خوشبختی فرامرز پایور فقط از آن نبود که استادی چون ابوالحسن صبا داشت. در توصیهنامهی صبا برای پایور، بینش و دقت نظر او در آیندهای که در ناصیهی فرامرز پایور میبیند شگفتآور است: ممارست و پشتکار و دقت، شیوه و چابکی در نواختن، تکنیک عالی و ویرتوئوزیته، مغتنم بودن چنین شخصی در مملکت و از همه مهمتر پیشبینی آنکه پایور در آینده از اشخاصی خواهد بود که مانع زوال و از بین رفتن موسیقی میشود... نیز اشاره به همکاری در تدوین کتابهایش و بهره بردن از اجراهایش در رادیو و مجامع هنری.
پیش از به ثمر نشستن، دیدن این آیندهی درخشان در راه شاگرد یکی از ویژگیهای بیبدیل ابوالحسن صباست در بیدریغ و بیحسادت بودن که در این توصیهنامه تجلی یافته است. صبا تنها هفت ماه و دوازده روز بعد از نوشتن این نامه چشم از جهان فروبسته است.
صدای امید خاکپورنیا
متن و موسیقی: علی صمدپور
شاید برای اولین بار باشد که چند سند مهم از تاریخ موسیقی ایران کنار هم قرار میگیرند تا مجموعهای از گواهیهای تاریخی، اخلاق حرفهای و تواضع و فروتنی هنرمندان در نقش تاریخیشان را به زمانهی ما برسانند.
صدای «غلامحسین بنان» را میشنوید که ساختهای از «روحالله خالقی»، «سرود ای ایران»، مهمترین سرود میهنی تاریخ ایران را میخواند و سپس صدای «حسین گل گلاب» را میشنوید که راجع به زمان و شکل ساخته شدن این سرود توضیحاتی میدهد. در ادامه دستنوشتهای از «گل گلاب» خطاب به «لطفالله مفخم پایان» را میبینید که بابت انتشار سرودهای ملی و میهنی از «مفخم پایان» سپاسگزاری کرده است [این مجموعه دستنویس بینظیر را به صورت فیزیکی میتوانید از فروشگاه سایت خانه پایور سفارش دهید].
در جایی گلنوش خالقی اشاره کرده بود که «سرود ای ایران» در پی پرسش «لطفالله مفخم پایان» از «خالقی» ساخته شده است که: آیا میتوان در مایهی دشتی هم موسیقی حماسی پدید آورد؟ و گفته بود که ظاهرا خالقی این سرود را در پاسخ به شدنی بودن این کار، پدید آورده است. باید توجه داد که «سرود ای ایران» خود متاثر از «سرود پیشاهنگان»، و همچنین الگوی مشخصی مانند «سرود ای وطن»، هردو ساختهی علینقی وزیری در مایهی دشتی است.
دستنوشتهای که مشاهده میکنید، یکی از اولین ثبتهای این سرود مهم تاریخ موسیقی است که لطفالله مفخم پایان آن را نوشته است.
در توضیح کلام این «سرود ای ایران» میگوید: یک کلمهی عربی در آن هست که کسی شاید متوجه نشود... این نشان از فکر زدودن زبان غیر پارسی از سرودی دربارهی ایران میآید؛ جان من «فدای» خاک پاک میهنم.
در انتها، گل گلاب که در مصاحبه با همایون شهنواز از زندگیاش گفته است، اشاره میکند که: اگر همانهایی که ساختهایم خوب بود که به قول عربها فبهالمراد و اگر نبود که کسی نخواند و نشنود...
#خانه_پایور #روح_الله_خالقی #حسین_گل_گلاب
شاید برای اولین بار باشد که چند سند مهم از تاریخ موسیقی ایران کنار هم قرار میگیرند تا مجموعهای از گواهیهای تاریخی، اخلاق حرفهای و تواضع و فروتنی هنرمندان در نقش تاریخیشان را به زمانهی ما برسانند.
