My fellow compatriots,
The Islamic Republic’s attempt to raise fuel prices has once again exposed its incompetence and the deep structural dysfunction of Iran’s energy sector under this regime.
While the Islamic Republic squanders the country’s resources on foreign terrorists and domestic repression, regime officials and their cronies compete to plunder the nation’s wealth. Meanwhile, the regime’s gross mismanagement has pushed families to the breaking point and driven Iranians deeper into poverty. Forcing higher fuel prices on the people is an unforgivable mistake and a profound betrayal.
Fuel prices cannot be compared with those in other countries when Iranians earn their incomes in heavily devalued rials and live below the poverty line.
Fuel and energy are managed as a matter of routine, without constant crisis, in nearly every country in the world, including many with far fewer resources than Iran.
On one side, the IRGC’s smuggling mafia traffics tens of millions of liters of Iran’s resources every day through tanker trucks, pipelines, and ports. On the other, the automotive mafia forces Iranians to buy poorly made, fuel-inefficient cars. Unable to solve the problem it has created, this criminal cult uses its propaganda apparatus to shift the blame for fuel shortages onto the people, portraying ordinary Iranians as responsible for rising consumption and fuel smuggling.
The Islamic Republic is an incompetent, corrupt, and anti-Iranian regime. It is itself the root cause of this dysfunction and will never be capable of fixing it.
The only way to save Iran and end this destructive cycle is to bring down this regime in its entirety and establish an effective national government. The Iran Prosperity Project has developed clear plans to bring fuel production and consumption into balance. These plans draw on proven international best practices and Iran’s own national experience in managing its energy resources, and will be implemented during the transition following the fall of the regime.
Long live Iran, Reza Pahlavi
Senator Lindsey Graham earned the affection of millions of Iranians by standing with them in their fight for freedom.
Today, I will attend his funeral in Washington to bid farewell on behalf of my compatriots.
Read my tribute in the @WashingtonPost:
https://t.co/VERdynceJH
URGENT: Reports indicate that the Islamic Republic is preparing to publicly execute several protesters in Isfahan.
Families of death-row protesters have reportedly been summoned for final visits. The lives of Amirhossein Safari, Abolfazl Sepahi, and Alireza Sepahi are at imminent risk.
The world must act NOW to stop these executions.
چهل و ش�� سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
تجمع ایرانیان دانمارک در کپنهاگ در آستانه سالروز درگذشت محمدرضا شاه پهلوی و گرامیداشت یاد و میراث پادشاه فقید ایران.
محمدرضا شاه پهلوی پنجم مرداد ۱۳۵۹ در قاهره چشم از جهان فروبست و در مسجد الرفاعی این شهر به خاک سپرده شد.
همانگونه که رژیم نازی، مترادف ملت آلمان نبود، جمهوری اسلامی نیز مترادف ملت ایران نیست.
ملیگرایی واقعی، ایستادن در کنار ملت ایران و مبارزه دلیرانهشان برای آزادی، رفاه و بازپسگیری میهن است؛ نه دفاع از رژیمی که ۴۷ سال است جان و توان سرزمین ما را مصرف میکند.
ما نمیگذاریم حقیقت وارونه شود.
این جنگ را جمهوری اسلامی به ایران تحمیل کرده، و مسئولیت آن بر عهده همین رژیم و حامیان آشکار و پنهانش است.
کسانی که سالها در برابر فقر، فساد، تبعیض و ویرانی کشور سکوت کردند یا در آن شریک بودند، امروز نمیتوانند با پناه گرفتن پشت نام «ایران»، کارنامه سیاه خود را سپید کنند.
هممیهنانم، ملت بزرگ و دلیر ایران،
امروز، با افزایش تنشها و احتمال گسترش حملات، بهویژه در جنوب کشور، میخواهم با شما سخن بگویم؛ بهویژه با مردم شریف سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر، خوزستان و همه ساکنان سواحل خلیج فارس و دریای مَکران.
