم و به تاخت رفت.
بچهها محبت رو یادشون میمونه، خیلی بهتر از بزرگترها.
The Beloved اولین فیلم خوب ۲۰۲۶، فیلم یه اوپنینگ شجاعانه داره، بعد کمی افت میکنه و هر چی از نیمه جلوتر میره بهتر میشه.
تکنیکی هم که برای استفاده از موسیقی متن بکار برده موسیقیش رو (حداقل برای من) موندگار کرد.
دوران غارنشینی طلاییترین دوران زندگی انسان بوده. آتیش روشن میکردن، رو دیوار کسشر میکشیدن، زیاد حرف نمیزدن، هرشب کباب میخوردن و طرف حسابشونم نهایتا گرگی، خرسی چیزی بوده، نه یه سری انسان زبوننفهم خوارکسه.
امسال تا الان سه اجرا رو به خاطر دوستانم رفتم که از بین اونها اجرای «مجلس باز پس گرفتن صحنه» نمایش جالب و شریفی بوده. این آخر هفته قراره اجرای آخرشون رو به صحنه ببرن. اگر خواستید یه نمایش کوتاه جمع و جور زنانه ببینید، بهش فکر کنید.
اگه دیدید بعد اجراتون واینمیستم یعنی اجراتون کسشر بوده میترسم بمونم ازم بپرسی چطور بود؟ منم دلم نمیخواد دروغ بگم.
لذا لطفا بعد اجرا زنگ نزن، اگر واقعا به نظرم خوب باشه خودم میمونم که بهت خسته نباشید بگم.
تو این مدت اجرای هر دوستی رو رفتم وقت تلف کردن بوده.
@no11131719 «دیوانهخانه زری بوره» تنها اجرای مهم جدیدیه که خوبه. (منتهی تا یه ماه دیگه پره 🤣)
بقیه اجراها مثل یخ بستگی و آتشسوزیها و ... فقط سلب دارند، اجرا چیز خاصی نداره ولی خل چون سالن پره حس خودش رو داره.
خونبس صابر هم مثل همیشه بده.