اینترنشنال یه فایل صوتی از مکالمات بیسیمی سپاهیها در دیماه منتشر کرده که نشون میده جمعیت در اصفهان اینقدر زیاد بوده اینها مجبور میشن عقبنشینی کنن و واسه کشتن مردم به بالای ساختمونها برن، یکیشون میگه: وضعیت خرابه، خودتون هرکاری میتونید بکنید، مهماتها رو طوری مصرف نکنید که کم بیاریم، اون یکی میگه: جمعیت از سمت قائمیه زیاده نمیتونیم اینطوری پیش بریم، (که اینجا دستور میگیره سمت پایگاه برگردن و از اونجا شلیک کنن) یکی دیگهشون میگه: یهطوری بهدستمون برسونید مهمات رو، جواب: کلاش دارم وینچستر دارم، خیالت راحت دارم میام، رحم نکنید بهشون. یکی به زیردستش میگه چندتا زنن ببینم میتونید از پسشون بربیاید یا نه. یعنی به هرکدوم از اینها سلاح رسیده تا گلوله آخر مستقیم سمت مردم شلیک کردن، خب همه این صحنههای جنایت رو دیدن که شب بعد دوباره به خیابون اومدن، هیچ نیرویی جز عشق به ایران نمیتونست اون اراده رو به جریان بندازه، شما اگه جنایت بیسابقهای که در حق این بچهها شد رو دیدید و همچنان با بچههای پادشاهیخواه زاویه میگیرید، یعنی حرومزادهاید دیگه
مادر جاویدنا�� نیکا شاکرمی، نوجوان کشتهشده به دست جمهوری اسلامی در خیزش مهسا امینی: باید این روایتها را آن قدر بگوییم تا فراموش نکنیم چه بر ما گذشته است. ما ناچار بودیم یا ذلت را تحمل کنیم یا انتخاب کنیم که بایستیم.
Six months have passed since the Islamic Republic carried out the deadliest massacre in Iran’s history.
More than 40,000 Iranians were murdered for demanding freedom, dignity, and the right to choose their own future.
Stand with the people of Iran.
شش ماه پیش، در چنین شبی، تهران در تاریکی فرو رفت. سراسر ایران در تاریکی فرو رفت. اما حتی آن تاریکی نیز نتوانست میلیونها ایرانی را در خانههایشان نگه دارد.
۱۸ و ۱۹ دیماه تنها دو شب برای اعتراض نبود. شبهایی بودند که سکوت ایران شکست. میلیونها نفر به خیابانها آمدند، میدانها را پر کردند و بر بام خانههایشان ایستادند، اما رژیم با گلوله به آنان پاسخ داد. در آن چهلوهشت ساعت، دهها هزار تن از هممیهنانم جان خود را از دست دادند. از آن روز تا این لحظه نیز دهها هزار نفر دیگر بازداشت، شکنجه یا به مرگ محکوم شدهاند.
آنان مصمم و با شها��ت به خیابان آمدند. من هر روز به آنان میاندیشم. در آن دو شب، هممیهنانی را از دست دادم که هرگز فرصت دیدارشان را نخواهم یافت. برای من عدد ۴۰ هزار هرگز یک آمار نیست. هر بار که آن را میشنوم پسری را میبینم که دیگر هرگز به آغوش مادرش بازنگشت. دختری را میبینم که همیشه جای او بر سر سفره خانوادهاش خالی خواهد ماند. هر یک از آنان را چون فرزند، برادر یا خواهر خود میدانم و سنگینی بار نام تکتک آنان را بر دوش خود احساس میکنم. اما هر هفته که با خانوادههای جانباختگان دیدار میکنم، اراده ملتم برای ادامه این راه استوارتر میشود. فرزندان آنان بیهوده جان ندادند. آنان برای آزادی جان دادند، و با سربلندی جان دادند.
تاریخ فداکاری این زنان و مردان را از یاد نخواهد برد، و من نیز نخواهم گذاشت نام و راه آنان فراموش شود. همانگونه که مقاومتگران اروپای اشغالشده در برابر استبداد ایستادند و همانگونه که انقلابیون آمریکا برای آزادی جنگیدند، فرزندان ایران نیز ایستادگی کردند. اما شجاعت آنان، ویژگی دیگری داشت. آنان نه ارتشی داشتند، نه پشتیبانی هوایی، و نه هیچ پشتوانهای جز باور به آرمانی که برای آن برخاسته بودند. با اینهمه، ایستادند. ملتی یکپارچه تصمیم گرفت در کنار یکدیگر در برابر گلولهها بایستد، نه آنکه ��تی یک روز دیگر در ترس زندگی کند. مردان و زنان ۱۸ و ۱۹ دیماه در تاریخ ایران بهعنوان نسلی جاودانه خواهند ماند که مرگِ آزاد و سرافراز را بر زندگیِ در زنجیر و زانوزده ترجیح داد.