جنگ و بحرانی که امروز کشور ما با آن روبهروست، تنها یک باعث و بانی دارد: رژیم جمهوری اسلامی.
اما جنگ اصلی، یعنی جنگ جمهوری اسلامی علیه ملت ایران، چهلوهفت سال پیش آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است.
همه ملت ایران از این رژیم زخم خوردهاند. نگذاریم بگویند که جنوب ایران تازه وارد جنگ شده است. جنوب ایران از همان روزی وارد جنگ شد که کودکان بلوچ، به دلیل نبود آب آشامیدنی و زیرساختهای اولیه، قربانی گاندوها شدند؛ از روزی که در سیستان و بلوچستان، سرزمین رستم و قلب اسطورههای ایران، جوانان برای تامین معاش ناچار به سوختبری شدند؛ از روزی که استان هرمزگان و بندرعباس، بزرگترین بندر ایران، در فقر و محرومیت رها شدند؛ از روزی که بوشهر، تأمینکننده بخش بزرگی از گاز کشور، و خوزستان، قلب صنعت نفت ایران، خود از ثروتشان بیبهره ماندند.
اما ایران آزاد، ایرانی متفاوت خواهد بود.
با استقرار دولتی ملی، کارآمد و توسعهگرا، سیستان و بلوچستان میتواند با تکیه بر موقعیت راهبردی، نیروی انسانی جوان و دسترسی به آبهای آزاد، به یکی از موتورهای اصلی رشد و شکوفایی کشور تبدیل شود. چابهار میتواند قلب تجارت ایران و دروازه اتصال اقیانوس هند، آسیای مرکزی و بازارهای جهانی باشد؛ با بهروزرسانی همان برنامه جامعی که پیش از فاجعه ۵۷ قرار بود اجرا شود.
هرمزگان، بوشهر، خوزستان و جزایر خلیج فارس میتوانند با توسعه تجارت، گردشگری، صنعت و جذب سرمایهگذاری، به ثروتمندترین و پیشرفتهترین مناطق ایران بدل شوند.
هممیهنانم،
این رژیم جنگافروز نه برای مردم پناهگاهی ساخته است و نه توان دفاع از آسمان کشور را دارد. سردمداران آن در حالی که زیر زمین پنهان شدهاند، از مدارس، بیمارستانها و دیگر مراکز غیرنظامی، استفاده نظامی میکنند، و مردم ایران، از جمله سربازان وظیفه را در پادگانها، به سپر انسانی تبدیل کردهاند.
در جنگی که جمهوری اسلامی بر کشور تحمیل کرده است، نخستین و مهمترین وظیفه شما حفظ جان، امنیت و سلامت خود و خانوادههایتان است. زیرا شما سرمایه ایران و سربازان واقعی نبرد برای بازپسگیری میهن هستید.
در همین ارتباط، دفتر ارتباطات و رسانه من، توصیهها و راهنماییهای لازم را برای افزایش امنیت هممیهنان منتشر خواهد کرد.
مبارزه و کسب آمادگی برای پیروزی نهایی یک وظیفه همیشگی است. در نبرد نهایی، هر قدر ما توانمندتر، و جمهوری اسلامی ضعیفتر باشد، پیروزی سریعتر و کمهزینهتر به دست خواهد آمد.
پاینده ایران
از درگذشت ناگهانی سناتور لینزی گراهام، دوست ثابتقدم مردم ایران و مدافع سربلند آزادی، بسیار متاثر شدم.
در لحظاتی که به شفافیت و قاطعیت اخلاقی نیاز بود، سناتور گراهام در سمت درست ایستاد. در روزهایی که دوستان و همراهان مردم ایران اندک بودند، او در مبارزه با استبداد، در کنار آنان ایستاد.
او از جایگاه و نفوذ خود بهره گرفت تا صدای مبارزان راه عدالت در مراکز قدرت شنیده شود.
ایرانیان حمایتهای سناتور گراهام را در جریان انقلاب شیروخورشید هرگز فراموش نمیکنند، و یاد او را همواره با سپاس و احترامی عمیق گرامی خواهند داشت.
