بعد از تقریبا یه سال همچنان بنظرم همه چی ناعادلانس ،یادم نمیاد اون روز برای چی اینو نوشتم ولی میدونم هر چی بوده سبک تر و راحت تر از چیزی بوده که الان ��وش هستم
خیلی جالبه تو قسمتی که من کار میکنم یه بابایی بوده که دو تا دختراشو آورده تو شرکت و این دوتا هر دو تو یه بخش دارن کار میکنن و خیلی جالبه که میزاشون رو به روی همه
و جالب تر اینه که تایمناهار میشینن یک ساعت حرف میزنن🙃خب زن چرا باید صدای وز وزت تو گوشمون باشه.