اقای دکتر پارسال امتحان نیمه ی اول دکترا داشت (اسمشو یادم نمیاد) ؛ هی بهش میگفتم بشین بخون ولی پیام میداد پیام میدادم
الن یه پیام کوتاه دادم میگه من الان کار دارم ذهنم درگیر کارامه😒
سیخ های داغ رو منقل رو براش اماده کردم شب حساب برسن😆🧿
همستر قصه ی ما سرم داد زد
به نظرم داد زدن رو با هیچی نمیشه توجیه کرد
کاش اعصابشو داشتم منم سرش داد میکشیدم تا مزشو بچشه😒ولی فعلا ترجیح میدم وقار نشون بدم و مثل خودش عکس العمل نشون ندم 😒
به آقای پیر مهربونی تو محل کارم هست که به خاط�� سکته مغزی دیگه سر شغل خودش نیست و داره کارگری میکنه که ظرفیت ذهنشو از دست نده
خدایی این آدم خیلی داناس
ا��روز مخمو به کار گرفت و فهمیدم تو طول عمرش ۲۸ تا عنوان شغلی داشته
خیلیهههههههه
ولی خیلی شبیه منه
منم دوس ندارم یه جا بند شم
یکی از دست پخت دختره خر ذوق میشه و یه جوری تشکر میکنه ادم قند تو دلش ای میشه
یکی هم میگه به من غذای خوشمزه نده
چاق میشم
بعد تو لپش بیسکوییت پیدا میشه مثل همسترااااا
🐹
دکتر سه ساعت کوبید رفت کامپیوترشو روش�� کنه اون سر شهر
برگشته از ضعف بود چی بود به سالاد تبوله من با سس مایونز تجاوز داشت میکرد
خدایااااااا سرمو به کجا بکوبم
این که میگن زبان رو تو محیط یاد نمیگیری واسه زبانیه که اصلا بلدش نیستی مثل فرانسه نه واسه انگلیسی که ایلتس ۶-۶.۵ گرفتی و اومدی
من دو ساله یا بیشتر هیچ فرانسه یاد نگرفتم ولی انگلیسی هی داره بهتر میشه
نمیدونم اسمشو چی باید گذاشت
ولی ادم وقتی عمل خودشو فراموش میکنه و به خاطر عکس العمل تو داره بازخواستت میکنه خیلی درد داره بعدم یه جوری رفتار میکنه انگار اونه که آسیب دیده
باید چشم زخم بخرم بزنم رو پیشونیم دارم چشم میخورم حس میکنم
چند تا اتفاق خوب تو زندگیم پشت هم افتاد اینه که بدخواه زیاد دارم حس میکنم
کور شود هر آن که نتواند دید
🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