مراتب تسلیت و همدردی خود را به خانواده، دوستان و همکاران سناتور گراهام، و همچنین به مردم ایالت کارولینای جنوبی و سراسر ایالات متحده آمریکا ابراز میداریم.
روحش در آرامش باد. امید که دیگران راه او را در مبارزه برای آزادی ادامه دهند.
شش ماه پیش، در چنین شبی، تهران در تاریکی فرو رفت. سراسر ایران در تاریکی فرو رفت. اما حتی آن تاریکی نیز نتوانست میلیونها ایرانی را در خانههایشان نگه دارد.
۱۸ و ۱۹ دیماه تنها دو شب برای اعتراض نبود. شبهایی بودند که سکوت ایران شکست. میلیونها نفر به خیابانها آمدند، میدانها را پر کردند و بر بام خانههایشان ایستادند، اما رژیم با گلوله به آنان پاسخ داد. در آن چهلوهشت ساعت، دهها هزار تن از هممیهنانم جان خود را از دست دادند. از آن روز تا این لحظه نیز دهها هزار نفر دیگر بازداشت، شکنجه یا به مرگ محکوم شدهاند.
آنان مصمم و با شهامت به خیابان ��مدند. من هر روز به آنان میاندیشم. در آن دو شب، هممیهنانی را از دست دادم که هرگز فرصت دیدارشان را نخواهم یافت. برای من عدد ۴۰ هزار هرگز یک آمار نیست. هر بار که آن را میشنوم پسری را میبینم که دیگر هرگز به آغوش مادرش بازنگشت. دختری را میبینم که همیشه جای او بر سر سفره خانوادهاش خالی خواهد ماند. هر یک از آنان را چون فرزند، برادر یا خواهر خود میدانم و سنگینی بار نام تکتک آنان را بر دوش خود احساس میکنم. اما هر هفته که با خانوادههای جانباختگان دیدار میکنم، اراده ملتم برای ادامه این راه استوارتر میشود. فرزندان آنان بیهوده جان ندادند. آنان برای آزادی جان دادند�� و با سربلندی جان دادند.
تاریخ فداکاری این زنان و مردان را از یاد نخواهد برد، و من نیز نخواهم گذاشت نام و راه آنان فراموش شود. همانگونه که مقاومتگران اروپای اشغالشده در برابر استبداد ایستادند و همانگونه که انقلابیون آمریکا برای آزادی جنگیدند، فرزندان ایران نیز ایستادگی کردند. اما شجاعت آنان، ویژگی دیگری داشت. ��نان نه ارتشی داشتند، نه پشتیبانی هوایی، و نه هیچ پشتوانهای جز باور به آرمانی که برای آن برخاسته بودند. با اینهمه، ایستادند. ملتی یکپارچه تصمیم گرفت در کنار یکدیگر در برابر گلولهها بایستد، نه آنکه حتی یک روز دیگر در ترس زندگی کند. مردان و زنان ۱۸ و ۱۹ دیماه در تاریخ ایران بهعنوان نسلی جاودانه خواهند ماند که مرگِ آزاد و سرافراز را بر زندگیِ در زنجیر و زانوزده ترجیح داد.
من تنها این را به جامعه جهانی میگویم: اجازه ندهید آنچه در اتاقهای مذاکره در ژنو یا اسلامآباد رقم میخورد، حقیقت آنچه را در خیابانهای تهران، مشهد و کرمانشاه رخ داد، به فراموشی بسپارد. آنان برای آزادی جان دادند و با آزادی ایران، تنگه هرمز گشوده خواهد شد، تهدید هستهای پایان خواهد یافت و ما به صلح واقعی دست خواهیم یافت.
به هممیهنانم گفتهام آنچه شما در ۱۸ و ۱۹ دیماه آغاز کردید، مسیری بازگشتناپذیر است. ما با هم جایگاه شایسته کشورمان در جهان را بازپس خواهیم گرفت، عزت ملی خود را احیا خواهیم کرد و یاد قهرمانانمان را با ساختن ایرانی آزاد زنده نگه خواهیم داشت. اکنون زمان آن است که درنگ کنیم، دوباره نیرو بگیریم، و بار دیگر خود را وقف پیروزی کنیم.
