تمام شد. اعدامش کردند.
در فردای سقوط شومتان، کارتان به دادگاه و محکمه هم نمیرسد. مردم ایران، در کف خیابانهای وطن، حکم این همه ظلم را تعیین و اجرا میکنند.
ماجرای حمید مهدوی و کمکش به جعفر جاویدی زیر آتش دشمن انقدر دلیرانهس که اگر برای کسی تعریف کنی فکر میکنه داری از یک افسانه محلی حرف میزنی. یا از اون چیزایی که جمهوری اسلامی خودشو کشت تا یکی برای کتابهای درسیش بسازه و نتونست.
دقیقا شبیه شخصیتهایی که از قصهها میان.
از آن گلوی مجروح،
پژواکِ سرخِ نامش
تیر خلاص حینِ تیمار ِ ناتمامش
از او که کشته برگشت از آن یل پیاده
آورد دیگری را بر گردهاش نهاده
از گیسوی پریشان در چنگ دیو و ددها
از آن نگاه پرسان در پاسخ لگدها
از رستخیز این خاک در دفتر اساطیر
اسلوب بازوان آن آرش کمانگیر
از آزمون ��وزان بر پیکر سیاوش
از آن حریق بازار آن دامگاه آتش
از بیرقی که برداشت، از نغمهای که سرداد
از او که نیمه جان بود در کیسه های اجساد..
چندین سهیل آنجاست؟ چندین هزار رخسار؟
تا یک به یک ببیند .. خم شد قدش از آوار ..
شاید بریده باشی!
از این بریده تر شو
بر این عفونتِ صبر،
اعجاز نیشتر شو
آگاه و عهده دار ِ درد معاصر خود
رفت و صدای او ماند «… که نه به خاطر خود..»
فردا به رغم کتمان بر داغِ سینهی او
ای آینه!
تو داری
زخمی قرینهی او
این سرزمین به جز زخم
پیغامبر ندارد..
او خود به مادرش گفت «دیگر پسر ندارد..»
…
در آن شب هولناک او یک ایران زخم خورده را به دوش کشید
راستی!
چرا این صحنه دنیا را تکان نداد؟!!
۷مهر روز آتش نشان بر حمید مهدوی ها فرخنده باد.
#حمید_مهدوی#محبوبه_شعبانی
من خیلیییی از دست دادم تو ۹ ماه گذشته؛ برادرمو از دست دادم، حق بودن تو خاکسپاریشو از دست دادم، خود سابقمو از دست دادم، اون مدلی که پدر و مادرم قبل ازین بودند رو از دست دادم، آیندهم و مسیر و اهدافی که پیش ازین داشتم رو از دست دادم، جهانبینی و باورامو از دست دادم، دوستهای (!) بسیاری رو از دست دادم، حق بازگشت به وطن رو از دست دادم. همزمان با کشور مبدا، کشور مقصد هم تو تنگ گرفتن عرصه بمن ذرهای کم نذاشت! گاهی به خودم نگاه میکنم و میبینم در این طوفان، یک روح تکیده خمیده با حفرهای خالی در سینه از من به جا مونده…
'Sepehr, my son, where are you?': Footage shows Iranian father's desperate search for his son in hellish aftermath of regime's crackdown on protesters https://t.co/LNoMVCpcQ3
نتانیاهو چنان از ایرانیان دفاع کرد که گویی نماینده مردم ایران سخن میگوید.
حالا همگان میفهمند که چرا پرچم اسرائیل در کنار پرچم شیر و خورشید، بالا میرود.
I am sister of #Sina_Kazemi
I testify that my brother was unarmed when he was killed by the Islamic Republic of Iran’s forces on January 8, 2026.
He was not acting on behalf of any foreign government.
I seek truth, justice, and accountability.
@UNHumanRights
چهار سال از روزی میگذرد که جلادان ضحاک، جان دختر ایران، مهسا امینی، را گرفتند. جمهوری اسلامی گمان میکرد میتواند خون مهسا را نیز مانند خون بسیاری دیگر پایمال کند، اما یک ایران برای او به پا خاست.
ضحاک، برای آنکه نشان دهد مهسا را به قتل نرسانده است، قلب جوانان دیگری را نیز نشانه گرفت، از نیکا و سارینا تا کیان و خدانور، از حمیدرضا و مجیدرضا تا صدها فرزند دیگر ایران.
چهار سال بعد، ملت ایران در مر��لهای دیگر از همان مبارزه ایستاده است. مسیری که از خیزشهای پیشین گذشت، امروز به انقلاب شکوهمند شیر و خورشید رسیده است، جایی که مبارزات ملت ایران، با همه تجربهها و هزینههایی که پشت سر گذاشته، در یک هدف ملی به هم پیوند خورده است: بازپسگیری ایران از رژیم تبهکاری که نزدیک به نیم قرن است میهنمان را به گروگان گرفته است.
این همبستگی ملی یکشبه به دست نیامده است. پشت آن، راهی طولانی، دشوار و پرهزینه قرار دارد، راهی که ملت ایران از گردهمایی پرشکوه روز کوروش در آبان ۱۳۹۵ آغاز کرد و در دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و خیزشهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ به آن تجربه و بلوغ بیشتری بخشید، خیز��هایی که هر یک بخشی از ستونهای انقلاب ملی ایران را شکل دادهاند.
هر جان فداشده، مسئولیتی بر دوش ما گذاشت؛ و هر فراز و فرود، ملت ایران را برای گام بعدی آمادهتر ک��د. تا امروز که ایرانیان، یکصدا و زیر پرچم ملی خود، برای بازپسگیری ایران ایستادهاند.
یاد مهسا امینی و همه زنان و مردان شجاعی که جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند، برای همیشه در حافظه ملت ایران جاودانه خواهد ماند.
ما راه آنان را تا آزادی و بازپسگیری ایران ادامه خواهیم داد.
پاینده ایران
رضا پهلوی