��ی��ب تو کافه یه دختر خوشگلی خیلی خیلی امار میداد ضایع نگام میکرد منم خوشم اومده بود ازش ولی ��ز بس خجالتی و کصخلم کاری نکردم اخر سر رفیقم سر صحبتو باهاش یجوری باز کرد که میخوای شمارشو بگم بزنی؟ اونم دلش میخواست ولی میگفت شاید خودش نخواد و فلان بعدش شماره رو گفتم ولی خبری ازش نشد