ما یاد جانباختگان را با به پایان رساندن راهی که آغاز کردند گرامی میداریم. ایران آزاد دیگر یک امید نیست. یک قطعیت است.
و جهان باید بداند که هممیهنان دلیر من تنها برای آزادی خود نمیجنگند، آنان برای صلح و ثبات جهان نیز مبارزه میکنند.
هممیهنان عزیز،
جمهوری اسلامی میکوشد صدای واقعی مردم ایران را در میان هیاهوی مراسم حکومتی برای یک جنایتکار بالفطره و یکی از منفورترین حاکمان تاریخ ایران پنهان کند. رژیمی فرسوده، پوسیده و رو به زوال، با نمایشهای ساختگی، تبلیغات دروغین و هزینههای هنگفتی که از جیب مردم ایران غارت میشود، تلاش دارد تصویری جعلی از مشروعیت برای خود بسازد.
اما حقیقت ایران جای دیگری ایستاده است؛ در کنار نام و یاد فرزندان دلاوری که با آگاهی، رشادت و فداکاری، در یکی از حساسترین لحظات تاریخ این سرزمین، جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند.
بیش از ۴۰ هزار جاویدنام دیماه، با آگاهی از خطرهای پیش رو، قدم در این مسیر گذاشتند. آنان میدانستند شاید دیگر هرگز به خانه بازنگردند، اما در لحظهای که ایران به آنان نیاز داشت، ایستادند. آنان بر خلاف مزدوران ضحاک، برای وعدههای ناچیز و منافع شخصی به میدان نیامده بودند. آنها، شکوهمند، برای بازپسگیری ایران و هویت ملیمان برخاستند. آنان که از جنس زندگی، باور و نور بودند، در برابر تاریکی ایستادند تا نام ایران زنده بماند؛ و نامشان برای همیشه در تاریخ سرزمین ما ماندگار شد. آنان نشان دادند که عشق به میهن، از ترس مرگ نیرومندتر است.
امروز شش ماه از آن روزها گذشته است، اما برای خانوادههای شریف ��اویدنامان، زمان همچنان در همان شبهای دشوار متوقف مانده است؛ خانوادههایی که عزیز و گاه تنها نانآور خود را از دست دادهاند؛ پدران و مادرانی که هر صبح با جای خالی فرزندشان چشم میگشایند؛ همسران، خواهران و برادرانی که در کنار رنج سوگ، فشار تهدید و سرکوب را نیز تحمل میکنند.
این خانوادهها تنها صاحبان یک داغ نیستند؛ آنها نگهبان و امانتدار یاد و فداکاری دلیرترین فرزندان ایران هستند. مسئولیت همه ماست که اجازه ندهیم این بار سنگین را به تنهایی بر دوش بکشند. وظیفه ملی و میهنی ماست که بیش از پیش پشتیبانشان باشیم؛ به دیدارشان برویم، صدای آنان را بازتاب دهیم، ��اد عزیزانشان را زنده نگه داریم و در حد توان خود، نگذاریم فشارهای روحی، تهدیدها و دشواریهای مالی، آنان را به سکوت و فراموشی وادار کند.
تاریخ بارها نشان داده است که هیچ قدرتی نمیتواند اراده ملتی متحد را که برای رهایی و ساختن آیندهای بهتر برخاسته است، برای همیشه خاموش کند. راهی که با فداکاری فرزندان جاویدنام ایران روشن شده است، ادامه خواهد یافت؛ تا روزی که ایران به آزادی، دولت ملی و آیندهای شایسته ملت بزرگ ما دست یابد.
پاینده ایران
هم میهنان عزیزم،
امسال چهل و هفتمین سال درگذشت شاهنشاه ایران در مصر است، و در تمامی این سال ها حضور پر شکوه و چشمگیر شما نشانه بارزی از ارج نهادن به خاطره آن پادشاه بزرگ و خاندان پهلوی است.
