وقتی ترسم فرو می نشیند
می فهمم که از پسش بر می آیم؛
اما بخشی از وجودم به این توانایی تردید دارد.
گذشته کشش قدرتمندی دارد!!
این تکرار نبردی است برای زنده ماندن؛
نبردی که ظاهرا برنده اش شده ام، اما نمی توانم مالکش باشم!..
• بدن فراموش نمیکند [بسل ون درکولک]