NEVER SIGN IN WITH GOOGLE
NEVER SIGN IN WITH GOOGLE
NEVER SIGN IN WITH GOOGLE
NEVER SIGN IN WITH GOOGLE
NEVER SIGN IN WITH GOOGLE
NEVER SIGN IN WITH GOOGLE
NEVER SIGN IN WITH GOOGLE
Little Kids playing Slipknot!? 🤯🤘 O'Keefe Music Foundation does it again! These kids are absolute legends. The next generation of heavy metal is in good hands :)
#metal#slipknot#drums#guitar#musician
اعدامهای اخیر در ایران یک تحول تاریخی بسیار مهماند و کارنامه تاریک جمهوری اسلامی یا محمدرضا شاه در این زمینه، مطلقا از اهمیت موج کنونی اعدام زندانیان سیاسی کم نمیکند. در واقع اینکه جمهوری اسلامی در گذشته فجایعی مانند اعدامهای سالهای نخست انقلاب و کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ را رقم زده و هزاران زندانی سیاسی را اعدام کرده، به این معنا نیست که چون شمار اعدامها در دوره کنونی کمتر است، پس با سرکوبی کوچکتر یا کماهمیتتر روبهرو هستیم.
اول بگویم که از نظر من هیچ بستر تاریخی یا سیاسی نمیتواند اعدام زندانی سیاسی را موجه کند. با این حال، برای فهم آنچه در گذشته رخ داده، نمیتوان شرایط تاریخی و تحول نگاه جهانی به مجازات اعدام را نادیده گرفت.
وقتی پس از انقلاب بسیاری از کارگزاران نظام شاهنشاهی در محاکماتی ناعادلانه اعدام شدند، تنها حدود ۱۸ کشور جهان مجازات اعدام را به طور کامل لغو کرده بودند. در تابستان ۱۳۶۷ این تعداد به بیش از ۳۰ کشور رسیده بود. اما بر اساس آمار ۲۰۲۵، اکنون دستکم ۱۱۳ کشور مجازات اعدام را به کلی از قوانین خود حذف کردهاند و در مجموع ۱۴۵ کشور در قانون یا در عمل دیگر اعدام نمیکنند.
باز هم تاکید میکنم که این تفاوت تاریخی به هیچ وجه فجایع گذشته را توجیه نمیکند.
اما اعدامهای گسترده در آشوب پس از یک انقلاب، یا در سالهای تثبیت یک نظام انقلابی و بعدتر در شرایط هشت سال جنگی ویرانگر، در دورانی که مجازات اعدام هنوز در بخش بزرگی از جهان امری رایج بود، در زمینهای کاملا متفاوت رخ میداد. به ویژه آنکه چه پیش از انقلاب و چه در سالهای سیاه دهه ۶۰، سازمانهای سیاسی مسلح و شبه نظامی وجود داشتند که با شمار قابل توجهی عضو، به این حکومتها اعلان جنگ کرده بودند. ایران امروز اما چنین وضعیتی ندارد.
مخالفانی که در دیماه به خیابان آمدند نه ارتش داشتند، نه سازمان مسلحی که در حال جنگ با جمهوری اسلامی باشد و نه جنبشی سازمانیافته برای برپایی یک انقلاب مسلحانه. حتی خشونتهایی که در اعتراضهای خیابانی این سالها دیده شده، عموما نه نتیجه یک برنامه هماهنگ برای جنگ مسلحانه، بلکه واکنشهای پراکنده و خشمآلود به خشونت حکومت یا رفتارهای ناگهانی شماری از جوانان و نوجوانان بوده. در حال حاضر در ایران از یک قیام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی خبری نیست. حتی تبلیغات بخشهایی از راست افراطی برای آمادهسازی ذهنی جامعه برای نبرد مسلحانه نیز تاکنون در همان سطح تبلیغات سیاسی باقی مانده.
از سوی دیگر خود مفهوم اعدام نیز نسبت به سالهای ۵۷ یا ۶۷ تغییر کرده. جهان امروز جهانی است که اکثریت بزرگی از کشورها مجازات اعدام را برای همه جرایم کنار گذاشتهاند. اعدام زندانی سیاسی که در واقع یکی از غیرانسانیترین روشهای سرکوب است، چه برای بخش بزرگی از جامعه ایران و چه افکار عمومی جهان، معنایی بسیار متفاوت با چهار دهه پیش پیدا کرده است.
موج کنونی اعدامها، در حقیقت وارد کردن شوکی عمیق به جامعهای است که بخش اعظم مبارزه سیاسی و اجتماعیاش در دهههای اخیر مسالمتآمیز بوده است.
ممکن است در نگاه نخست چنین به نظر برسد که جمهوری اسلامی امروز در مقیاسی بسیار محدودتر از دهه ۶۰ جان مخالفانش را در زندان میگیرد. اما از نظر معنای سیاسی و اجتماعی، ما با یکی دیگر از لحظات تاریک تاریخ این نظام روبهرو هستیم؛ حکومتی که مسیری کاملا مخالف روند پیشرفتهای با ارزش جوامع بشری در پیش گرفته و بار دیگر برای حفظ قدرت به غیرانسانیترین ابزارهای سرکوب متوسل شده است.