من تنها این را به جامعه جهانی میگویم: اجازه ندهید آنچه در اتاقهای مذاکره در ژنو یا اسلامآباد رقم میخورد، حقیقت آنچه را در خیابانهای تهران، مشهد و کرمانشاه رخ داد، به فراموشی بسپارد. آنان برای آزادی جان دادند و با آزادی ایران، تنگه هرمز گشوده خواهد شد، تهدید هستهای پایان خواهد یافت و ما به صلح واقعی دست خواهیم یافت.
به هممیهنانم گفتهام آنچه شما در ۱۸ و ۱۹ دیماه آغاز کردید، مسیری بازگشتناپذیر است. ما با هم جایگاه شایسته کشورمان در جهان را بازپس خواهیم گرفت، عزت ملی خود را احیا خواهیم کرد و یاد قهرمانانمان را با ساختن ایرانی آزاد زنده نگه خواهیم داشت. اکنون زمان آن است که درنگ کنیم، دوباره نیرو بگیریم، و بار دیگر خود را وقف پیروزی کنیم.
ما یاد جانباختگان را با به پایان رساندن راهی که آغاز کردند گرامی میداریم. ایران آزاد دیگر یک امید نیست. یک قطعیت است.
و جهان باید بداند که هممیهنان دلیر من تنها برای آزادی خود نمیجنگند، آنان برای صلح و ثبات جهان نیز مبارزه میکنند.
🚨 خطر اعدام دستهجمعی ۱۳ جوان
#بچههای_اصفهان
۱۳ جوان در اصفهان با خطر فوری اجرای حکم اعدام روبهرو هستند.
در جریان #انقلاب_ملی_شیروخورشید در ۱۸ دیماه در میدان علیخانی اصفهان، ۵۹ نفر بازداشت شدند. اکنون ۱۳ نفر از آنان با اتهاماتی از جمله «محاربه» و «افساد فیالارض» به اعدام محکوم شدهاند. بنا بر اطلاعات مطرحشده، این احکام در ۱۴ تیرماه در دیوان عالی تأیید شده و پروند�� برای اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب اصفهان ارجاع شده است.
اسامی این افراد عبارتاند از:
• #علیرضا_سپاهی (۲۴ ساله، ۴ حکم اعدام)
• #ابوالفضل_سپاهی (۲۳ ساله، ۳ حکم اعدام)
• #قائم_حسینی (۲۰ ساله، ۲ حکم اعدام)
• #گل_محمد_محمدی (۲۳ ساله، شهروند افغانستان)
• #شروین_باقریان (۱۸ ساله، ۲ حکم اعدام)
• #عرفان_اسفندیاری (۱۸ ساله)
• #امیرحسین_صفری (۲۷ ساله)
• #امیرحسین_ملکی (۱۹ ساله)
• #علی_دشتی (۱۹ ساله)
• #ابوالفضل_ابراهیمی (۱۸ ساله)
• #علیرضا_رئیسی (۲۱ ساله)
• #امیرحسین_ابراهیمی_انالوچه (۱۹ ساله، ۲ حکم اعدام)
• #سپهر_هونجانی (۱۷ ساله)
سکوت امروز میتواند جبرانناپذیر باشد. اگر صدای این جوانان شنیده شود، احتمال جلب توجه افکار عمومی و نهادهای مسئول بیشتر خواهد شد. جان انسانها ارزشمند است؛ اجازه ندهیم این صداها در سکوت خاموش شوند.
#بچههای_اصفهان #نه_به_اعدام
#StopExecutionsInIran
#جاويدشاه
#انقلاب_شیروخورشید
Six months after the massacre of more than 40,000 freedom-loving Iranians, the families of some of the victims have recreated images of the empty spaces their loved ones left behind.
The sister of Sina Kazemi, one of the fallen heroes of January 8–9, shared these images and wrote:
“The duty of those left behind is to bear witness, to tell the truth, and to keep your names alive.”