صدای «غلامحسین بنان» را میشنوید که ساختهای از «روحالله خالقی»، «سرود ای ایران»، مهمترین سرود میهنی تاریخ ایران را میخواند و سپس صدای «حسین گل گلاب» را میشنوید که راجع به زمان و شکل ساخته شدن این سرود توضیحاتی میدهد. در ادامه دستنوشتهای از «گل گلاب» خطاب به «لطفالله مفخم پایان» را میبینید که بابت انتشار سرودهای ملی و میهنی از «مفخم پایان» سپاسگزاری کرده است [این مجموعه دستنویس بینظیر را به صورت فیزیکی میتوانید از فروشگاه سایت خانه پایور سفارش دهید].
در جایی گلنوش خالقی اشاره کرده بود که «سرود ای ایران» در پی پرسش «لطفالله مفخم پایان» از «خالقی» ساخته شده است که: آیا میتوان در مایهی دشتی هم موسیقی حماسی پدید آورد؟ و گفته بود که ظاهرا خالقی این سرود را در پاسخ به شدنی بودن این کار، پدید آورده است. باید توجه داد که «سرود ای ایران» خود متاثر از «سرود پیشاهنگان»، و همچنین الگوی مشخصی مانند «سرود ای وطن»، هردو ساختهی علینقی وزیری در مایهی دشتی است.
دستنوشتهای که مشاهده میکنید، یکی از اولین ثبتهای این سرود مهم تاریخ موسیقی است که لطفالله مفخم پایان آن را نوشته است.
در توضیح کلام این «سرود ای ایران» میگوید: یک کلمهی عربی در آن هست که کسی شاید متوجه نشود... این نشان از فکر زدودن زبان غیر پارسی از سرودی دربارهی ایران میآید؛ جان من «فدای» خاک پاک میهنم.
در انتها، گل گلاب که در مصاحبه با همایون شهنواز از زندگیاش گفته است، اشاره میکند که: اگر همانهایی که ساختهایم خوب بود که به قول عربها فبهالمراد و اگر نبود که کسی نخواند و نشنود...
#خانه_پایور #روح_الله_خالقی #حسین_گل_گلاب
دو توصیهنامه از ابوالحسن صبا و روحالله خالقی برای فرامرز پایور که احتمالاً آن زمان، بیش از هر چیز کارکردی اداری داشتهاند در میان اسناد خانهی پایور نگهداری میشوند؛ نامههایی برای استخدام یا تثبیت موقعیت یک نوازندهی جوان! تحریر و تنظیم نشدن این دو نامه نیز به احتمال زیاد تغییری در مسیر پایور ایجاد نمیکرد؛ او چه با این نامهها و چه بیآنها همان راه را میرفت. اهمیت امروز این دو متن در جای دیگریست: در اینکه شمّهای از «تشخیص» در آنها ثبت شده است؛ لحظهای که دو استاد برجسته، پیش از آنکه تاریخ دربارهی پایور داوری کند، ویژگیهای اصیل و اصلی او را حس کردهاند، گمان زدهاند و پیشبینی کردهاند.
خالقی بر تکنیک، ابتکار و گسترش امکانات سنتور که پایور راهش را برای این ساز مهم موسیقی ملی گشوده، تأکید میکند. کارنامهی بعدی پایور، از تنظیم آثار استادان موسیقی ایرانی تا اجرای برنامههای یادبود آنان در تالار رودکی، نشان داد که این توصیفها صرفاً تعارف یا تشویق نبودهاند. حدود پانزده سال بعد، پایور آثار صبا، خالقی و چند تن دیگر از استادان همعصرش را برای گروه خود تنظیم و اجرا کرد؛ گویی همان اعتمادی را که روزی از استادانش دریافت کرده بود، اکنون در عمل پاسخ میداد. او سنتور را به نقطه و سازی قابل اعتنا در موسیقی ایرانی بدل کرد و برای آن مجموعهای بسیار کامل از آموزش قدم به قدم ساز و موسیقی ایرانی پدید آورد. سازی که جز لاینفک موسیقی ایرانی شد؛ فراموش نکنیم که ارکستر وزیری فاقد این ساز بود و هیچ نوازندهی سنتوری در ابتدای قرن در نقطهای نبود که بتواند در یک ارکستر تازهتاسیس موسیقی ایرانی با دیگر سازهای موسیقی همنشین شود.