جمهوری مصر و روسای جمهور آن از همان ابتدا، تا به امروز، همیشه و با ابراز محبتی برادرانه نسبت به خانواده پهلوی، در کنار ما بوده اند، و من برای همیشه از این همه لطف و دوستی بی شائبه سپاسگزار و قدردان هستم.
امسال دولت مصر، به دلیل مسائل امنیتی و همینطور اوضاع آشفته و درهم منطقه ای، صلاح در آن دیده که این مراسم در سطح دیداری محدود و تنها برای خاندان پهلوی انجام پذیرد.
رعایت کامل چنین تصمیمی برای من، همه فامیل پهلوی، و همچنین همه ایرانیان راستین و میهن پرست بطور کامل لازم است، و توقع من از همه هم میهنانم احترام و ارج گذاری به این تصمیم ملت و دولت دوست و برادر ماست.
امسال، و در غیاب شما، من نه تنها از طرف خودم، بلکه به نمایندگی از سوی همه شما، به روان پاک شاهنشاه آریامهر درود خواهم فرستاد.
با سپاس از پشتیبانی روز افزون همه شما، و در انتظار پیروزی نور بر تاریکی،
فرح پهلوی
تلویزیون بیبیسی فارسی در صفحات رسمی خود، با انتشار بخشهایی تقطیعشده از گفتوگوی شاهزاده رضا پهلوی، تصویری نا��رست و گمراهکننده از اظهارات ایشان ارائه کرده است. تیتر و متن این پست، با اتکا به نقلقولهایی ناقص که پیشتر نیز توسط رسانهها و حسابهای وابسته به جمهوری اسلامی برای تحریف سخنان ایشان بازنشر شده بود، بهگونهای تنظیم شده که به مخاطب این برداشت نادرست را القا میکند که شاهزاده رضا پهلوی آغاز جنگ یا تصمیم به حمله را به سفر خود به اسرائیل نسبت دادهاند. برداشتی که هیچ نسبتی با محتوای کامل گفتوگو ندارد.
آنچه شاهزاده رضا پهلوی تصریح کردهاند، این است که سفر ایشان به اسرائیل، در کنار تلاشهای گسترده میلیونها ایرانی، به روشنتر شدن این واقعیت برای افکار عمومی جهان کمک کرد که مردم ایران دشمن جهان آزاد نیستند، و از این رو دنیا در برخورد با جمهوری اسلامی باید حساب مردم ایران را از این رژیم جدا کند. اینکه مسئول اصلی بحران، جنگ و بیثباتی در ایران و منطقه، جمهوری اسلامی است. ایشان همچنین بارها تأکید کردهاند که هدفشان پیروزی مبارزه ملت ایران با کمترین هزینه انسانی ممکن است. چنانکه در همین گفتوگو نیز تصریح کردند: «تمام هدف من این است که این مبارزه با کمترین تلفات جانی به نتیجه برسد… هر انسانی که جانش را از دست بدهد برای من واقعاً دردناک است.»
اینگونه رفتارهای غیرحرفهای و تحریفهای آشکار از سوی بیبیسی فارسی در حالی صورت میگیرد که چندی پیش، مدیرعامل کل بنگاه رسانهای بیبیسی و رئیس بخش خبر این سازمان به دلیل رسواییِ دستکاری، جرحوتعدیل و ادیت مغرضانه سخنان و مصاحبهها ناچار به استعفا شدند. از رسانهای که هزینه آن از مالیات شهروندان بریتانیایی تأمین میشود و با وجود ادعای راستیآزمایی، به دلیل نقض مکرر استانداردهای بیطرفی با بحران جدی اعتبار مواجه است، انتظار میرود فوراً نسبت به اصلاح این گزارش مغرضانه اقدام کرده و ��خنان شاهزاده رضا پهلوی را به طور دقیق و امانتدارانه منعکس نماید.