چند بیت از مولانا جلالالدین بلخی، کلیات شمس تبریزی رابطه به عید
عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد
بر گیر و دهل میزن کان ماه پدید آمد
عید آمد ای مجنون، غلغل شنو از گردون
کان معتمد سدره از عرش مجید آمد
عید آمد رهجویان، رقصان و غزلگویان
کان قیصر مهرویان زان قصر مشید آمد
از درگاه آفریدگار کیهان و انسان مخلصانه استدعامندم که آرامش دایمی، عزت، سعادت و ثروت دارین را برای همه ارزانی فرماید.
به آرزوی امنیت و ثبات همیشگی برای تمام انسانهای کرهی خاکی و جهان آگنده از رفاه، آسایش، همدلی و همپذیری.
این روزهای خجسته و نیک را با خوشی و کنارهمی بگذرانید.
عید سعید قربان، جشن گوسپندکُشان، مراسم حج و زیارت بیتالله شریف و روز ایثار و فداکاری ابراهیمی "ع" را برای تمام مسلمانان جهان و مردم کشورمان تبریک و تهنیت میگویم.
نیایشها، دهشها و قربانی���های شما پذیرای درگاهِ ایزد گیتی و هستی بگردد.
گفت: بگو تا آن چیست؟
گفت
غریبی گرت ماست پیش آورد
دو پیمانه آب است و یک چُمْچه دوغ
اگر راست میخواهی، از من شنو
جهاندیده بسیار گوید دروغ
ملک را خنده گرفت و گفت: از این راستتر، سخن تا عمرِ او بوده باشد، نگفته است.
فرمود تا آنچه مأمولِ اوست مهیّا دارند و به خوشی برود
گلستان سعدی
شیّادی گیسوان بافت که من علویم و با قافله حجاز به شهری در آمد که از حج همیآیم و قصیدهای پیش ملک برد که من گفتهام.
نعمتِ بسیارش فرمود و اکرام کرد. تا یکی از نُدَمایِ حضرتِ پادشاه که در آن سال از سفرِ دریا آمده بود، گفت: من او را عیدِ اَضحیٰ در بصره دیدم! معلوم شد که حاجی نیست.
دیگری گفتا: پدرش نَصْرانی بود در مَلَطْیه، پس او شَریف چگونه صورت بندد؟ و شعرش را به دیوان انوری دریافتند.
ملک فرمود تا بزنندش و نَفْیْ کنند تا چندین دروغِ دَرهَم چرا گفت.
گفت: ای خداوندِ روی زمین! یک سخنت دیگر در خدمت بگویم، اگر راست نباشد به هر عقوبت که فرمایی سزاوارم.
آرامگاه بیدارگرِ مشرق زمین مرحوم سید جمالالدین افغانی، صحن دانشگاه کابل.
The tomb of Seyyed Jamaladdin Afghani, the awakener of the East, in the courtyard of Kabul University.
آرامگاه استاد خلیلالله خلیلی شاعر سخن و پیر کهنِ زبان و ادبیات پارسیدری، صحن دانشگاه کابل.
The tomb of Khalilullah Khalili, the eloquent poet and venerable elder of the Persian-Dari language and literature, in the courtyard of Kabul University.
پیرامون مرز دیورند
دیورند مرز بینالمللی بین دو کشور مسلمان، جمهوری اسلامی افغانستان و جمهوری اسلامی پاکستان میباشد که به تاریخ ۱۲ نومبر ۱۸۹۳ به امضا رسیده است.
بنا، منبعد ننویسید خط دیورند، بلکه بنویسید مرز دیورند.
به همدیگر احترام بگذارید.
About the Durand Border
Durand is an international and official Border between two Muslim countries of Republic Islamic State of Afghanistan and Islamic Republic State of Pakistan since, November 12, 1893.
Please don't called it as Durand Line anymore. Respect each other.
About the Durand Border
Durand is an international and official Border between two Muslim countries of Republic Islamic State of Afghanistan and Islamic Republic State of Pakistan since, November 12, 1893.
Please don't called it as Durand Line anymore. Respect each other.
یک رباعی قشنگ از مهستی گنجوی
مهستی گنجوی از شاعران قرن ششم هجری قمریست. اسم اصلی این شاعر "منیژه" است. این رباعیاش بس زیباست
من عهد تو سخت سُست میدانستم
بشکستن آن درست میدانستم
این دشمنی ای دوست که با من ز جفا
آخر کردی، نخست میدانستم
سخنان حماسی از فردوسی بزرگ برای این قرن !
دریغ است ایـران که ویـران شــود
کنام پلنگان و شیران شــود
چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد
در این بوم و بر زنده یک تن مباد
همـه روی یکسر بجـنگ آوریــم
جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم
همه سربسر تن به کشتن دهیم
بـه از آنکه کشـور به دشمن دهـیم
Happy new year/ new day / Nowrooz /Jamshid-Yama celebration 1405 SH for all Persian Language community.
سال نو، نوروز، جشن جمشیدی و بهار ۱۴۰۵ هجری شمسی برای تمام فارسی زبانان گیتی خجسته باد.
پیام عید مبارکی جهت فرارسیدن عید سعید فطر
هموطنان گرامی و دوستان گرانقدر
عید سعید فطر (عید رمضان) را برای شما و از طریق شما به خانوادههای محترم و وابستگان گرانسنگ تان از صمیم قلب تبریک و تهنیت عرض میدارم.
آرزودارم که عید خُرد را در کنار دوستان و خویشاوندان خویش به خوشی و
شادمانی سپری نمایید.
این جشنِ روزهگشایان را به فالنیک میگیرم و از بارگاه خداوند آسمانها و زمین متمنیام که در سرتاسر بلاد اسلام صلح و آشتی تامین و به وطن عزیز ما ثبات، اتحاد و اتفاق و همدیگرپذیری را مستولی سازد.
به امید قبولی نیایشها و پارساییهایتان به درگاه ایزد گیتی
از خاقانی، به مناسبت حال و روزِ جاری، لطفا بخوانید خالی از مفاد نیست
با بخت در عتابم و با روزگار هم
وز یار در حجابم و از غمگسار هم
بر دوستان عیالم و بر اهل بیت نیز
بر آسمان وبالم و بر روزگار هم
اندر جهان منم که محیطِ غم مرا
پایان پدید نیست؛ چه پایان! کنار هم
حیرانم از سپهر؛ چه حیران! که مست نیز
محرومم از زمانه؛ چه محروم! خوار هم
روزم به غم فروشد؛ لابل که عمر نیز
حالم به هم برآمد؛ لابل که کار هم
کس را پناه چون کنم و راز چون دهم؟
کز اهل بینصیبم و از رازدار هم
بر بویِ همدمی که بیابم یگانه رنگ
عمرم در آرزو شد و در انتظار هم