صدای افشین هاشمی
موسیقی، ویدیو و متن: علی صمدپور
#خانه_پایور #روح_الله_خالقی
شوکتالملک علم تاثیر بلامنازعی بر روح و روحیهی علینقی وزیری گذاشته است. وزیری مدتی قشون او را که صاحبمنصب و والی قائنات و بیرجند بوده، مشق داده و تربیت کرده است، اما همین شوکتالملک بوده که به این حس تاثیرگذارندهی وزیری با هنر و موسیقی توجه کرده و راه را در جایهای بسیاری برای او گشوده است.
این دو نامهنگاریهای پرشور و حرارتی که حکایت از دوستی عمیق و ارادت فراوان است به یکدیگر داشتهاند که بخش نامههای وزیری به شوکتالملک در کتابخانهی آستان قدس قابل دسترس است.
این نامهها در کنار خاطرات شفاهی وزیری اطلاعات جالبی را به ما میرسانند. وزیری پیش از تاسیس فرهنگستان اول اقدام به تاسیس آکادمی هنر با ایدهی شخصی و در مدرسهی موسیقیاش کرده و در آن ادبا و هنرمندان بارزی را گرد هم آورده بوده است. از علامه دهخدا تا ملکالشعرا بهار، سعید نفیسی، علی دشتی و ادیب پیشاوری تا جوانترهایی چون حسین گلگلاب. شکلگرفتن و منظم شدن کار علامه دهخدا در کار لغتنامه و معادلسازی برای اصطلاحات موسیقی غربی، همچنین جاانداختن واژههایی در رشتهی کشاورزی (فلاحت) حاصل این دوره است.
امیرشوکتالملک علم یکی از حامیان این ایدهی کلنل علینقی وزیری بوده است که در این نامه به آن اشاره شده است.
صدا: سام گیوراد
موسیقی و ویدیو: علی صمدپور
دفترچه یادداشت لطفالله #مفخم_پایان موسیقیدان و نویسنده قریب به چهل و پنج کتاب دربارهی عوارض طبیعی، رودخانهها و جغرافیای ایران.
این گنجینه که حاوی دستخط ۲۳ موسیقیدان و شاعر معاصر ایران است توسط خانه پایور و با تلاش دوست هنرمندم، علی صمدپور با هیبت همان دفترچه چاپ شده است.
سپر آبی (blue shield ) برای حفاظت بیشتر از اسناد خانهی پایور با کمک سمف نصب شد. امیدواریم بعد از جان انسانها میراث فرهنگی کشور، صنایع و مراکز خدماتی و پشتیبانی کشور از آسیبهای همیشه نابرابر جنگ مصون باشند.
در سیر تاریخ، کمتر هنرمند یا اندیشمندی را میتوان یافت که در یک پویهی دائمیِ جستوجو باقی بماند. اغلب، جوانیِ نوخواه با شکستن مرزها و درنوردیدن افکار پیشین همراه است، اما این مسیر در میانسالی و پیرسالی به دفاع از دستاوردهای همان دوره بدل میشود؛ جایی که شورِ جستوجو جای خود را به تثبیت میدهد و هنرمند را به میانهروی و اصولگرایی میکشاند.