Recent reports by Western media outlets, including the BBC, CNN, Financial Times (FT), and the Guardian regarding the Islamic Republic’s state ceremonies represent a profound failure of journalistic integrity. By echoing regime narratives, these outlets repeat a dark historical pattern: acting as megaphones for totalitarian propaganda while ignoring state-sponsored atrocities.
In The Gulag Archipelago, Aleksandr Solzhenitsyn documented how Western journalists visited the Soviet Union and repeated Soviet propaganda as reality, completely omitting daily deaths and torture.
Often this is the natural, toxic byproduct of access journalism. Seduced by the professional prestige of “reporting from inside,” these journalists accept a devil's bargain. Their access is tightly controlled and weaponized by the Islamic Republic, permitted only so long as they echo state narratives and ignore the blood on the streets.
We must ask these self-proclaimed impartial journalists:
Did the regime allow you to cover the massive demonstrations of January 8–9, 2026, across hundreds of Iranian cities calling for the overthrow of the regime?
Could you report inside Iran on the black body bags filling the morgues, or the wounded protesters targeted in hospital beds?
Were you permitted to attend the 40th-day memorial ceremonies of the slain protesters?
Whitewashing state spectacles while ignoring ongoing executions and torture is not journalism; it is complicity. And sadly, it is nothing new. Iran is only the most recent, troubling case.
Malcolm Caldwell, the Scottish academic and Guardian contributor, staunchly defended the Khmer Rouge of Cambodia and dismissed reports of massacres. Writing in The Guardian to dismiss the testimonies of those escaping the Cambodian genocide, Caldwell infamously claimed: "A refugee may give an honest account as far as he knows, but it is not necessarily an accurate one."
In The Gulag Archipelago, Aleksandr Solzhenitsyn documented how Western journalists visited the Soviet Union and repeated Soviet propaganda as reality, completely omitting daily deaths and torture. Walter Duranty became infamous for his defense of the USSR and whitewashing of its crimes in the New York Times.
Today, too many Western correspondents deploy the exact same cynical tactics to dismiss the raw testimonies of the Iranian people.
We call on the editorial boards of the Western media institutions to cease the dissemination of state-vetted propaganda, grant equal weight to the voices of the Iranian democratic opposition, and accurately report on the systematic human rights abuses taking place across Iran.
از گولاگ تا تهران: همدستی بسیاری از رسانههای غربی در سفیدشویی جنایات جمهوری اسلامی
گزارشهای اخیر رسانههای غربی، از جمله بی بی سی، سی ان ان، فایننشیال تایمز و گاردین درباره مراسمهای حکومتی جمهوری اسلامی، نشاندهنده سقوط آشکار شرافت و اصالت روزنامهنگاری است.
این رسانهها با بازتاب دادن روایتهای رژیم، یک الگوی تاریک تاریخی را تکرار میکنند: تبدیل شدن به بوق تبلیغاتی حکومتهای توتالیتر و چشمپوشی عامدانه بر جنایات و فجایع حکومت.
الکساندر سولژنیتسین در کتاب «مجمعالجزایر گولاگ» مستند کرده است که چگونه خبرنگاران غربی با سفر به اتحاد جماهیر شوروی، پروپاگاندا و دروغهای حکومت را به عنوان واقعیت تکرار میکردند، در حالی که آمار روزانه مرگ و شکنجه هیچ جایی در گزارشهای آنان نداشت.
اگرچه انگیزه برخی روزنامهنگاران، صرفاً غرضورزیهای ایدئولوژیک آنها است، اما برای عدهای دیگر، این وضعیت پیامد سمیِ "خبرنگاریِ وابسته به دسترسی" است. این خبرنگاران که مجذوب اعتبار حرفهایِ "گزارشگری از درون ایران" شدهاند، تن به معاملهای اهریمنی میدهند. جمهوری اسلامی دسترسی آنان را به شدت کنترل می کند و به عنوان ابزاری برای فشار به کار میگیرد. مجوز فعالیت آنها تنها تا زمانی تمدید میشود که روایتهای رژیم را تکرار کنند و چشم خود را بر خونهای جاری در خیابانها ببندند.
امروز نیز چهرههای رسانهای غربی در ایران دقیقاً همان رویکرد را پیاده میکنند.
