بعضی موقعها حس میکنم چجوری میتونه انقدر به اعصابش مسلط باشه :)))) امروز همممون داشتیم همزمان بهش اسلک تکست میدادیم :))) من بودم بعدش فرار میکردم ولی قشنگ با دل حوصله با من میتینگ داشت :)))
یک روز که آشپزیم خیلی خوب باشه یک کتاب آشپزی درست میکنم برای خنگها! آخه برای چی اندازهها را به گرم میگی من برم تبدیل کنم به کاپ؟ چرا نمیگی فر را روشن کنم قبل اینکه مواد کیک را آماده کنم! چرا آخرش نوشتی؟ چرا فرض میکنین همه میدونن؟ من نمیدووووونم!!!���
اینکه مامان یکی از استادام همه چیز را در مورد وضعیت زندگی آکادمیک من میدونه هم در نوع خودش جالبه :)) امروز در حالیکه استادم داشت براش از رفتن استاد قبلیم میگفت، گفتش که آره پارسال برام تعریف کردی این بچه خیلی اذیت شده :))🦦
یک روز که آشپزیم خیلی خوب باشه یک کتاب آشپزی درست میکنم برای خنگها! آخه برای چی اندازهها را به گرم میگی من برم تبدیل کنم به کاپ؟ چرا نمیگی فر را روشن کنم قبل اینکه مواد کیک را آماده کنم! چرا آخرش نوشتی؟ چرا فرض میکنین همه میدونن؟ من نمیدووووونم!!!🦦