در کنار هم گذاشتن ایدهها و مسیر فکری علینقی وزیری نشان میدهد که او در دههی پایانی زندگیاش نیز از جستوجو در نوگرایی و پیشروی در اندیشههای هنری دست نکشیده بود. وزیریِ نود و چندساله، شعری از سهراب سپهری را میخواند و از بازیهای کلامی و فرمی آن به وجد میآید.
سپهری یک سال پس از این تاریخ از دنیا رفت، چنانکه وزیری نیز. اما همین صدا و همین انتخاب، نشان میدهد که نوجوییِ وزیری نه پیوندی سطحی و ناچسب، و نه تقلیدی چشمبسته از هنر اروپایی، بلکه خصلتی ریشهدار در اندیشهی او بوده است.
این صدا، بخشی از فیلم زندگی کلنل وزیری، ساختهی همایون شهنواز است که برای نخستینبار منتشر میشود.
#خانه_پایور
#فوزیه_مجد
#علینقی_وزیری
#محمدرضا_لطفی
نوروز امسال را با یادآوری خط و شعر رهی معیری گرامی میداریم:
در این زمانه که بخت است یار بیهنران/ به غیر خواری اهل هنر چه میخواهی؟/ به غیر آنکه بیفتد ز چشمها چون اشک/ به جلوهگاه خزف از گهر چه میخواهی؟
#نوروز_پیروز
اما این واقعیت تلخ را نیز باید پذیرفت که گاه، انسانها برای فرهنگشان، برای سرزمینشان، و برای هموطنانشان، از جان خود گذشتهاند. در روزهای پیش رو، تلاش میکنم آنچه را از ایران و ایراندوستی در اسناد مییابم، با شما به اشتراک بگذارم
با احترام، علی صمدپور، خانهی پایور
این روزها، با حالی آمیخته از اندوه و اضطراب، نشستهام و مصاحبهی محمدرضا لطفی با علینقی وزیری را برای انتشار آماده میکنم. اسناد خانهی پایور هر لحظه در معرض خطر نابودیاند. نسخههای اصلی این میراث مهم فرهنگی—که سالها بار نگهداریشان را به دوش کشیدهایم—
با هر موج انفجار، در آستانهی فراموشی قرار میگیرند؛ چنانکه پیش از این، هزاران برگ از تاریخ ما چنین سرنوشتی یافتهاند. بیتردید، پیش از هر چیز، آرزوی سلامتی همهی جانهایی را داریم که برای ایران و ایرانی میتپند. هیچ چیز در برابر جان انسانها ارزشی ندارد.
مخزن اسناد خانهی پایور در تهران است. این آرشیو که قدمتی ١٠٠ ساله دارد، هرچند در جای امن، اما همواره خطر نابودیاش هراس به دل ایراندوستان و هنردوستان در هر جای دنیا خواهد انداخت.
امیدواریم پس از در امان بودن جان آدمیان، تمام میراث گرانبهای فرهنگ ایرانی محفوظ از بلا باشد.
صدای کلنل علینقی وزیری را برای نخستین بار میشنوید در گفتوگویی با فوزیه مجد و محمدرضا لطفی. بین سالهای ۵۶ و ۵٧ که از عارف قزوینی و تاثیر و راه تاثیرگذاریاش بر حس و فکر وطندوستی مردم ایران میگوید.
فردا پنجشنبه ۱۳ام، با داریوش پیرنیاکان به بررسی نسخهبرداری فرهاد ارژنگی از ردیف میرزا حسینقلی، میپردازیم، در هشتمین برنامهی سندخوانی خانهی پایور.
ساعت ۱۶، ولنجک، ساختمان منظومه خرد، خانهی پایور.
برای ثبت نام و اطلاعات حضور در این برنامه به سایت خانهی پایور سر بزنید.
نشست هفتم از مجموعه نشستهای پنجشنبههای رادیو ردیف.
بررسی دستنویس چند گروه نوازی مهم از
فرامرز پایور
پنجشنبه هشتم آبان ماه
ساعت ۱۶
منظومهی خانهی خرد