ولی در واقعیت هیچ غلطی نمی کنننن
هیچ غلطی
ما ماه هاست درگیر کارای باز سازیم
با کلی بدبختی خودمون داریم کارو پیش میبریم و اگر مجبور نبودیم
مطمئنا دلم نمی خواست توی هتل های این بیشرفا بمونم
ولی تهش چی همه چی فراموش میشه
و تهش چی باز ماییم و اوارگی
خوب
امروز توافق نامه امضا شد
و بگین چه اتفاقی برای ما و کسانی که جنگ زده بودیم و خونمون در جنگ اسیب دیده و تخریب شده افتاددددد
دقیقااااا در همین روز
هیچیییی
بدون اینکه از قبل اطلاع بدن شهرداری فرمودن بفرمایید هتل تخلیه کنید دیگه ما قرار داد نداریم
بعد کلی بدو بدو
فرستادمون یه هتل دیگه که اونجا هم بهمون جا ندادن
و تکلیف چیه اوارگی تا زمانی که خونمون تکمیل شه
اینا رو میگم چون اونا فقط تو بوق وکرنا کردن که ارههه دارن کمک میکنن ولی کمکشون دقیقا تا همین جا بود
کاش هیچ وقت نه خودم نه خانواده ام این روزا رو نمی دیدم
در سرم در تمام این مدت با خودم می گفتم
اشکال نداره اگر این ها بر من گذشت
زیبایی در انتظار مردمم و سرزمینم ه
در لحظه هایی با خودم می گفتم اگه هیچی نشه چی ؟
و در تلخ ترین قسمت فکر هام هم به این نقطه فکر نمی کردم
لعنت به این زندگی ای که بر ما گذشت
امروز ۳۹ امین روز جنگه
تقریبا ۳۶ روز پیش خونمون در موج انفجار تخریب شد
اتاقم نابود شد
کارگاهم نابود شد و اواره شدم
در تمام این روز ها زندگیم اشک و حملات پنیک بود
در شب ۳۹ امین روز جنگ اتش بس شد
ایا خوشحالم ؟
نه
احساس می کنم زندگی ایم رفته و حال هیچ
هیچ از هیچ