دنیا
سَرایى است كه بلاها از هر سو گِرداگِردَش را گرفته، نه خود همواره بر یک حال باشد و نه ساكنانَش در امان و سلامت به سَر برند.
حالاتش گوناگون است و هر روز نوبت به یكى دهد،
در آنجا شادمانى کوتاه است و امن و آسودگى نتوان یافت.
من بدین طالع برگشته چه خواهم کردن...
پ ن:
نمیدونم بخدا ،ولی انقد بد نبودم که یکسری چیز های تلخ رو ببینم ولی سر عهدم هستم باهات بازم ببخش منو بابت کوتاهی های زیادی که دارم
اشک مرا هروقت میبینی تفضل کن
هروقت گریه میکنم یعنی گرفتارم
پ ن:
جز حمل تناقض زیاد و کاستی های زیاد و خطای زیاد
چیزی ندارم ولی تو کریمی عزیزدلم
هرچی هست از لطف شماست
کشکولم رو پر کن
@Nimakwski 1- هرودوت در گزارش مورد استناد(1/135) واژه پارسها را بکار برده
بند ۱۳۵
« هیچ قومی به اندازه پارسها آغوش با اغوش باز پذیرای اداب ورسوم بیگانگان ندارند. [دقت شود]چنانکه جامه مادها را به عنوان پوشاکی زیباتر از لباس خود برگزیدند و پوشیدند��یا جوشن مصری را بر زره خود ترجیح دادند