@justchangingun تیر اندازی کردن و دیگه با ال موتوری و ماشین بودن و بخاطر ترسشون از شخصی به اسم مهرداد ماهر که توی امریکاست و لیدری میکنه یرای همدان نتونستن مثل بقیه شهرها بکشن بچه هارو
و کشته شده ها فعلا دویست نفربوده
و از قبل فراخوان هیجدهم هم همدان هرشب اعتراضات بود و حکومت نظامی
خیلی بازداشت
چندین ساله من سیاه پوشم
چقدر شب بیداری و هشتگ زدیم اون سال ها
نه که خسته و سرخورده باشم
نه
هوشیارم
اما لال شدم
چون اینبار هشتگ ها و اخبار و توییتر و اشتراک گزاریو و و
همه برام بی معنان
و لال خواهم موند تا وقتی از زنده بودنم دیگه خجالت نکشم
هشتگ: یا تموم میشیم یا تموم میکنیم
من تحمل دیدن هشتگ های توییتر رو ندارم
تحمل صدای بی نظیر شروین رو ندارم
تحمل یادآوری فریاد های اکباتان
چشم های تیرخورده
خبرهای اعدام
جمله نترسید نترسید
ماهمه باهم هستیم؛
ندارم
چون همشون اگه میدونستن اینجوری فراموش و بی نتیجه میشن
هرگز جون و آرزوهاشون رو فدا نمیکردن
#مهسا_امينی
مدتهاست توییتر نیومدم یا توییتی نزدم
ازدوسال پیش تا به حال دیگه دل و دماغ توییتر رو ندارم
میترسم تایملاین رو ببینم
اینکه اون همه بچه جونشونو دادن چه زندانیا چه کشته شده ها و در اخر شدن چندتا توییت خبری، دلمو اتیش میزنه
حتی دوست ندارم اواتاری بزارم
توییتر برای من هنوز مشکی پوشه!
به سخنان این سه کودک گوش بدهید، آنها فرزندان عباس دریس، معترض محکوم به اعدام، هستند.
آنها مادرشان را هم از دست دادهاند، مادرشان پس از شنیدن خبر اعدام همسرش عباس دریس، سکته میکند و بچهها تنها میمانند.
میگویند که عباس تنها شاهد کشتار نیزارهای ماهشهر است. روایتی خونین در جریان اعتراضات ۹۸، در همان روزها که اعتراضات در بسیاری از شهرها در جریان بود، در ماهشهر از روز ۲۴ آبان اعتراضات به گرانی بنزین شروع شد، اما حجم سرکوبها در روز ۲۷ آبان به اوج خود رسید.
به گفته بسیاری از ساکنان این شهر، در این روز یک باره میزان سرکوبها شدت گرفت، گویی تنها دلیل شدت سرکوب در ماهشهر مربوط میشود به بسته شدن شاهراه منطقه ویژه اقتصادی که گویی هزینه سنگینی را برای دولت در برداشت و این عاملی تبدیل شد که ماموران امنیتی با تانک و دوشکا روانه ماهشهر شوند و معترضان را به سمت نیزارها برانند و با سنگینترین سلاحهای جنگی در سایه قطع اینترنت و بستن تمام راههای خبررسانی به سرکوب معترضان بپردازند.
شاهد علوی، روزنامهنگار که وقایع اعتراضهای آبان را تعقیب کرده است، در ��وییتی به نقل از یکی از اهالی ماهشهر نوشت: «نیزار را چنان به رگبار بسته بودند گویی آن را با داس بریدهاند. دریای خون به پا شده بود.»
یک کاربر دیگر هم در روایتی از این ماجرا نوشته است: «نيزار شهرک چمران که در ورودی شهر و جاده ماهشهر قرار دارد. معترضان که این جاده را در اعتراضات بسته بودند با هجوم نیروهای امنیتی به نیزار پناه میبرند که به رگبار بسته میشوند. پس از گذشت چند روز با قطع اینترنت و تماس، خانواده با بلند شدن بوی مردگان دنبال فرزندانشان میگردند.»
حال بسیاری میگویند، برای عباس دریس، عنوان تنها شاهد کشتار معترضان در نیزارهای ماهشهر حکم اعدام بریدهاند. همسر عباس، تاب نیاورد و با شنیدن خبر، سکته کرد و سه فرزندش را تنها گذاشت.
عباس و برادرش را بازداشت کردند و به عباس با اتهام محاربه و اخلال در نظم و مشارکت در قتل یکی از نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی موسوم به نوپو» حکم اعدام دادهاند، این اتهام هرگز در دادگاه علنی با رعایت موازین حقوقی و دادرسی عادلانه و با داشتن وکیل انتخابی مورد بررسی قرار نگرفته است و هیچ سندی مبنی بر اتهامات او وجود ندارد و هرچه بوده ادعای بیسند شفاهی بوده است.»
#دادبان #عباس_دریس