هوش مصنوعی قبل از خواب - قسمت ۲ - کانتکست
(این قسمت ضبط شده ولی چون ۱۳ دقیقهست، ایلان ماسک نمیذاره آپلودش کنم. توی کانال تلگرامم گذاشتم)
https://t.co/X3feUTFpqR
هوش مصنوعی قبل از خواب - قسمت ۲ - کانتکست
(این قسمت ضبط شده ولی چون ۱۳ دقیقهست، ایلان ماسک نمیذاره آپلودش کنم. توی کانال تلگرامم گذاشتم)
https://t.co/X3feUTFpqR
دیشب برای پوریا یه ۴۵ دقیقهای نشستیم که چیزایی که توی این مدت یاد گرفتم رو بهش یاد بدم. ذهن خودم هم مرتب شد موقع توضیح دادن! ایشالا امروز بر اساس همون محتوا قسمت دوم رو ضبط میکنم.
@m_iraji با بخش اول صحبتت موافقم سینیور.
دربارهٔ بخش دوم به نظرم کافیه مد نظر قرار بدیم که هوش مصنوعی حالت خودآگاه هم نداره. صرفاً پیشبینی کلمات بعدی با توجه به کانتکست ارائه شده و وزنهایی که روش آموزش دیده.
پس اگه موافقی اول «آگاهی» رو از AI برداریم و بعد دربارهٔ تمرکز صحبت کنیم.
@m_iraji رو نمیدونن مگه اینکه سوالی که پرسیده میشه نیازمند این باشه که دنبال این جواب بگردن. پس در واقع «در لحظه تمام اون منطق رو آگاه و ناخودآگاه تو ذهنش پردازش میکنه» کاملاً درست نیست.
@m_iraji چیزی که ��رنامهنویسها دارن ولی مدلها ندارن، اینه که ما بصورت لایهای میتونیم به پروژه فکر کنیم ولی اونا نمیتونن. مثلاً ما میدونیم که معماری پروژه چیه، کدوم بخش، تقریباً چه کارهایی انجام میده و چرا و برای پیدا کردن چیزها میدونیم کجا دنبال چی بگردیم. LLMها جواب این سوالات /
@ali_afrougheh گاهی تماشای نسخهٔ بدون سانسور خودت لذتبخشه. گاهی هم یه راهیه برای تخلیهٔ خشمه. منظور اینه که الزاماً ارزش نیست. منم دورانی حسابی فحاشی و بد دهنی کردم و بخشی از مسیر رشدم بوده. الان عموماً فحاشی نکردن رو انتخاب میکنم ولی ممکنه فردا انتخاب نکنم!
مقایسهٔ به جا و درستیه. همونطور که بارها اشاره کردم، آدم هرچی جلوتر میره میتونه عشقی رو تجربه کنه که در ۲۰ سالگی حتی در تصورش هم نمیگنجه که همچین سطحی از عشق میتونه در جهان وجود داشته باشه.
۲۹۰ روز استرایک دولینگو داشتم. بخاطر اینکه بخاطر استرایک ادامه ندم، ۵ - ۶ روز نخوندم. توی ویجت هم نشون داد که دیگه استرایک نداری. امروز باز کردم و دیدم از این و اون گلریزون کرده و یه چیزی هم خودش گذاشته روش و استرایک فریز گرفته و ریست نکرده.
@soormeh مادرش نخواسته باشه ولی یه گربه دیگه اونو بپذیره چی؟ یا خیلی مریض یعنی چقدر مریض؟ و اون "چقدر" رو کی تعیین میکنه؟
طبق قانون طبیعت انسان ضعیف و مریض هم محکوم به حذفه.
یکی از دوستانمون توی انگلیس توی چالشی قرار گرفته که به کار و جای خواب نیاز داره. تقریباً یک ماهه داریم برای کمک بهش پرس و جو میکنیم و هنوز موفق نشدیم کمکی پیدا کنیم. اگه چیزی به اسم تایملاین انگلیس داریم یا کسی از دوستانم اینجا میتونه کمکی بکنه، لطفاً به دست اهلش برسونین.
یکی از دوستانمون توی انگلیس توی چالشی قرار گرفته که به کار و جای خواب نیاز داره. تقریباً یک ماهه داریم برای کمک بهش پرس و جو میکنیم و هنوز موف�� نشدیم کمکی پیدا کنیم. اگه چیزی به اسم تایملاین انگلیس داریم یا کسی از دوستانم اینجا میتونه کمکی بکنه، لطفاً به دست اهلش برسونین.
حاکمی را دیدم که عادتِ قبیح داشت و چوب در لانهی زنبور مینمود. عارفی شکایت آورد که «از این فعلِ تو، گلستانِ ما خشکید؛ دست بدار که در آزار خلق خدا خیری نباشد.» حاکم بفرمود تا وی را سیاست کردند. پیران شهر به شفاعت آمدند که: «این مور و زنبور برکتِ خاکاند، رعیت را به چوبِ ستم خسته مکن.» حاکم خشم گرفت و ایشان را نیز به بند افکند.
از قضای روزگار، ��نبوری بر رخسارِ حاکم نشست و نیشی بزد. مردم را از عجزِ او خنده بر لب آمد. حاکم را غضب از حد گذشت و فرمان داد مردم شهر را به چوب بندند و همه اشجار را به آتش ب��وزانند تا راه بر زنبور بسته شود و نشانِ خنده از لبان خلق گسسته.
درختِ برومند، بیبر شود
چو سلطان به کینِ مگس در شود
سفیه ار شود حاکمِ ملک و مال
به جرم سپیدی، سر ببرد ز زال
- بوف نامه
@HoneySherli@m_iraji می کنم که بعد از فوت پدرش، توی ماشین داشتم تلاش میکردم که با حرفهام تسکین بدم به جای اینکه لال باشم و فقط کنارش باشم. در هر صورت بوس به هردوتاتون و عذرخواهی از طرف یکی از اون بیشعورهای سابق که تلاش میکنه بیشعور نباشه ❤️
@HoneySherli@m_iraji منم تسلیت میگم هانیه جان.
یادمه من هم توی این کتگوری آدمهای بیشعور قرار داشتم. (شاید هنوز هم باشم البته) که از روی درک نکردن و تمایل برای «یه کاری کردن» یا «یه حرفی زدن» برای تسکین، شاید اولین چیزی که به ذهن برسه رو بدون مزمزه کردن بیان میکردم.
همینجا از محمد هم عذرخواهی /