ما باید از این روزنامهنگاران مدعی بیطرفی بپرسیم:
آیا رژیم به شما اجازه داد راهپیماییهای بزرگ و سراسری ۱۸ و ۱۹ دی ماه را در صدها شهر ایران پوشش دهید که برای سرنگونی حکومت بر پا شد؟
آیا توانستید از داخل ایران درباره کیسههای سیاه پیکرها در سردخانهها، یا معترضان مجروحی که روی تخت بیمارستانها هدف قرار گرفتند گزارش تهیه کنید؟
آیا اجازه یافتید در مراسم چهلمین روز درگذشت معترضان کشتهشده شرکت کنید؟
سفیدشویی نمایشهای فرمایشی حکومت در حالی که اعدامها و شکنجههای مداوم نادیده گرفته میشوند، روزنامهنگاری نیست؛ بلکه همدستی با نیروی شر است. متأسفانه، این پدیده جدیدی نیست. ایران تنها تازهترین و نگرانکنندهترین نمونه آن است.
این رویکرد یادآور «مالکوم کالدول» است. دانشگاهی اسکاتلندی و نویسنده روزنامه گاردین که سرسختانه از رژیم خمرهای سرخ در کامبوج دفاع میکرد و گزارشهای مربوط به کشتارها را نادیده میگرفت، اما در نهایت خود قربانی همان حکومتی شد که تطهیرش میکرد. کالدول در زمان کتمان نسلکشی کامبوج، در یادداشتی ننگین در روزنامه گاردین ادعا کرده بود: «یک پناهنده شاید روایتی صادقانه تا جایی که خودش میداند ارائه دهد، اما این روایت لزوماً دقیق نیست».
الکساندر سولژنیتسین در کتاب «مجمعالجزایر گولاگ» نشان داد که چگونه روزنامهنگاران غربی به اتحاد جماهیر شوروی سفر میکردند و تبلیغات شوروی را بهجای واقعیت بازتاب میدادند، در حالیک�� مرگهای روزانه و شکنجهها را کاملاً نادیده میگرفتند. والتر دورانتی نیز بهدلیل دفاع از شوروی و سفیدشویی جنایات آن در نیویورکتایمز، به چهرهای بدنام تبدیل شد.
امروز نیز بسیاری از خبرنگاران غربی دقیقاً از همان منطق و ادبیات بیرحمانه برای بیاعتبار کردن شهادتها و روایتهای دستاول مردم ایران استفاده میکنند.
ما از شورای سردبیری رسانه های غربی میخواهیم که انتشار تبلیغات حکومتی و تاییدشده توسط رژیم را متوقف کنند، به صدای اپوزیسیون دموکراتیک ایران وزنی برابر بدهند، و نقض سیستماتیک حقوق بشر در سراسر ایران را به درستی و دقت گزارش کنند.
شاهزاده رضا پهلوی در کمیسیون امور خارجه مجلس نمایندگان هلند:
«آنچه امروز در ایران رخ میدهد، امنیت این قاره را برای سالهای آینده شکل خواهد داد. جمهوری اسلامی دیگر صرفاً چالشی در خاورمیانه نیست، بلکه به تهدیدی برای اروپا و جهان تبدیل شده است.»
شاهزاده رضا پهلوی در گفتوگو با روزنامه «دی تلگراف» هلند، در پاسخ به این پرسش که آیا تغییر رژیم در ایران میتواند به سرنوشتی مشابه عراق یا افغانستان منجر شود، پاسخی روشن داد:
«ایران متفاوت است. کشور ما از زمان کوروش کبیر پابرجا بوده است. ما هماکنون برنامهای داریم که فراتر از روز پس از س��وط رژیم را در نظر میگیرد و برای گذاری باثبات تلاش میکنیم.»
شاهزاده رضا پهلوی در کمیسیون امور خارجه مجلس نمایندگان هلند:
«ایرانِ آزاد به حمایت از تروریسم پایان خواهد داد، ارسال تجهیزات برای ماشین جنگی پوتین را متوقف خواهد کرد، به ثبات یکی از حساسترین مناطق جهان کمک خواهد کرد، و به کشوری با ۹۰ میلیون جمعیت تبدیل خواهد شد که مشتاق تجارت، سرمایهگذاری و همکاری با اروپا است.
برای هلند، با جایگاه جهانیاش در تجارت، لجستیک، مدیریت آب، نوآوری و بازرگانی بینالمللی، این یک اقدام خیرخواهانه نیست، یک فرصت راهبردی است.»