ای رشک گُلِ سوسن،میکن نظری بامن
ای سرو اگر چه من،بی بر چونان بیدم
امروز میان ما جنگ عشق و نفرت بود
داری به ما عشقی ؟ من بنده ی تردیدم!
بر شمع رخت جانا پروانه ی شیدایم
در هجر تو نالان و از وصل تو نومیدم
۱/۲
بعضی وقتا از بعضی شعرام خوشم میاد!
تا چشم تو افشانده پرتو به این عالم
من ماه نمی خواهم من منکر خورشیدم
یادتو گرفت از من،ارام وقرار ای عشق
هرشب رخ خوابم را،چنگتو خراشیدم
سرخوش شدم از بویت،اشفته چو آن مویت
بر باد شد عقل من،تا روی تو را دیدم
۱/۱