@Tootfarangiiii0 حتی مامانم اجازه نمیداد کسی بهمون حرفی بزنه ولی خالم واسش مهم نبود و همه بچه ها شو دعوامیکردن و اونا الان ک بزرگن مدام اینو میگن، اما اگر کسی با ما بد حرف میزد حتی معلم و مدیر مدرسه مامانم نابودشون میکرد و دقیقا با معلم خواهرم اینکارو کرد چون گچ پرت کرده بود سمت خواهرم
@Tootfarangiiii0 چقدر ناراحت شدم کامنتها رو خوندم.واقعا تجربشو ندارم و حتی تصورش برام سخته. همیشه مامانم اول ما رو آماده میکرد ، قرتی ترین و شیک ترین بچه فامیل بودیم با اینکه وضع مالیمون از همه ضعیف تر بود. و بخاطر همینم بچه های ��امیل از بچگی کینه ما رو گرفتن و الانم ک بزرگ شدن باهامون مشکل دارن
@Bihosel کاملا موافقم با صحبتتون و حفظ ادبیاتمون برام خیلی مهمه. اما با احترام این مورد رو هم بگم که تو شیراز از قدیم میگفتن گردن بند پوشیدم گوشوار پوشیدم میل انداختم دستبند پوشیدم ، این جزء لهجهشون بوده .... البته این سوای از ادبیات نوشتاری هست و اگر واژهی درستش بکار بره قطعا قشنگتره